مددکاری.مشاوره و راهنمایی.روانشناسی.
ملکا ذکر تو گو یم که تو پاکی و خدایی ***نروم جز به همان راه که تو ام راهنمایی
لینک دوستان
به وبلاگ من خوش آمدید

[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 22:15 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

-چگونه با افراد منفی و بدقلق رفتارکنیم؟



آیا میتوانید آخرین باری را که با یک شخص منفی یا بدقلق برخورد کردید به یاد بیاورید؟ یا آخرین باری را که شخصی به منظور آزارتان به شما حرفی زد؟ چگونه با آن کنار آمدید؟ نتیجه چه شد؟ در آینده با این شرایط چگونه روبرو خواهید شد که قضیه به خوبی و خوشی به پایان برسد؟

هر گونه که زندگی کنیم گاهی اوقات با افراد منفی روبرو میشویم که با نظرات ما مخالف هستند، کسانی که به ما بی توجهی می کنند و یا مارا دوست ندارند. میلیاردها انسان روی این کره خاکی زندگی میکنند پس برخورد و تضاد یک حقیقت زندگی است. این حقیقت دلیل تضادها نیست اما احساسات ما را بر می انگیزد و احساسات ما همان چیزی است که باعث میشود به غریزه اولیه بقا بازگردیم و عکس العمل نشان دهیم و برای دفاع از خودمان به مقابله برخیزیم.

در این شرایط غریزی ممکن است کنترل خود را به عنوان اشرف مخلوقات از دست بدهیم و به حیوانی انسان نما با میلی شدید جهت حفاظت از خودمان در برابر حملات تبدیل شویم. با وجود این که ما تنها حیوانات باهوش با قدرت کنترل واکنش هایمان هستیم، این رفتار طبیعی است. اماچه چیز باعث میشود اینگونه رفتار کنیم؟

ممکن است از بعضی از شما پرسیده شده باشند که "شما در برابر نظرات منفی که در مورد کارتان داده میشود چه برخوردی میکنید؟ این نظرات گاهی خیلی بی رحمانه هستند. ما نمیتوانیم با آن کنار بیاییم". پاسخ ساده است،"اجازه نمیدهید این نظرات ما را آزرده کند." البته به این سادگی نیست و مدت زمانی طول میکشد که با این میل شدید جهت حفاظت از خود و مقابله پیروز شوید.

میدانم که آسان نیست، اگر آسان بود اصلا افراد منفی و بدقلق وجود نداشتند و هیچ چیز باعث رنجشمان نمیشد.

چرا خود را جهت کنترل واکنش هایمان به زحمت بیندازیم؟

1. جلوگیری از آزرده شدن خودمان

یک جمله مشهور وجود داد که" کینه ورزیدن  نسبت به دیگری مانند این است که جرعه ای زهر بنوشیم و توقع داشته باشیم که طرف مقابل بمیرد." تنها کسی که آزار میبیند خودمان هستیم. وقتی ما جواب بدی را با بدی میدهیم درونمان به هم می ریزد و از نظر روحی و روانی نیز دچارغم و اندوه میشویم.

2. این مشکل دیگران است و نه شما

در واقع رفتار منفی مردم بازتاب درونشان است که نمود خارجی پیدا میکند و شما هم بر حسب اتفاق در برابرشان قرار میگیرید. این  رفتار، شخصی نیست پس چرا ما به دل میگیریم؟ پاسخ  این است که نفس ما مشکلات و کشمکش ها را دوست دارد. اغلب زندگی مردم آنقدر خسته کننده و بی روح است که میخواهند دیگران را نیز در آن سهیم کنذد.

 خیلی وقت ها پیش آمده که شخصی عمدا نظر ناراحت کننده ای در سایت می گذارد و مرتب چک میکند که ببیند که آیا کسی جواب آن را داده و اگر کسی نظری داده جواب منفی تری بدهد.

3. جدال با نفس

زمانی که ما بی اراده واکنش نشان میدهیم این واکنش طبیعی و صادقانه است. اما آیا عاقلانه است؟ با این کار چه چیزی حل میشود؟ پاسخ این است هیچ چیز. گرچه که نیاز نفس ما را برای جدال ارضا میکند.

 آیا متوجه شده اید که وقتی ما به مقابله برمی خیزیم در ذهنمان احساس رضایت میکنیم؟ اما روحمان آزرده است؟  قلبمان سخت میشود و به سراغ افکار خشونت آمیز میرویم؟

4. خشم، خشم را می پروراند.

