فاجعـه​درایذه







22 دانـش​آمــوز دخـتــر و 4 زن و مــرد درسانحه رانندگی محور بروجن کشته شدند




باور کردن این فاجعه خیلی سخت است، 26 دختر دبیرستانی در چشم برهم زدنی برای همیشه خاموش شدند و خنده‌‌ها ناگهان به ماتم، شیون و ناله نشست.

 شوک: اتوبوس راهیان نور که مسئولان و دانش‌آموزان دختر دوم دبیرستانی مدرسه پاسداران عفت بروجن سوار بر آن از شلمچه به خانه‌هایشان برمی‌گشتند در تاریکی جاده دهدز ناگهان سرعت گرفت. هیاهویی به پا بود هیچ‌کس نمی‌دانست چه سرنوشتی در کمین آنها است. اتوبوس با سرعتی جنون‌آمیز در پیچ و خم جاده پیش می‌رفت که با لغزش روی جاده خیس ناگهان فرمان از دست راننده گریخت. اتوبوس با سرعت زیادی پیچ و تاب خورد، دختر‌ها که تا آن لحظه می‌خندیدند با وحشت به صندلی‌‌ها چسبیدند و جیغ‌زنان به تماشا نشستند. سایه مرگ در شب شوم بر سر اتوبوس پرسرعت نشسته بود و انگار کار از کار گذشته بود.
عقربه‌‌ها ساعت 20 و 30 دقیقه شامگاه جمعه 28 مهرماه سال جاری را نشان می‌داد که اتوبوس اسکانیا در جاده ایذه به شهرکرد و در پنج کیلومتری دهدز در شاخه شهر بروجن از جاده خارج شد.
واژگونی اتوبوس، فریاد‌های وحشتناک دختران دانش‌آموز را خاموش کرد و با آرام گرفتن آن، تنها ناله‌‌ها بودند که در تاریکی شب بارانی به گوش می‌رسیدند.
چند خودروی رهگذر که این صحنه باور نکردنی را می‌دیدند همزمان با تماس‌‌های پی در پی و اطلاع دادن ماجرای این سانحه به پلیس به تکاپو افتادند تا بتوانند فرشتگان نجاتی برای دختران دانش‌آموز باشند.

عملیات نجات
وقتی ماجرای واژگونی اتوبوس مسافربری به پلیس مخابره شد هیچ‌کس تصور نمی‌کرد مسافران این اتوبوس مرگ، دانش‌آموزان دختر دبیرستانی باشند که برای اردو در قالب راهیان نور به شلمچه سفر کرده بودند.
دقایقی از مخابره این گزارش دهشتناک نگذشته بود که صدای آژیر خودرو‌های پلیس و آمبولانس‌‌های اورژانس و هلال‌احمر، جاده لغزنده را در برگرفت.
پس از بررسی‌‌های میدانی و در حالی که مشخص بود این حادثه کشته زیادی داشته است، امدادگران و مأموران برای نجات جان دختران دانش‌آموز وارد عمل شدند و از سوی دیگر جرثقیل‌‌هایی برای جابه‌جایی اتوبوس به محل حادثه اعزام شد. 


یک فاجعه
خیلی زود غم و اندوه بر شانه‌‌های امدادگران، مأموران و تماشاچیان صحنه سانحه نشست. 26 دختر دبیرستانی در همان دقایق نخست حادثه به کام مرگ فرو رفته بودند که در بین آنان مدیر مدرسه نیز بود.
هنوز مشخص نبود چه کسانی زنده هستند. آمار تکان‌دهنده بود 26 کشته و 18 زخمی که 15 دختر به صورت سرپایی درمان شدند و 8 زخمی دیگر که در حالت بسیار بدی قرار داشتند برای نجات از مرگ به بیمارستان‌‌های اهواز و شهرکرد انتقال یافتند.


جنون سرعت
سرهنگ صمد اسفندیاری معاون عملیات پلیس‌راه کشور نیز با بیان این که حادثه واژگونی اتوبوس اسکانیا حامل دانش‌آموزان مقطع دوم دبیرستان شهرستان بروجن در ساعت 20:10 شب‌ جمعه گزارش شد گفت: این حادثه در کیلومتر 185 محور ایذه به لردگان رخ داد.
وی با اعلام این خبر که در حال حاضر تیم ویژه‌ای از کارشناسان تصادفات پلیس‌راه رسیدگی به این تصادفات را بر عهده گرفته‌اند گفت: تخطی از سرعت مطمئنه در جاده لغزنده علت این حادثه گزارش شد. اسفندیاری افزود: این حادثه 26 کشته و 18 زخمی به همراه داشت و با توجه به لغزنده‌بودن جاده و واژگونی اتوبوس در گل کارشناسان با یافتن دستگاه GPS‌ این اتوبوس بررسی‌‌‌های ویژه علت‌یابی را انجام خواهند داد.
مدیر روابط عمومی سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر از واژگونی اتوبوس مسافربری در خوزستان و حادثه‌دیدن 44 تن خبر داد.
حسین درخشان در تشریح این حادثه گفت: در ساعت 20:30 شب جمعه واژگونی یک اتوبوس در محور ایذه به شهرکرد در پنج کیلومتری دهدز به طرف بروجن به امدادگران جمعیت هلال احمر اعلام شد.
وی با بیان این که با توجه به نوع گزارش دریافتی، بلافاصله تیم‌‌‌هایی از امدادگران جمعیت به همراه دستگاه‌‌‌های زنده‌یاب و ست‌‌‌های هیدرولیک نجات به محل حادثه اعزام شدند گفت: اتوبوس در مسیر دچار سانحه‌شده و واژگون شده بود.

