دختران شهر من


دختران شهر من زيبايند
به نگاهى ، به لب شيرينى
به تبى ، به شتابانْ هنرى
فراموش نكنيد ، زيبا چيست ؟
كه فراموش كنند ، زيبايى ...
افسوس كه امروز
دختر زشت ، زيبا نشده است
دختر زشت ، خوشگل شده است
ديروز دختركى مى پرسيد ؛
نكند زشت شدم ؟! نكند كم دارم ؟!
زيبايى خود را گم كرد
امروز زشت شده ست .
كه چرا ؟!
چون كه بى ارزشى ، ارزش شده است...
و ستايش كردنِ ارزش ها، كارى مضحك شده است
انگار همه مردم شهر در خوابند
در خواب ، زشت شدند
بيدار شويد
دختران شهر من زيبايند

درآمدی بر مددکاری جامعه ای در ایران


اگر مروری بر نحوه استفاده مددکاران اجتماعی کشورمان بر استفاده از روشهای سنتی مددکاری اجتماعی داشته باشیم متوجه خواهیم شد که یکی از این روشهای عمده یعنی مددکاری جامعه ای به ندرت در سازمانهای دولتی و خصوصی مورد استفاده قرار می گیرد. هرچند بیشتر مبانی تئوریکی و عملی مفاهیم و مهارتهای این روش برخاسته از جوامع کشورهای مدرن و توسعه یافته بوده و با شرایط اقلیمی و بومی جامعه ما سنخیت زیادی ندارد شاید به این دلیل باشد که این روش به محاق فراموشی سپرده شده است .

به عنوان مثال توسعه محلی که با تاکید بر بسیج گروههای محلی و سازمانهای خصوصی ، دولتی و داوطلبانه که از رویکردهای اصلی کار جامعه ای می باشد نیاز به باز تعریف و بومی سازی دارد. البته نکته اساسی در این مورد عدم آمادگی و فقدان بستر مناسب کاری در بدنه خود سازمانها و موسسات دولتی و خصوصی نهفته است.کل دلایلی را که قبلا مربوط به عدم بستر سازی سازمانها در حرفه ای سازی رشته مددکاری اجتماعی در مطالب قبلی ذکر نمودم قطعا مصداق دلایل عدم رشد مددکاری جامعه ای نیز خواهد بود.به هر حال به ذکر تعدادی از عوامل که باعث شده است مددکاری جامعه ای به معنای خاص کلمه در کشور ما انجام نگیرد اشاره می نمایم :

فرض کنید شما می خواهید یک کار جامعه ای با تاکید بر روش توسعه محلی انجام دهید ، دلایلی که شما را در انجام این کار ناکام خواهد گذاشت برایتان ذکر می نمایم(برمبنای یک تجربه شخصی):

۱- ضعف خود مددکار اجتماعی

مبانی تئوریکی و رهنمودهای عملی کاربردی مددکاری جامعه ای در کشورمان بسیار محدود می باشد و اگر مددکار اجتماعی بخواهد صرفا با تکیه بر اموخته های ناکافی دوران دانشگاهی و کاروزی جامعه ای کار جامعه ای انجام دهد قطعا قابلیت علمی و عملی این کار را نخواهد داشت. علت بر اینکه همان تجاربی که در دانشگاه نیز کسب کرده است محصول اموزشهای ناقص و جسته گریخته و در عین حال سلیقه ای سیستم اموزشی مددکاری اجتماعی در وضعیت فعلی می باشد. و از کجا معلوم برخی سرپرستان کارورزیها که خود در بکار گیری شیوه های کار جامعه نقص دارند بخواهند به همان کیفیت این مطالب را با ملاحظاتی به دانشجویانشان منتقل دهند.پس در اینجا ضعف مددکار اجتماعی به معنای ضعف مبانی اموزشی تئوریکی و عملی کار جامعه ای در دانشگاهها قلمداد می شود.

۲- عدم همکاری خود موسسه ای که در آنجا شاغل هستید.