خیلی به ندرت پیش میآید که عکس العمل در مقابل شخصی منفی نتیحه خوبی داشته باشد. این کار فقط آتش خشم را شعله ور میکند و واکنش منفی تر شخص را به دنبال دارد. اگر ما بدون درنگ واکنش نشان دهیم انرژی خود را صرف  دفاع از خود کرده ایم و از نظر روانی احساس میکنیم که باید برای دفاع از خود دست به مقابله بزنیم.

تا حالا توجه کرده اید هرچه اندیشه های ما خشمناک تر میشود ما عصبانی تر میشویم؟ این یک مارپیچ منفی روحی است.

5. هدر رفتن انرژی

"به هرچه توجه کنیم انرژی ما نیز صرف آن میشود." به هرچه که توجه کنیم پرورش میابد. از آنجا که ما در یک زمان فقط میتوانیم روی یک مسئله تمرکز کنیم، میتوانیم به جای صرف انرژی روی مسائل منفی آن را صرف خوشبختی خود کنیم.

6. انرژی منفی به سرعت منتشر میشود.

من دریافته ام که هرگاه به یک قسمت از زندگی  دید منفی داشته ام کم کم این دید منفی به قسمت های دیگر زندگی ام نیز نفوذ کرده است. وقتی ما در یک موقعیت منفی هستیم یا از کسی کینه به دل میگیریم احساس خیلی خوبی پیدا نمیکنیم و این انرژی منفی را در طول روز با خودمان به دوش میکشیم. وقتی احساس خیلی خوبی نداشته باشیم نمی توانیم به درستی فکر کنیم و افکار روشنی داشته باشیم واین مسئله ممکن است ناخوداگاه  مسائل مختلف زندگی را تحت تاثیر قرار دهد.

7. آزادی بیان

عقاید مردم نیز همانند شما سزاوار توجه است. بگذارید احساساتشان را بیان کنند. به یاد داشته باشید که همه اینها نسبی است ونتیجه دیدگاه و نقطه نظر هر شخص است. آنچه که ما مثبت فرض میکنیم می تواند برای دیگری منفی باشد. وقتی ما عکس العمل نشان میدهیم. این مسئله باعث تقابل طرفین و جدال بر سر حقانیت  میشود.

بعضی افراد توانایی کافی برای بیان منظورشان را ندارند و ممکن است گاهی گفتارشان اهانت آمیزبه نظر برسد اما باز هم حق بیان دیدگاهشان را دارند. آنها حق دارند که نظراتشان را بگویند و ما این حق و اراده را داریم که واکنش مان را انتخاب کنیم. ما می توانیم سکوت و آرامش پیشه کنیم و یا به مبارزه برخیزیم.




15 نکته برای مقابله با افراد منفی

با وجود اینکه تمرینات زیادی برای رویارویی با افراد منفی انجام داده ام گاهی اوقات خود را در حال جدال با آن می یابم. معمولا وقتی به مقابله میپردازم به ندرت نتیجه خوبی بدست می آید. نکته این است که ما انسانیم و دارای احساسات و نفسیات. با به کنترل درآوردن نفس خود و استفاده از هوش هیجانی نه تنها به سلامت روحی و جسمی خود کمک کرده ایم بلکه ازبوجود آمدن شرایط بد نیزجلوگیری کرده ایم.

در این جا چند پیشنهاد برای رویارویی با افراد سخت و منفی ارائه شده است.

1. ببخشید.

اگر دالایی لاما در آن موقعیت بود چه می کرد؟ بدون شک می بخشید. به یاد داشته باشید که از نظر ذاتی  ما آدم های خوبی هستیم اما قضاوت ما ممکن است نادرست باشد و ممکن است چیزهای بدی بگوییم. از خودتان بپرسید اگر در این شرایط یا در برابر این شخص از خود بخشش نشان دهم چه می شود؟

2. صبر کنید.

بعضی اوقات احساس میکنیم که باید ایمیلی بفرستیم و از خود دفاع کنیم. من یاد گرفته ام که این ایمیل های احساسی نتیجه دلخواه ما را در پی ندارد و فقط آتش جدال را شعله ورتر میکند. خوب است که مدتی به خود وقت بدهیم تا آرام تر شویم. شما میتوانید آن ایمیل احساسی را برای آن شخص بنویسید اما آنرا نفرستید. اگر هم میخواهید حتما جواب آن را بدهید قبل از پاسخ دادن ابتدا آرام شوید.