 


وی با اشاره به انتقال مجروحان حادثه واژگونی اتوبوس حامل دانش‌آموزان به مراکز درمانی از وضع مناسب مصدومان خبر داد.
حسین درخشان گفت: در این زمینه 8 تن از مجروحان به مراکز درمانی انتقال یافتند و 15 مجروح دیگر نیز به طور سرپایی درمان شدند. وی افزود: در پی گزارش این حادثه به جمعیت هلال احمر 4 تیم شامل 16 نیروی امدادی به همراه خودرو‌‌های نجات و آمبولانس در محل حادثه حضور یافتند و به دانش‌آموزان مجروح خدمات ارائه دادند.
مدیرکل مدیریت بحران چهارمحال و بختیاری نیز در این خصوص گفت: جمعه شب بر اثر واژگونی یک اتوبوس در محور لردگان به خوزستان، 26 تن از دانش آموزان شهر بروجن جان خود را از دست دادند. ستار فرهادی افزود: پیکر دانش آموزان جان‌باخته به شهر بروجن انتقال یافت. به گفته وی، بلافاصله پس از این حادثه 20 آمبولانس به منطقه اعزام شد و پیکر دانش آموزان جان باخته نیز به این شهر منتقل شد. وی گفت: ستاد مدیریت بحران استان بلافاصله به حالت آماده‌باش در‌آمد و گروه‌‌های امدادی در نخستین دقایق این حادثه در محل حادثه حضور یافتند.
11 مجروح در بیمارستان اهواز
رئیس ستاد بحران دانشگاه علوم پزشکی اهواز گفت: 11 مصدوم سانحه تصادف واژگونی اتوبوس حامل دانش آموزان دختر بروجن در جمعه شب، در بیمارستان گلستان اهواز بستری شدند.
دکتر شاهرخ رئیسیان اظهار کرد: حال یکی از مصدومان وخیم است که هم اکنون در بخش ICU تحت مراقبت قرار دارد.

 


وی افزود: علاوه بر 11 مصدوم، سه مجروح دیگر این سانحه نیز به بیمارستان شهدای ایذه درخوزستان منتقل و سرپایی معالجه شدند. رئیسیان ادامه داد: چهار تن از 18 مجروح این حادثه نیز در بیمارستان لردگان بستری شده‌اند.
رضا رفیعی، مسئول روابط عمومی اورژانس 115 خوزستان نیز اظهار کرد: این سانحه به دلیل بی‌احتیاطی راننده و لغزنده بودن جاده رخ داد و مأموران امداد اورژانس از همه شهر‌‌های نزدیک به محل حادثه به یاری مصدومان شتافتند. 


اسامی 26 دانش‌آموز جان‌باخته
مدیرکل پزشکی قانونی استان چهارمحال و بختیاری اسامی جان‌باختگان حادثه واژگونی اتوبوس راهیان نور را اعلام کرد.
رویا عسگری، پریسا رضایی، فاطمه شمس، الهام حسن‌زاده، هانیه انتظامی، شبنم مقدسی، محدثه مهدوی‌نیا، مرضیه احمدی، زهرا عباسیان، پریسا زندیان، مژگان هادی‌پور، مرضیه سلیمی، مائده فرهمندیان، فاطمه کریمی، زهرا عرب، زهرا غفاری، مریم خاقانی، ماندانا الهیان، فائزه شبانیان، آمنه خاکسار، نرگس کوهی‌کمالی، مینا ربیعی، ریحانه شریفی‌ریگی، یک ناشناس و حجت‌الله مرادی
(کمک راننده) و رحمان جهان‌پناه(مسئول کاروان) 


شهر سیاهپوش همه بروجن سیاهپوش است، در خیابان‌‌های این شهر بذر مرگ پاشیده‌اند. اشک‌‌ها بر گونه‌‌های کوچک و بزرگ رخ‌نمایی می‌کند، شانه‌‌های شکسته می‌لرزند و هیچ کس باور ندارد جگرگوشه‌هایشان قرار نیست در کوچه پس‌کوچه‌‌ها راهی مدرسه‌شان شوند.
صبح دیروز- شنبه 29 مهر‌ماه سال جاری- در بروجن عزای عمومی بود. همه مغازه‌‌ها به احترام مرگ دختران دانش‌آموز تعطیل بودند و مزار مردگان پر از جمعیتی بود که هنوز بهت‌زده بودند.
سه هزار زن، مرد، پیر، جوان و کودک همه به صف کشیدند تا پیکر 6 قربانی حادثه را که تا دیروز شناسایی شده بودند تشییع کنند. هیاهویی بود و شیون، اشک‌‌هایی بود و ماتم! همه تصور می‌کردند هنوز خواب می‌بینند. یک مرد که خیلی ناراحت به نظر می‌رسید به خبرنگار شوک گفت:« فرقی ندارد انگار بچه خودم در این حادثه جان باخته است، این شهر کوچک است و همه یکدیگر را می‌شناسیم، چهره خیلی از این دختر‌‌‌ها را به ذهن دارم و واقعاً غمگین هستم. »
وی افزود: «در تشییع جنازه همه شهر شرکت دارند و گفته شده که مدرسه این قربانیان تا 20 روز تعطیل است، باور نمی‌کنید انگار در این شهر زلزله آمده است.»زن جوانی که بسختی حرف می‌زد و بغض راه گلویش را بسته بود نیز به شوک گفت: «همه شهر امروز در مزار بودند و در تشییع جنازه‌‌های بعدی نیز حتماً همین حضور خواهد بود، شهرمان شوک‌زده است.»وی افزود: «این دختر‌ها به‌خاطر درس آمادگی دفاعی باید از شلمچه دیدن می‌کردند، در مسیر بازگشت به‌خاطر بارانی بودن جاده اتوبوس واژگون شد، مدیر مدرسه که ماندانا الهیان نام داشت و مژگان هادی‌پور معاون مدرسه هم کشته شده‌اند، باور کردنی نیست!»
این زن گفت: «در تشییع جنازه اسم‌‌های روی تابوت‌‌ها را خواندم زهرا عرب، فاطمه کریمی، آمنه خاکسار و مرضیه سلیمی بودند و شنیده‌ام بقیه را در روز‌های بعدی تشییع خواهند کرد.» 


اظهارات یک مسئول فرمانداری بروجن
یک مقام مسئول در فرمانداری شهر بروجن به خبرنگار شوک گفت: ساعت 20 و 10 دقیقه جمعه 28 مهرماه اتوبوس اسکانیا که از منطقه شلمچه به سوی بروجن در حال حرکت بود در منطقه دهدز دچار واژگونی شد که متأسفانه تاکنون 26 تن از دانش‌آموزان که همگی دختر بودند به دلیل شدت جراحات به کام مرگ فرو رفتند.
وی در ادامه افزود: با مخابره این تصادف به اورژانس و پلیس راه، دقایقی بعد آمبولانس​ها سریع خود را به آنجا رساندند و 16 تن از مجروحان را به بیمارستان‌‌های شهر اهواز انتقال دادند و تیم‌‌های دیگر نیز اجساد قربانیان حادثه را از میان صندلی‌‌های له شده به بیرون کشیدند. این مقام مسئول ادامه داد: شاهدان عینی ادعا کرده‌اند که اتوبوس اسکانیا حامل دانش‌آموزان دبیرستانی با سرعت بسیار بالایی در حال حرکت بوده که به دلیل لغزندگی جاده، راننده کنترل اتوبوس را از دست داده و دچار واژگونی شدیدی شده است. وی در پایان گفت: ساعت 11 صبح روز گذشته مراسم تشییع پیکر قربانیان این حادثه در شهر بروجن برگزار شد و گزارشات مسئولان حاکی از این است که وضع عمومی مجروحان دیگر مطلوب است. 