اولین نکته قوت جهت طرح ریزی و انجام کار جامعه ای موسسه ای است که در آنجا مشغول به کار هستید.ولی شما در همان نقطه شروع کار ناکام خواهید شد .دلیلش مقاومت سازمانی است. هر موسسه و سازمانی دارای یکسری کارکرد ی است و برای مددکاران اجتماعی خود شرح وظایفی را تعریف کرده است .شما به ندرت می توانید کار جامعه ای را نیز در شرح وظایف خویش مشاهده نمایید علاوه بر آن سازمانها طبیعتا محافظه کارند و از انجام امورات جدید که در چارچوب سازمانی خویش ندارند خوف دارند.

یکی دیگر از دلایلی که ممکن است به مخالفت موسسه بیانجامد عدم شناخت کافی مدیران از کارکرد مددکاری جامعه ای باشد، درست است شما می توانید توضیح دهید و مسئولین را توجیه نمایید ولی اینجا یک مسئله جدید بروز نماید و آن بار مالی کارتان می باشد و به علت عدم مقرون به صرفه بودن آن در مقایسه با کارهای فردی و گروهی مجددا با مقاومت مواجه می شوید.

۳- عدم اگاهی و شناخت کافی سایر موسسات و سازمانهای کمکی

کار جامعه ای مستلزم جلب همکاری و مشارکت فعال نهادها ، سازمانها و موسسات دولتی و خصوصی در اجرای بسیج منابع و امکانات جامعه جهت حذف یا تخفیف مشکلات جامعه ای یا رشد و توسعه جامعه ای می باشد و قطعا بدون توجه و همکاری سازمانها و موسسات دیگر ، توفیقی در این امر حاصل نخواهد شد. عدم همکاری مدیران سایر نهادها و سازمانها معمولا بدلیل عدم شناخت کافی از کار جامعه ای و کارکردهای آن می تواند باشد.

۴- خلاء قانونی و آیین نامه ای در کارجامعه ای

کار جامعه ای بخصوص رشد و توسعه محلی مستلزم بسیج منابع و امکانات و بخصوص مشارکت فعال و عینی خود مردم در قالب گروههای جامعه ای مختلف میسر می باشد و قطعا حضور مددکار جامعه ای در مردم و مذاکره با رهبران گروهها و محله ها و نیز اجرای طرحهای جامعه ای نیاز به مجوزهای دولتی ،پشتیبانی قانونی و اداری می باشد.

به هر حال توفیق در طرحهای اجتماعی و توسعه و رشد محلی بدون مشارکت خود مردم و گروههای مختلف محلی مطلوبیت لازم را نخواهد نداشت. متاسفانه بیشتر طرحهای اجتماعی کشورمان رهنمودی بوده و بدون مشارکت و رای مردم و گروهها انجام می پذیرد و اینجا یک بازبینی اساسی در اجرای طرحها جهت افزایش بازدهی و پایداری بیشتر به نظر می رسد.و این مسئله وقتی رویکرد عملی به خود خواهد گرفت که مددکاران اجتماعی فعالانه در رشد و توسعه جامعه حضور فعال داشته و با استفاده از مهارتهای عملی و جامه عمل پوشاندن به نقشهای کلیدی خود ، به بازیگران اصلی در برنامه ریزی و اجرای طرحهای اجتماعی تبدیل شده و نهایتا رشد و توسعه پایدار اجتماعی با مشارکت اعضای جامعه رقم بزنند.

هرچند موانعی که ذکر شد همه موانع اجرای کار جامعه ای نیستند ولی اولین اقدام در جهت انجام کارهای جامعه ای حذف موانع مذکور و فراهم نمودن بستر مناسب جهت فعالیت مددکاران جامعه ای می باشد.

امین موحدی-مددکار اجتماعی

منبع-ندای مددکار(وبلاگ شخصی)

انتخاب کارشناس مسئول دفتر انجمن مددکاران اجتماعی ایران به عنوان سخنران برتر در کنفرانس بین المللی Ac



حامد علمایی، کارشناس مسئول دفتر انجمن مددکاران اجتماعی ایران در کنفرانس بین المللی Activating citizenship که توسط دانشگاه کراچی برگزار شده بود به عنوان سخنران برتر معرفی و تندیس کنفرانس به وی اهدا شد.