3. آیا واقعا مهم است که حق با من است؟

بعضی اوقات ما از نقطه نظر خود به شدت دفاع میکنیم. اگر خود را در حال بحث بر سر صحت حرف خود یافتید از خود بپرسید" آیا واقعا مهم است که حق با من باشد؟" اگر جواب مثبت است دوباره بپرسید چه نیازی است که آن را اثبات کنم؟ چه بدست می آورم؟

4. واکنش نشان ندهید.

بیشتر وقتها که شخصی  یک پیام منفی یا نظر بد میدهد تلاش میکند که واکنش شما را بر انگیزد. وقتی ما عکس العمل نشان میدهیم آنها را به خواسته شان رسانده ایم. پس این چرخه را متوقف کنید و خود را برای جواب دادن به زحمت نیندازید.

5. درمورد موضوعات ناراحت کننده صحبت نکنید.

وقتی مشکل و درگیری در زندگی دارید برای صحبت کردن در مورد آن نزد افراد منفی نروید. ما داستان را برای هر کسی که گوش کند بیان میکنیم. تعریف میکنیم که چقدر از یک شخص و یا یک موقعیت بیزاریم آنچه که قادر به درک آن نیستیم این است که هر چه بیشتر در مورد چیزی صحبت میکنیم بیشتر درگیر آن میشویم. مثلا هرچه بیشتر در مورد اینکه از یک نفر متنفریم صحبت کنیم متنفر تر میشویم و متوجه نکات نفرت انگیز دیگری در آن شخص میشویم. صرف انرژی روی اینکار را متوقف کنید و از تفکر و صحبت در مورد آن دست بردارید. تلاش کنید که قضیه را نزد دیگران مطرح نکنید.

6. خود را جای دیگران بگذارید.

ممکن است کلیشه ای به نظر برسد اما نباید فراموشش کنیم که ما فقط از جانب خود به مسئله نگاه میکنیم. خودتان را جای دیگران بگذارید وبه این نکته توجه کنید که ممکن است شما هم آزارشان داده باشید. این کار باعث میشود که نگاه تازه ای داشته باشید و عاقلانه رفتار کنید و شاید منجر به دلسوزی شما برای آن شخص شود.

7. به دنبال درس گرفتن باشید.

از هر فرصتی که باعث کسب تجربه برای شما میشود و به رشد و تعالی شما کمک می کند استفاده کنید. بدون توجه به اینکه یک سناریو چقدر منفی به نظر برسد همیشه درس یا درس هایی در آن وجود دارد. آنها را پیدا کنید.


ادامه مطلب
[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 18:21 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


 دکتر آرون بک و دکترآلبرت الیس دو روانشناس صاحب نظر در شناخت درمانی.


-متن انگلیسی بسیار روان و عالی در زمینه شناخت درمانی(نوعی از روش رواندرمانی).

Over 2000 years ago the Greek Stoic philosopher Epictetus said that people are disturbed not by things but by the views they take of them.

 

It is the interpretation we place on events, rather than events themselves, that determine our emotions. For example: if you were lying in your bed at night and were woken by a window blowing open in the next room, the way you thought about the event would affect how you felt about the situation. If you thought the window had blown open accidentally, you might feel angry or annoyed. However, if you thought that someone was trying to break in, you would be more likely to feel anxious. Therefore, our feelings are not just automatic reactions to events, they are created by the thoughts that we have.

 

Just as individuals construct irrational thoughts that maintain their negative emotions and maladaptive behaviour, they can reconstruct their thoughts and view situations differently, which will result in positive feelings and adaptive behaviour.

 

What Is Cognitive Therapy?

تعریف شناخت درمانی

Cognitive Therapy is a way of talking about the connections between how we think, how we feel and how we behave. It particularly concentrates on ideas that are unrealistic. These often undermine our self-confidence and make us feel depressed or anxious. Looking at these can help us work out different ways of thinking and behaving, that in turn will help us cope better. The basic premise of cognitive therapy therefore, is that the way we think about events in our lives (cognitions) determines how we feel about them (emotions).   

تعریف طرحواره یا اسکیما(الگوهای فکری یا قالبهای فکری با ثبات و ناخودآگاه).