گفته‌‌های یک نجات یافته
یکی از دختران دانش‌آموز که از این حادثه مرگبار نجات یافته است در گفته‌‌های کوتاهی سرعت زیاد اتوبوس را جنون‌آمیز خواند.
این دختر که باور ندارد همکلاسی‌هایش جان باخته‌اند، گفت: در مسیر بازگشت به شهرمان دیدیم سرعت اتوبوس زیاد شده است و از راننده خواستیم آرام‌تر حرکت کند اما انگار ترمز بریده بود. هنوز واژگون نشده بودیم، جیغ و داد می‌زدیم و همه وحشت کرده بودند و راننده نمی‌توانست اتوبوس را آرام کند. 



25 مجروح در واژگونی اتوبوس دانشجویان دختر در کرمانشاه رئیس مرکز کنترل ترافیک پلیس راهور گفت: بر اثر واژگونی اتوبوس حامل دانشجویان دختر، 25 تن مجروح شدند. سرهنگ رضا سلبی افزود: بعد از ظهر روز گذشته مأموران
پلیس​راه با اعلام خبری مبنی بر واژگونی یک دستگاه اتوبوس در محور اسلام آباد غرب - کرمانشاه، بلافاصله اکیپی از مأموران پاسگاه «حسن آباد» شهرستان اسلام آباد غرب راهی محل حادثه شدند. وی ادامه داد: با حضور مأموران در محل مشخص شد یک دستگاه اتوبوس حامل 40 تن از دانشجویان دختر دانشگاه ملایر استان همدان، هنگام بازگشت از غرب کشور به دلایلی از جاده منحرف و واژگون شده است. به گفته رئیس مرکز کنترل ترافیک پلیس راهور، در این حادثه 25 تن از دانشجویان دختر دچار جراحت شده بودند که توسط تیم‌های فوریت‌های پزشکی به مراکز درمانی اعزام شدند. براساس اطلاعات رسیده وضع عمومی مصدومان حادثه مساعد گزارش شده است. سرهنگ سلبی افزود: علت وقوع این حادثه در دست بررسی است.

26 کشته در تصادف اتوبوس راهیان نور




به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری آنا، ساعت 20.30 شب گذشته اتوبوس اسکانیای حامل دانش آموزان دختر مقطع متوسطه شهرستان بروجن که عازم اردوی راهیان نور بود در جاده ایذه دچار واژگونی شد.

به دنبال این حادثه 26 نفر فوت کرده و 18 نفر نیز مجروح شدند.

سرهنگ صمد اسفندیاری معاون عملیات پلیس‌راه کشور تخطی از سرعت مطمئنه را علت بروز این حادثه عنوان کرد.

تاکنون 23 جسد شناسایی شده است و تلاش تیم پزشکی قانونی برای احراز هویت سه جسد دیگر ادامه دارد.

از آنجایی که تمامی این کشته‌ها ساکن بروجن بوده‌اند در حال حاضر تمامی اجساد به پزشکی قانونی بروجن منتقل شده و تلاش تیم پزشکی برای تحویل هرچه سریعتر اجساد به خانواده‌هایشان ادامه دارد همچنین یک نفر از مجروحان در کما به سر می‌برد.

شهرکرد / واحد مرکزی خبر / اجتماعی  پیکرهای جان باختگان حادثه واژگونی اتوبوس لحظاتی پیش در شهر بروجن از توابع چهار محال و بختیاری تشییع و خاکسپاری شد. - پیکرهای 26 جان باخته حادثه دلخراش واژگونی اتوبوس در قطعه ایثار آرمستان بهشت فاطمه این شهر به خاک سپرده شدند. - این اتوبوس دیشب از سمت خوزستان به سمت شهرکرد در حال حرکت بود که حوالی 50 کیلومتری شهر دهدز و 150 کیلومتری شهرکرد واژگون شد. - از هجده زخمی این حادثه 4 نفر در بیمارستان آیت الله کاشانی شهرکرد و 14نفر در بیمارستان گلستان اهواز بستری هستند ...


ناامنی جاده‌های کشور و بی توجهی رانندگان اصلی ترین علت این تصادفات است .

دستور ویژه آیت الله آملی لاریجانی برای رسیدگی به حادثه واژگونی اتوبوس حامل دانش‌آموزان

 
آیت الله آملی لاریجانی طی دستور به رئیس کل دادگستری استان‌ خوزستان این مقام قضایی را مأمور رسیدگی فوری به حادثه واژگونی اتوبوس دانش آموزان بروجنی کرد.

اداره کل روابط عمومی و تشریفات قوه قضائیه رئیس قوه قضائیه، رئیس کل دادگستری استان‌ خوزستان را مأمور رسیدگی فوری به حادثه واژگونی اتوبوس دانش آموزان بروجنی کرد.
 
در این دستور آمده است:
 
رئیس کل محترم دادگستری استان خوزستان
 

   حادثه رانندگی منجر به درگذشت  26 نفر و مجروح شدن تعدادی دیگر از آینده سازان ایران اسلامی موجب تأسف و تأثر گردید.
 
به این وسیله با تسلیت درگذشت این عزیزان به خانواده‌های داغدار و جهت پیشگیری از این قبیل حوادث دلخراش لازم است دادگستری کل استان خوزستان نسبت به بررسی علل وقوع این حادثه جانگداز، اقدام و پیگیری‌های قضایی لازم را به سرعت به عمل آورده و نتیجه به اطلاع اینجانب برسد.
 
بدیهی است با توجه به وقوع حوادث مشابه و آمار دور از انتظار تصادفات رانندگی که متأسفانه سالیانه منجر به کشته و مجروح شدن تعداد زیادی از هموطنان عزیز می‌شود، باید اقدامات عاجل و مناسب به منظور کاهش تصادفات از سوی مسئولان ذی‌ربط صورت گیرد.
 
ان‌شاءا... با سرعت و دقت در رسیدگی به این حادثه جانگداز از وقوع و تکرار حوادث مشابه پیشگیری شود.


