این کنفرانس با حضور کارشناسانی از کشورهای روسیه، ترکیه، اتریش، چین، اندونزی، لیتوانی و… با هدف بررسی راهکارهایی در زمینه تربیت شهروندان فعال برای ایجاد تغییرات مثبت اجتماعی در کلان شهرها به مدت سه روز در شهر کراچی پاکستان برگزار شده بود. موضوع سخنرانی حامد علمایی معرفی فعالیتهای اجتماعی محله محور در شهر تهران و انطباق آن به عنوان الگویی برای کلان شهر کراچی بود که از طرف هیئت داوران به عنوان مقاله برتر شناخته شد.

علمایی در ادامه سفر خود به پاکستان، به دعوت دانشگاه مرکزی پنجاب در شهر لاهور، در نشستی به معرفی حرفه مددکاری اجتماعی در ایران پرداخت و گزارشی ار فعالیتهای انجمن مددکاران اجتماعی ایران ارائه نمود که مورد استقبال اساتید و دانشجویان این دانشگاه قرار گرفت.

ثبت نام بدون کنکور در رشته کارشناسی مددکاری اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی خمینی شهر



باتوجه به اهمیت وکاربردی بودن رشته مددکاری اجتماعی و ضرورت و بهره مندی از کارشناسان و متخصصان مددکاری اجتماعی علمی در سازمان ها و موسسات دولتی و غیر دولتی به منظور پیشگیری و درمان مشکلات فردی،گروهی،جامعه ای.

داوطلبان ادامه تحصیل در کارشناسی رشته مددکاری اجتماعی واحد خمینی شهر می توانند حداکثر تا تاریخ ۳۰/۱۰/۹۱ با مراجعه و ثبت نام در سایتwww.azmoon.org از این فرصت استثنایی(ثبت نام و ادامه تحصیل بدون کنکور)بهره مند گردند.

جهت کسب  اطلاعات بیشتر به سایت مرکز آزمون مراجعه فرمایید

http://www.swork.ir/

وظایف مددکار اجتماعی در مدارس


وظایف مددکار اجتماعی در مدارس

نادر پوراصغریان، در مقاله ای تحت عنوان «زمینه مددکاری در بخش آموزش و پرورش» در همایش سراسری مددکاران اجتماعی ایران می گوید: «امروزه تعلیم و تربیت دیگر به مفهوم انتقال یک سری مفاهیم ذهنی نیست بلکه هدف تعلیم و تربیت نایل شدن بر سه حیطه شناختی(دانش)، عاطفی(نگرش) و مهارتی(رفتاری) توسعه یافته است. یعنی در پروسه آموزش، هم مربی و هم دانش آموز بایستی نخست نسبت به پدیده های هستی و پیرامون خود شناخت حاصل کند و سپس تغییر نگرش ایجاد نماید و در مرحله سوم روی رفتار اثرگذارد و به اصطلاح درونی شود و محصول نهایی که انسانی اجتماعی است، در تعامل با دیگران قابلیت های مختلف دانشی، نگرشی و مهارتی و رفتاری را کسب نماید.»

کبری قوامی، کارشناس ارشد مددکاری، مدرس دانشگاه و دارای سابقه ۱۴سال مشاوره در مراکز پیش دانشگاهی آموزش و پرورش، معتقد است که مددکاری در مدارس از وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارد.

او در توضیح وضعیت مطلوب می گوید: «سطوح فعالیت مددکاران در آموزش و پرورش بسیار متنوع و گسترده است. در حقیقت مددکاران می توانند در همه بخش های آموزش و پرورش، در جهت بهبود روابط و حل مشکلات فعالیت کنند. یکی از حیطه های مهم مددکاری در مدارس حیطه سلامت و ارتقاست. به این ترتیب که مددکار می تواند زمینه های رشد و موفقیت دانش آموزان را با ایجاد بستر مناسب برای شناخت استعدادها و توانایی ها و از قوه به فعل رساندن آنها، فراهم کند و روابط دانش آموزان را با اولیای مدرسه، اولیای خودشان و دانش آموزان دیگر بهبود بخشد.»