صدور کارنامه سلامت بهداشتی و روانی برای دانشجویان

صدور کارنامه سلامت بهداشتی و روانی برای دانشجویان

حمید یعقوبی ، اظهار داشت: صدور کارنامه سلامت برای دانشجویان سالیانه صادر می شود و اول هر سال تحصیلی دانشجویان چکاپ می شوند. وی ادامه داد: تمام دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی، دولتی و از امسال دانشجویان دانشگاههای غیر ...

مجتمع متخصصین ایران به نقل از خبرگزاری مهر -

حمید یعقوبی ، اظهار داشت: صدور کارنامه سلامت برای دانشجویان سالیانه صادر می شود و اول هر سال تحصیلی دانشجویان چکاپ می شوند.

وی ادامه داد: تمام دانشجویان دانشگاههای آزاد اسلامی، دولتی و از امسال دانشجویان دانشگاههای غیردولتی غیرانتفاعی می توانند در این چکاپ شرکت کنند.

به گفته این مقام مسئول در وزارت علوم، دانشگاهها از محل شهریه فرهنگی و دانشجویی که از دانشجویان دریافت می کنند برای دانشجویان این کارنامه را تهیه می کنند.

رئیس دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم با بیان اینکه ممکن است در خلال معایناتی که صورت می گیرد بیماری خاص در دانشجو شناسایی شود، ادامه داد: این دانشجویان در صورت تمایل برای درمان بیماری خود می توانند به مرکز بهداشت و مشاوره دانشگاه محل تحصیل خود مراجعه کنند.

شمس لنگرودی

حکایت باران بی امان است

این گونه که من

دوستت می دارم .

شوریده وار و پریشان باریدن

بر خزه ها و خیزاب ها

به بی راهه و راه ها تاختن

بی تاب ٬ بی قرار

دریایی جستن

و به سنگچین باغ بسته دری سر نهادن

و تو را به یاد آوردن

حکایت بارانی بی قرار است

این گونه که من دوستت میدارم

 

 

از : شمس لنگرودی

شمس لنگرودی

دست های تو

تصمیمم بود

باید می گرفتم و

دور میشدم...

 

 

از : شمس لنگرودی

تو را من چشم در راهم

تو را من چـشـــــم در راهــــــم

 شباهنگام


كه مي گيرند در شاخ  تلاجن * سايه ها رنگ سياهي

وزان دلخستگانت راست اندوهي فراهم

تو را من چـشـــــم در راهــــــم .


شباهنگام ،

در آن دم كه بر جا دره ها چون مرده ماران

خفتگانند

در آن نوبت كه بندد دست نيلوفر به پاي سرو كوهي دام

گـَرَم يادآوري يا نه ، من از يادت نمي كاهم

تو را من چـشـــم در راهــــــم 

شیشه پنجره باران شست ...... (حمید مصدق)

وای باران باران

شیشه پنجره را باران شست

از دل من اما  چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟

آسمان سربی رنگ

من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

می پرد مرغ نگاهم تا دور

وای باران باران

گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری

تو توانایی بخشش داری

دستهای تو توانایی آن را دارد  که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شور و عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زیبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی

اطلاعاتی درمورد اهدا یاخته (سلول) بنیادی واهمیت آن

اطلاعاتی درمورد اهدا یاخته (سلول) بنیادی واهمیت آن  

  

 در حال حاضر تنها راه درمان قطعی بیماران مبتلا به سرطان خون، تالاسمی وسایر بیماریهای خونی، پیوند سلولهای بنیادی خونساز به آنهاست. این كار از طریق فردی که از لحاظ ژنتیکی(نه گروه خون) با بیمار مشابه باشد صورت می پذیرد. 30% افراد بیمار از خانواده و فامیل خود فرد مشابه را  پیدا می‌کنند ولی 70% دیگر، در خانواده و فامیل فردی با ژنتیك مشابه را پیدا نكرده و می‌بایست از افراد غیرخویشاوند، ژنتیک مشابه را پیدا كنند و درصورت پیدا نکردن گزینه‌ای با چنین ویژگی‌هایی، جان خود را ازدست می‌دهند. همچنین تعداد افرادی که از لحاظ ژنتیکی در جامعه انسانی باهم مشابه باشند بسیار پایین است(احتمال دارد شما فرد مشابه باشید)لذا این امر مستلزم اینست که همه دست به دست هم بدهیم وبرای یاری رساندن به این عزیزان با گذاشتن تنها نیم ساعت از وقتمان و انجام یک آزمایش ساده خون،عضوی از این بانک سلول بنیادی شویم.در حال حاضر تعداد جمعیت ثبت نام شده در دو مرکز کمتر از 5هزار نفراست که این رقم بسیار بسیار پایین می باشد.لازم به ذکر است زمانی که جواب آزمایش ما با فرد بیماری مشابه باشد از سوی مرکز با ما تماس گرفته شده و اهدا در آن زمان صورت میگیرد و سلولهای بنیادی را ازخون ما میگیرند.شیوه اهدا،مشابه اهدای خون میباشد.

 

درایران دو مرکز ازداوطلبین ثبت نام به عمل می آورند:

بانک اهدا سلولهای بنیادی واقع در بیمارستان شریعتی تهران شنبه تا چهارشنبه(ازساعت8 تا1 )  پنجشنبه ها(ازساعت8 تا 12)

سایت جهت ثبت نام اینترنتی: www.iscdp.org    

 شماره تماس: 02184902669     

مرکز سپاس واقع در سازمان انتقال خون مرکزی جنب برج میلاد(  شنبه تا چهارشنبه)

سایت جهت ثبت نام اینترنتی: www.iscdr.ibto.ir          

  شماره تماس: 02188067338

 با پرینت ساده از این پوستر ونصب آن(باهماهنگی)در اماکن عمومی محل زندگی وکار خود مثل نانوایی،مسجد،هیئات مذهبی،دانشگاه و...مخصوصا درتهران به نجات جان این بیماران که اکثرا کودکند بشتابیم.(درحال حاضر انجام آزمایشHLA وثبت نام  درایران فقط در دومرکز بانک اهدا بیمارستان شریعتی ومرکز سپاس وابسته به سازمان انتقال خون درتهران  صورت می پذیرد و درسایرشهرها هنوز فعال نشده اند)

جزئیات پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشدعلوم  پزشکی با پرداخت شهریه

مركز سنجش آموزش پزشكي وزارت بهداشت اعلام كرد:

جزئیات پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد پزشکی با پرداخت شهریه


مرکز سنجش آموزش پزشکی وزارت بهداشت، نحوه پذیرش دانشجو با پرداخت هزینه شخصی (شهریه) برای نیمه دوم سال تحصیلی 92-91 از بین داوطلبان شرکت کننده در آزمون ورودی کارشناسی ارشد سال 91 را اعلام کرد.

به گزارش مهر، ‌مرکز سنجش پزشکی درخصوص نحوه پذیرش دانشجو با پرداخت شهریه در اطلاعیه ای اعلام کرد داوطلبان شرکت کننده در آزمون ورودی کارشناسی ارشد اول و دوم تیرماه 91 که در آزمون پذیرفته نشده اند می توانند در دوره کارشناسی ارشد با پرداخت هزینه شخصی (شهریه) برای نیمه دوم سال تحصیلی 92-91 شرکت کنند.

براساس تصمیمات متخذه مبنی بر پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد به صورت مازاد برظرفیت با پرداخت هزینه شخصی(شهریه)، کلیه افرادی که در آزمون ورودی سال 91 شرکت کرده و پذیرفته نشده اند می توانند نسبت به انتخاب دانشگاههای پذیرنده که متعاقباً اعلام خواهد شد، اقدام کنند تا نسبت به پذیرش واجدین شرایط براساس اولویت نمره و رشته محل انتخابی اقدام لازم بعمل آید.

براساس اعلام مرکز سنجش آموزش پزشکی، اسامی و ظرفیت دانشگاههای پذیرنده، ضوابط پذیرش، میزان سهمیه و سایر موارد مربوطه طی اطلاعیه این مرکز در نیمه اول آبان ماه به اطلاع عموم خواهد رسید.

نحوه ارسال مقاله براي مجلات بين المللی

نويسنده: آقاي  عبدالعظیم ملایی  (وبلاگ آی اس آی ژورنال )

آدرس وبلاگ نويسنده: isimag.blogfa.com

نحوه ارسال مقاله براي مجلات بين المللی

معمولا ارسال مقاله براي مجلات خارجي به سه نوع صورت مي پذيرد:

۱. ازطريق سيستم آنلاين؛

۲. از طريق ايميل به سردبير؛

۳. از طريق سايت مجله.

در حال حاضر بيشتر مجلات بين المللي معتبر از سيستم آنلاين ارسال مقاله استفاده مي كنند. موسسه آي اس آي تحت برند ScholarOne خدمات دريافت مقاله از محقق و تحويل آن به دفتر مجله را انجام مي دهد. به ازاي تحويل هر 100 مقاله در سال، 3000 دلار و به ازاي تحويل 200 مقاله در سال 6000 دلار دريافت مي كند. بدين ترتيب كه شما در سايت زير وارد مي شويد و همانند ايجاد يك ايميل در ياهو يا گوگل، ثبت نام مي كنيد و يك نام كاربري و رمز عبور براي خود تعريف مي كنيد. هر مجله نام كاربري و رمز عبور جداگانه مي خواهد. اين آدرس سايت است:

http://mc.manuscriptcentral.com/???

به جاي علامت سوال ها، نام اختصاري يا چند كاراكتر ديگر كه به مجله مربوط مي شود قرار مي دهند. به مثال هاي زير توجه كنيد:

Journal of Service Management:

http://mc.manuscriptcentral.com/josm

Public Management Review:

http://mc.manuscriptcentral.com/rpxm

موسسه الزيوير هم سيستم خاص خودش را دارد. به آدرس زير:

http://ees.elsevier.com/???

دوستان، لازم نيست كه اين آدرس ها را سرچ كنيد، هر مجله توي سايتش دقيقا نوشته كه چطوري مي توانيد برايش مقاله بفرستيد. در مورد الزيوير مثال زير را ببينيد:

Energy Policy

http://ees.elsevier.com/jepo

در هر دو سيستم، هم نام مجله مشخص شده و هم نام انتشاراتي كه قرار است مجله را چاپ كند. اين سيستم فقط رابط بين دفتر مجله و محقق است. وقتي كه مجله آماده چاپ شد آنرا به انتشاراتي تحويل مي دهند.

براي ارسال از طريق سيستم آنلاين، شما وقتي وارد سايت شديد، گزينه Submit a New Manuscript را انتخاب كنيد.

از اين پس، 6 گام (معمولا 6 گام است، ولي در مواردي ممكن است بيشتر باشد) را بايد طي كنيد. در ابتدا نوع مقاله را انتخاب می کنید:

در گام دوم، عنوان مقاله را وارد کنید:

در گام بعدي مولفين را به ترتيب اسامي وارد مي كنيد. در اين مرحله اگر شما Corresponding Author نباشيد، كل اطلاعات به حساب كاربري كسي را كه بعنوان مولف مسئول تعريف كرده ايد منتقل مي شود و شما ديگر نمي توانيد ادامه دهيد. وقتي كه اطلاعات ساير مولفين را وارد كرديد، سيستم بطور خود كار براي تمام مولفين حساب كاربري ايجاد مي كند و به آنها از طريق ايميلي كه وارد كرده ايد اطلاع مي دهد.

بعد چكيده را وارد مي كنيد. مجلاتي كه توسط امرالد چاپ مي شوند، از شما مي خواهد كه چكيده را بصورت ساختار يافته و جدا جدا وارد كنيد.

در گام بعدي چندين گزينه را بايد علامت بزنيد، مبني بر اينكه اين مقاله قبلا براي جاي ديگري ارسال نشده است و توضيحات اضافي كه مي خواهيد مطرح كنيد در قالب Cover Letter. در گام پنجم فايل ها را بايد Upload كنيد. شكل ها و نمودار ها بايد جدا باشند اما در متن بايد مشخص كرده باشيد مثال Insert Fig 1 here. در فايل اصلي كه قرار است داوري شود به هيچ عنوان از مولفين نبايد اطلاعاتي باشد يا در متن اشاراتي شده باشد كه مشخص شود مولفين چه كساني هستند (با عنوان Manuscript without Author Information). چون داوري بدون نام انجام مي شود. نام مولفين و ارتباط سازماني آنها (Affiliation) در فايل جداگانه اي بعنوان Title Page مي آيد. معمولا فايل اصلي بايد با حاشيه زياد (مثلا 3cm) و با فاصله خطوط زياد (Double Space) باشد. يك فايل هم تهيه كنيد كه تمام اطلاعات مولف، متن مقاله، شكل ها و نمودارها در آن باشد. نام اين فايل را Manuscript with Author Information بگذاريد و با عنوان Supplementary Information بارگذاري كنيد.