حیطه پیشگیری، حوزه فعالیت دیگری است که برای مددکاران اجتماعی تعریف شده است.

قوامی می گوید: «بچه ها در سنین مدرسه، با مسائل زیادی روبه رو می شوند، آسیب های اجتماعی در این سنین بیشتر از هر سنی در کمین دانش آموزان است و وظیفه آموزش و پرورش این است که از آسیب ها و انحرافات پیشگیری کند. مددکاران اجتماعی در مدارس می توانند با ارائه آموزش های لازم به دانش آموزان، مهارت های زندگی را در آنها افزایش دهند و به عبارت دیگر آنها را توانمند کنند تا در آینده وقتی وارد جامعه می شوند بتوانند با مسائل و مشکلات زندگی مقابله کنند یا سازگاری نشان دهند.»

علاوه بر پیشگیری، مددکاری اجتماعی می تواند پس از وقوع آسیب ها نیز عملکرد بسیار مؤثری داشته باشد. تعداد زیادی از دانش آموزان، در سنین مدرسه با مسائل و مشکلات متنوعی دست به گریبانند؛ مشکلاتی نظیر نابسامانی خانواده، بی سرپرستی، بدسرپرستی، تک سرپرستی، ارتباطات نامناسب در محیط خانواده و حتی مشکلات اقتصادی. این مسائل که به طور کلی موجب تغیر رفتار دانش آموز و عدم پذیرش او توسط گروه دوستان می شود، تنها به دست مددکاری اجتماعی قابل حل است. قوامی معتقد است: «مددکار این قدرت را دارد که در کلیه مشکلات و مسائل دانش آموزان وارد شود و آنها را حمایت کند. او می تواند ارتباطات صحیح و مناسب را به بچه ها آموزش دهد و رفتار آنها با محیط و اطرافیانشان را تصحیح کند. مددکار حتی می تواند در زمینه اقتصادی و مالی هم از دانش آموزان حمایت کند تا از انحرافات مصون بمانند. در حقیقت مددکار با انجام این فعالیت ها، کارکرد مناسب اجتماعی را به بچه ها برمی گرداند تا بتوانند زندگی سالم و عادی شان را داشته باشند.»

از دیگر وظایف مددکاری اجتماعی در مدارس تلاش در بهبود روابط پرسنل مدرسه است. به بیان دیگر مددکار می تواند با تنظیم روابط مناسب بین مدیر، معاونین، دبیران و مشاورهای مدرسه، توانایی های آنان را افزایش دهد و شرایطی را فراهم کند که با فراغ بال بیشتری فعالیت کنند و بتوانند به پیشرفت اهداف آموزشی سیستم کمک کنند.

مددکاری اجتماعی در آموزش و پرورش، کارکرد مهم دیگری دارد، قوامی از آن تحت عنوان بهبود بخشی به روابط بین سازمانی یاد می کند. او برای توضیح این کارکرد می گوید: «طبیعی است که آموزش و پرورش نمی تواند تمام اهداف خود را به تنهایی تأمین کند و به کمک سازمان ها و وزارتخانه های دیگر احتیاج دارد. مثلاً برای تزریق واکسن به بچه ها و آموزش مقابله با بیماری هایی مثل ایدز، آموزش و پرورش نیاز به همکاری وزارت بهداشت و درمان دارد یا برای کاهش اضطراب دانش آموزان دوره پیش دانشگاهی در آستانه کنکور، آموزش و پرورش می تواند با همکاری وزارت علوم و سازمان سنجش اطلاعات و نرم افزارهایی را در اختیار بچه ها قرار دهد.