وقتي كه تمام فايل ها را بارگذاري كرديد، به گام آخر برويد که در آن گزینه زیر در منوی اصلی فعال می شود:

Submissions Waiting for Author’s Approval

و گزينه پيش روي شما است، يكي pdf و ديگري html كه اگر هر كدام را بزنيد، يك فايل پي دي اف يا اچ تي ام ال از تمام چيزهايي را كه بارگذاري كرده ايد به شما نشان مي دهد. وقتي كه pdf مقاله را تاييد كرديد، گزينه Submit فعال مي شود. تا اين مرحله هر كاري كا انجام داده ايد در تمام مراحل 6 گانه، فقط اطلاعات در سيستم ذخيره مي شوند و به دفتر مجله ارسال نمي شوند، يعني شما مي توانيد Logout كنيد و در زمان ديگري برگرديد و به كارتان ادامه دهيد. اين چيز خوبي است، يك مقاله درپيت از يك جايي پيدا كنيد و دقيقا توي فرمتي كه در Author’s Guideline گفته در بياوريد؛ يعني حاشيه اش را زياد كنيد، شكل ها و نمودار هايش را جا نماييد و نام مولفين را در فايل جداگانه اي بياوريد. بعد بصورت تمريني همه اينها را وارد كنيد، اما در مرحله ششم، گزينه Submit را كليك نكنيد. بعد به منوي اصلي بازگرديد (Author Dashboard) و كل مقاله را Delete كنيد.

برگرديم به ادامه Submission، خلاصه در گام ششم وقتي كه Submit را كليك كرديد مقاله به دفتر مجله ارسال مي شود و شما ديگر نمي توانيد تغيير ديگري در مقاله بدهيد. از اين به بعد، هر بار مي توانيد به سايت مراجعه كرده و وضعيت مقاله را ببينيد.

معمولا اين مراحل را طي مي كند:

1.     Awaiting Editorial Office Check

2.     With Editor

3.     Under Review

4.     Accept، Reject، Major Revision و Minor Revision.

ولي شما منتظر همون Reject باشيد. چون اين يك چيز عادي است در مقاله نوشتن و معمولا هم به دليل انتخاب مجله نامناسب اتفاق مي افته. اگه پذيرش هم گرفت، چه بهتر.

۲. روش دوم ارسال، ایمیل مستقیم به سردبیر است؛ یعنی بعضي از مجلات یک ايميل مشخص مي كنند كه بايد مقاله را ضميمه كرده و به آن ايميل بفرستيد. نامه اي محترمانه در متن ايميل بنويسيد بعد بفرستيد. دفتر مجله به شما پاسخ مي دهد كه در آن ايميل كد مقاله شما را نيز مي فرستد. بعد از حدود دو ماه دوباره ايميل بزيد و كد مقاله را هم حتما در ايميل قيد كنيد.

۳. روش سوم: در موارد نادري هم دفتر مجله يك قسمت در سايت قرار مي دهد كه رويش نوشته Browse  و  يك قسمت ديگر هم Submit. وقتيBrowse  را كليك كنيد بعدش هم سابميت را بزنيد مقاله به دفتر نشريه ارسال مي شود، بدون اينكه اثري ار مقاله در سايت باشد يا چيزي به شما ايميل كنند.