یا در پروژه های آموزش رفتار در هنگام وقوع زلزله، آموزش و پرورش نیاز به کمک سازمان هلال احمر دارد. مددکاری اجتماعی در سطح کلان توانایی فراهم کردن زمینه این همکاری را با مؤسسات دیگر دارد، به عبارت دیگر مددکاری با ایجاد و بهبود بخشی روابط بین وزارت آموزش و پرورش و دیگر سازمان ها به تأمین اهداف چند جانبه آموزشی کمک می کند.»

مددکاری با مشاوره تفاوت دارد

در منابع و نظرات صاحبنظران می بینم که بین راهنمایی، مشاوره، روان درمانی و روان کاوی حد و مرز دقیق و روشنی وجود ندارد. پوراصغریان در مقاله خود توضیح می دهد: «راهنمایی، مشاوره، روان درمانی و روان کاوی اساساً نگرش روان شناختی دارند و به عبارت دیگر فردنگر هستند، فرد را درمان و یا در او تغییر به وجود می آورند و این اصلی ترین تفاوت این رشته ها و حرفه ها با مددکاری اجتماعی است. البته در این حرفه ها و رشته ها نیز از روابط اجتماعی، شرایط و محیط اجتماعی و… صحبت می شود ولی جوهره اصلی این رشته را روان شناختی و فردگرایانه، یعنی فرد جدا شده از محیط اجتماعی خود تشکیل می دهد.»

در حقیقت می توان این طور نتیجه گرفت که حوزه فعالیت مددکاری اجتماعی بسیار وسیع تر از روانشناسی و مشاوره است، به این ترتیب که مشاور بیشتر با خود فرد سرو کار دارد اما مددکار با خانواده، محیط اطراف و دوستان او و در یک کلام با جامعه فرد سر و کار دارد. اما در حال حاضر در مدارس آموزش و پرورش ردیفی تحت عنوان مددکار اجتماعی تعریف نشده و تنها مشاور اجازه فعالیت دارد. در حالی که طبق گفته های کبری قوامی، مددکار اجتماعی و مشاور آموزش و پرورش در گزارش کاری که از مشاوران مدارس مطالبه می شود، مواردی ذکر شد که در حیطه عملکرد مددکاران است نه مشاوران. مواردی مثل سالم سازی محیط مدارس که طبق تعریف وظایف نمی توان چنین کاری را از مشاور انتظار داشت.

قوامی می گوید: «البته مشاوران هرچه در توانشان است انجام می دهند اما اینها وظایف مددکار است، مددکار برای انجام این فعالیت ها آموزش دیده و بهتر از عهده کارها برمی آید.»

به گفته قوامی اگرچه در سطح کلان و در خود وزارتخانه، پستی تحت عنوان کارشناسی مددکاری وجود دارد و در کلینیک های مشاوره آموزش و پرورش نیز مددکار اجتماعی حضور دائمی دارد، اما در داخل مدارس هنوز جایگاه مشخصی برای مددکاری تعریف نشده است.

توجه به خدمات مددکاری مدارس، در کشوری که حدود ۲۰ میلیون نفر کودک و نوجوان سرویس گیرنده های مستقیم آموزش و پرورش رسمی آن هستند، لازم و ضروری به نظر می رسد. اگر آمار والدین را بر این تعداد اضافه کنیم می توان گفت که در هر خانواده یک دانش آموز مشغول به تحصیل است یا در گذشته نزدیک مشغول به تحصیل بوده و یا در آینده نزدیک مشغول به تحصیل خواهد شد. از این رو دغدغه تعلیم و تربیت نه تنها همه خانواده ها را متأثر کرده که بیشتر خانواده ها را نسبت به وضعیت تحصیلی و شغلی آینده فرزندشان، نگران و دل مشغول کرده اند. مددکاری، حرفه هنری است که با اتکا بر دانش و بردباری، فداکاری و ایثار، در حمایت از دانش آموزان و خانواده های آنان سعی و اهتمام می ورزد و در جهت کاهش دغدغه های تربیتی و آموزشی و حل آسیب های اجتماعی با اطمینان گام برمی دارد