بیوگرافی دکتر مصطفي اقليما


گذراندن دوره هاى تخصصى مديريت سازمان هاى دولتى به مدت ۶ ماه در تهران ، روانپزشكى سالمندان با همكارى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى نيويورك (۶ماه )، مشاوره افراد معتاد در زمينه آسيب هاى خانواده و ... مؤسس رشته مددكارى اجتماعى در ايران داراى سوابق اجرايى مددكار اجتماعى زندان اطفال (كانون اصلاح و تربيت )، مددكار اجتماعى بيمارستان فارابى ، سرپرست مددكارى اجتماعى (قلعه شهر نو) ، رئيس اداره خدمات اجتماعى شهرستان آبادان ، معاون مديرعامل شبكه بهداشت و درمان آبادان ، سرپرست بخش پژوهش سازمان بهسازى و عمران جنوب تهران و معاونت اجتماعى همان سازمان، عضو هيأت علمى دانشگاه ژسيو پاريس ، عضو هيأت علمى دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى و سرپرست دفتر مطالعات و برنامه ريزى همان دانشگاه ، رئيس انجمن علمى مددكاران اجتماعى ايران و ... مؤلف كتابهاى «تكنيك هاى ارتباط با فرد و خانواده» ، «مددكارى فردى، كار با فرد» ، «كار با گروه شناخت، پويايى و درمان» و «انضباط اجتماعى و نقش آن در پيشگيرى از آسيب ها» . احمدرضا حجارزاده : مرد مهرگانى امروز ما در خانواده اى هشت نفره متولد شده و خود دومين فرزند خانواده پس از خواهر بزرگش است. پدرش بيسواد بود و مادرش چهار كلاس بيشتر سواد نداشت . با اين حال تمام فرزندان خانواده موفق به تحصيل در رشته هاى عاليه و دانشگاه شده اند... اولين بار در سال ۱۳۳۲ به مكتبخانه در نظام آباد مى رود . اما شيطنت هاى دوران كودكى كه در او بيش از معمول نمود بيرونى داشت ، بارها وضعيت تحصيلى اش را با مخاطره جدى روبرو مى كند. شيطنت جايى براى درس خواندن نگذاشته است و مصطفى اقليماى كودك ، هرسال مدرسه اش را عوض مى كند! سال پنجم را در مدرسه اى در خيابان ناصرخسرو در محله اى معروف به «گود عربها» درس مى خواند . ششم را در مدرسه محتشم كاشانى ، روبروى بيمارستان امام حسين (ع) فعلى تمام مى كند و بعد به دبيرستان مرآت در ميدان عشرت آباد مى رود. سه سال آنجا مى ماند و هرسال را با هفت هشت تجديدى پشت سر مى گذراند! سال چهارم به دبيرستان بابكان (واقع در تهران نو) مى رود و مردود مى شود! با توافق مدير مدرسه به دارالفنون تهران نقل مكان مى كند. پنجم را هم آنجا رفوزه مى شود اما دوباره براى ادامه تحصيل به دبيرستان مروى مى رود و تنها سالى كه يكضرب قبول مى شود در همان مدرسه و سال ششم است كه نمره قبولى در آن مدرسه ۸۰ بوده ولى او نمره ۸۰‎/۱۶ را به دست مى آورد! همه اين مخاطرات اما حالا خاطرات خوب گذشته شده و وقايع شيرينى را رقم زده است. ديپلم را مى گيرد اما در دانشگاه قبول نمى شود و اين ، براى او در ميان جوانهاى اقوام كه اگر نفر اول نبودند نفر چهارم يا پنجم كنكور شده بودند ، مايه خجالت بود. به هرحال از سر ناچارى در دانشگاه پليس شركت مى كند اما قد موردنياز براى استخدام پليس ، ۱‎/۷۰ بود ولى چون قد دكتر اقليما يك متر و ۶۹ سانتى متر است، پذيرفته نمى شود! مدتى بعد در امتحانات خلبانى هواپيماهاى فانتوم قبول مى شود. آن زمان براى استخدام در نيروى هوايى رضايت پدر لازم بود ولى پدر اقليما تحت هيچ شرايطى با اين بهانه كه «دوست ندارم فرزندم نظامى شود» اجازه ورود او را به نيروى هوايى كشور نمى دهد. لجبازى مى كند و به خدمت نظام وظيفه مى رود و در سپاه ترويج واحد كرج مشغول به خدمت مى شود. بعد از خدمت، برخلاف علاقه مصطفى، مادرش اصرار دارد كه او حتماً در دانشگاه قبول شود. پس به آموزشگاه عالى خدمات اجتماعى مى رود و تمام كارهاى پراكنده را رها مى كند. حالا همه چيز فراهم شده تا خود واقعى اش را بشناسد. به سرعت جاى خود را در دانشگاه باز مى كند و محبوبيت خاصى بين ساير دانشجوها و اساتيد به دست مى آورد تا آنجا كه وقتى براى انجمن دانشجويان ، انتخاباتى برگزار مى شود او به عنوان نفر اول برگزيده مى شود. اقليما سرانجام در سال ۵۴ از دانشگاه فارغ التحصيل مى شود. اقليما پس از اتمام تحصيلاتش ، در زندان اطفال شروع به كار مى كند اما بزهكارى مشهود در زندان اطفال او را باز درگير مسائل تازه مى كند. آن وقت ها مددكار قدرت قانونى بالايى داشت و تصميم مى گيرد مشكل را با وزير دادگسترى مطرح كند كه موفق نمى شود و با معاون وزير صحبت مى كند. هرچند گفت وگوى او باعث مى شود كه آنها به نوجوانان زندانى اجازه سيگاركشيدن بدهند و آنان را از تبعات اين ممنوعيت برهانند، اما مدتى بعد اقليما ازسوى اداره امنيت احضارمى شود تا درمورد نوع كارش درحيطه مددكارى پاسخگو باشد. او متهم مى شود كه دخالت در مسائل زندان كرده و همه چيز را به هم ريخته و نبايد چنين اتفاقاتى را پيگيرى مى كرده است. خانم فرمانفرمائيان (كه آن زمان رياست دانشگاه خدمات اجتماعى را برعهده داشته است) درمورد دكتر اقليما واسطه مى شود بعد اقليما را احضار مى كنند و مى گويند شما ديگر در زندان اطفال نمانيد و به بيمارستان فارابى برويد. دكتر اقليما مدتى به عنوان مددكار اجتماعى در بيمارستان فارابى خدمت مى كند ولى به خاطر مشكلاتى كه آنجا پيش مى آيد، نمى ماند و به مركزى مى رود كه دوره هاى مددكارى توانبخشى برگزاركرده بود. از آنجا نيز بيرون مى آيد تا زمانى كه وزارت رفاه تشكيل مى شود و از عده اى براى پست رؤساى ادارات خدمات رفاهى دعوت به همكارى مى كنند. او همراه با يك تيم هفتاد و هشت نفره براى كار در آن وزارتخانه راهى مى شود. اقليما با انتخاب خود براى گذران يك دوره ۶ماهه به آبادان مى رود و رياست اداره خدمات رفاهى آنجا را برعهده مى گيرد. «ما پيش فرماندار رفتيم و شرح وظايف خود را ارائه كرديم. شرح وظايف ما اين بود كه اگر كسى مى خواست براى معالجه پيش پزشك برود و بضاعت مالى نداشت بايد مى آمد نزد ما تا برايش تشكيل پرونده دهيم يا اگر كارگرى، كارمندى قراربود اخراج شود چون به بنيان خانواده آسيب مى رسيد بايد با ما مشورت مى شد... ما اولين سازمانى بوديم كه دركشور شروع به پرداخت مستمرى كرديم. مثلاً اگر درخانواده هاى بى سرپرست حداكثر درآمد ۵۰۰تومان بود و خرج زندگى حداقل هزارتومان، قرار براين بود كه مابه التفاوت مخارج را ما پرداخت كنيم كه در كل توانستيم براى ۴۰۰خانوار مستمرى بگيريم. اما چون بودجه كافى نداشتيم بودجه شهرستان هايى را كه نياز نداشتند و استفاده نمى شد به ما مى دادند.» درهمين دوران، وزارت بهداشت و درمان و وزارت خدمات رفاهى درهم ادغام شد و «شبكه هاى بهداشت و درمان» نام گرفت. دراين برهه زمانى دكتر اقليما حس مى كند ديگر كارى براى انجام دادن ندارد. از همين رو همه چيز را رها كرده به تهران مى آيد. در سال ۵۶ دكتر عمرانى (رئيس سازمان تأمين اجتماعى قديم) به رياست سازمان خدمات رفاهى آبادان رسيده بود. چندى بعد همين شخص پست مديرعاملى سازمان عمران جنوب پايتخت را كسب كرد. اين سازمان ۵۰۰ميليون تومان بودجه داشت كه قرار بود با آن خيابان هاى جنوب شهر مثل ياخچى آباد و... را تعمير و بازسازى كنند. دكتر عمرانى از دكتر اقليما مى خواهد كه معاون ادارى مالى سازمان شود. او مى پذيرد و مشغول به كار مى شود. نخستين گام در پست جديد دكتر اقليما اين بود كه حقوق ها را درست كند و تمام افرادى را كه بيمه نيستند، بيمه تأمين اجتماعى كند. سپس به بررسى و بازسازى خيابان به لحاظ بافت شهرى يا محيط فرهنگى مى پردازد. به عنوان نمونه او از شهركى درجنوب شهر يادمى كند به نام «شهرك وليعهد» كه بعدها به شهرك وليعصر (عج) تغييرنام پيدامى كند. «درآن شهرك كوهى از زباله و آشغال جمع شده بود كه ما همه منطقه را پاكسازى كرديم و زمين فوتبال ساختيم براى بچه ها! يا محله ديگرى كه در آن آب نبود و قرار بود چاه آبى براى پنج هزارنفر حفر شود اما طرحى پياده كرديم كه چاه براى ۲۰ هزارنفر حفر شود.» دكتر هيچگاه در زندگى قصد سفر به خارج از كشور نداشته است اما هنگامى كه در دانشگاه خدمات اجتماعى و براى مقطع فوق ليسانس قبول مى شود به خاطر درگيريهايى كه با خانم فرمانفرمائيان پيدامى كند به گفته خودش لجبازى مى كند و ناگهان مى گويد من به فرانسه مى روم. در صورتى كه اصلاً قصد سفر به فرانسه نداشته و خيلى اتفاقى نام «فرانسه» از دهانش خارج مى شود. عزم خود را براى رفتن جزم مى كند و با كمك يكى از دوستانش كه پيشتر به فرانسه عزيمت كرده بود، خانه اى درآنجا اجاره مى كند و اندك اندك مقدمات سفر را فراهم مى كند. اقليما در سن ۳۰ سالگى و با (فقط) ۳۰هزارتومان به فرانسه مهاجرت مى كند. دركلاس هاى درس دكتر متوجه مى شود با ايما و اشاره نمى تواند زبان فرانسه يادبگيرد و پيشرفتى نخواهدداشت. پس هرروز راهى ايستگاههاى مترو در فرانسه مى شود و با پيرزن هاى داخل قطار يا ايستگاه سر صحبت را بازمى كند و آنقدر با آنها دست و پا شكسته فرانسوى حرف مى زند تا بالاخره يادمى گيرد. البته براى كمك به پيشرفت كارش يك تلويزيون هم مى خرد و با تماشاى برنامه هاى آن سعى مى كند لهجه و جملات فرانسه را فرابگيرد. او دراين كار به حدى موفقيت به دست مى آورد كه حتى كتاب و نوار فرانسه اى را كه بايد در يك سال مى آموخت ظرف ۳ ماه به خوبى يادمى گيرد. اقليما پس از ۱۳ سال در اسفندماه ۷۰ از فرانسه به ايران برمى گردد و بلافاصله شروع به نگارش طرح رشته مددكارى مى كند و درهمان ايام عيد سال ۷۱ موفق مى شود طرح را آماده كند. آن زمان دكتر كنزى معاون وزير بهداشت در امور آموزش، دكتر جغتايى مديركل بورس هاى دانشگاه علوم بهزيستى و دكتر محمدى رئيس سازمان بهزيستى بودند. دكتر محمدى با احداث چنين دانشگاهى موافقت مى كند. طرح كارشناسى رشته مددكارى را آماده مى كند و تحويل مى دهد. دكتر كنزى اوايل اصلاً تمايلى به شكل گيرى رشته مددكارى دركشور ندارد اما سرانجام با مذاكرات، اصرار و دلايل و توجيهاتى كه دكتر اقليما براى حضور چنين رشته اى مى آورد، موافقت او را كسب مى كند. «من يك سال تمام در وزارت بهداشت و درمان دويدم تا طرح آماده شود و به تصويب برسد. هرروز بهانه اى مى آوردند كه اينجايش را درست كن، اونجايش را تغييربده و... با همه اين دوندگى ها بالاخره در شوراى برنامه ريزى وزارت بهداشت و درمان، رشته مددكارى مصوب شد. حالا فقط مانده بود موافقت شوراى انقلاب فرهنگى كه با جلب نظر آنها، درنهايت سال ۷۲ رشته مددكارى اجتماعى در كشور تصويب و براى همين رشته، دانشگاه علوم بهزيستى و توانبخشى تأسيس شد. اين رشته تنها رشته اى است كه بعد ازانقلاب اسلامى در كشور شكل گرفت. ما پيش ازانقلاب چنين رشته اى نداشتيم. چهار سال پس ازتصويب و اجراى ليسانس رشته مددكارى، دكتر اقليما فوق ليسانس همان رشته را طراحى مى كند. بعدتر هم با گذشت هفت سال دكتراى اين رشته طراحى و تصويب شد و هم اكنون با شوراى انقلاب فرهنگى هماهنگى هاى لازم انجام گرفته كه اولين دوره دكتراى مددكارى اجتماعى در سال ۱۳۸۴ اجراشود. يكى از كارهايى كه دكتر با اجراى اين رشته درنظرداشت و به خاطر آن زحمات زيادى كشيد اشتغالزايى دانشجويان اين رشته در شهر و زادگاه خودشان بود. او سرسختانه پيگير استخدام دانشجوهايش است و ادعامى كند كه دركشور مددكار بيكار وجودندارد. او درهرسال تنها ۲۰ تا ۲۵ نفر دانشجو مى پذيرد كه در ايجاد اشتغال براى آنها مشكلى وجودنداشته باشد. از ديگر اقدامات مؤثر دكتراقليما جايگزينى مددكاران دراداره پليس است. چون به عقيده او، جاى اصلى مددكار آنجاست، آنجايى كه آسيب ها وارد مى شوند و اگر همانجا به مشكلات رسيدگى شود شاهد حادثه ها و جنايات بعدى نيستيم. از همين رو، دكتر با سردار قاليباف (فرماندهى كل نيروى انتظامى)، سردار نوريان (معاونت اجتماعى نيروى انتظامى) و خانم دكتر قماشچى وارد مذاكره مى شود و با كمك هاى فراوان آنها موفق به راه اندازى دايره مددكارى در كلانتريها مى شود. ابتدا يك دوره سه ماهه و آزمايشى اجرامى شود كه با به دست آمدن نتايج مثبت از آن دوره، كار ادامه مى يابد. همچنين دكتر اقليما از تصويب راه اندازى« كلينيك هاى مددكارى اجتماعى» يادمى كند كه درحال حاضر مشغول ارائه خدماتند. « انجمن علمى مددكارى اجتماعى »نيز به همت ايشان و ساير همكاران تأسيس مى شود كه رياست اين انجمن نيز با خود دكتر مصطفى اقليما است