Cognitive Therapy also helps people to look at their "rules for living” called schemas. Schemas are cognitive structures or templates that organise how we think, feel, act, relate, and understand and are typically referred to as our personality style.  Schemas are outside of conscious awareness and determine how we interpret the world and respond to situations. Whilst cognitive structures can be adaptive, allowing us to process information rapidly, the same rapid processing can result in entrenched maladaptive structures.  This is because they are strong beliefs and assumptions about how we should live our lives, which we develop whilst we are growing up. 

 

How does psychological and emotional distress occur?

Psychological and emotional distress occurs when people perceive the world as threatening.  When this happens perceptions and interpretations of events become highly selective, egocentric, and rigid, resulting in people making systematic errors in reasoning, called 'cognitive distortions'.

 

Cognitive Distortions include:

تحریفهای شناختی(خطاهای شناختی)

1-تفکر همه یا هیچ.

All-or-nothing thinking: Seeing things in black-or-white categories that exist on continuum.  

2-فیلتر ذهنی

Mental Filter: Dwelling on a single negative detail, instead of seeing the whole picture.

3-تعمیم بیش از حد.

Over-generalisation: Seeing one negative event as a never-ending pattern of 'always', or 'never'.

4-نتیجه گیری شتاب زده

Jumping to conclusions: Interpreting things negatively when there is no evidence to support it.

5-ذهن خوانی

bullet

Mind reading: Guessing the content of someone else's thoughts, without checking it out.

6-پیش گویی منفی

bullet

Fortune-telling: Predicting the future in a negative way, without any supporting evidence.

7-نادیده گرفتن جنبه های مثبت خود و دیگران

Discounting the positive: Positive experiences are dismissed, as 'not counting'.

8-کمینه سازی

Magnification: Magnifying ones problems and shortcomings, or minimising one's positive qualities.

9-عبارات جزمی(دستوری)

Imperative statements: Rigid, absolute demands about oneself, others or the world taking the form of should, must, ought, have to, or awfulising, catastrophising, leading to "' I can't stand it".

10-استدلال احساسی

Emotional reasoning: Assuming negative emotional thinking reflects reality. i.e. '"I feel it".

11-برچسب زدن

Labelling: Attaching a negative label to an action i.e. I'm a failure, instead of, I made a mistake.

12-شخصی سازی

Personalisation: Holding oneself responsible for an event outside one's control.

13-تونل ویژن(نگاه صرفا منفی به همه چیز)

Tunnel vision: Seeing only the negative aspects of a situation.

 

Research has shown that specific patterns of thinking are associated with a wide range of emotional and psychological problems.  These negative or extreme thought patterns have frequently become so habitual that they are experienced as automatic and go unnoticed by the individual.

 

Cognitive Restructuring

Cognitive Therapy treats emotional problems by changing or restructuring maladaptive patterns of thought. Clients are taught how to uncover and re-examine these negative beliefs, and replace them with more adaptive ways of viewing life events.  Through this process, clients learn self-help techniques that can produce rapid symptom shifts, solve current life problems, and improve self-esteem.  This negative pattern of thought called negative automatic thoughts, can be seen as abbreviations of deeper cognitive structures called schemas.

منبع: www.cognitivetherapy.me.uk

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 18:16 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

بحران میان‌سالی: تحول یا افسردگی؟

وقتی بحران میان‌سالی به افسردگی تبدیل شد، چه باید بکنید؟

بحران میان‌سالی چیست؟ لطیفه و کلیشه‌های زیادی در این مورد وجود دارد: می‌گویند بحران میان‌سالی همان زمانی است که فرد کارهای غیرمنتظره و نشدنی انجام می‌دهد مثل استعفای غیرمنتظره از کارش، خریدن یک ماشین قرمز اسپرت، یا ترک همسر.

سالیان سال است که بحران میان‌سالی این تصاویر را در ذهن تداعی می‌کند. اما این روزها، بحران میان‌سالی، تحول میان‌سالی نام گرفته است و دیگر آنقدرها هم بد به نظر نمی‌رسد.

متخصصین سلامت روان اعتقاد دارند که واژه بحران برای این منظور نمی‌گنجد چون بااینکه این وضعیت می‌تواند همراه با افسردگی جدی باشد اما می‌تواند رشد شگرفی هم به دنبال داشته باشد. بهترین کاری که فرد می‌تواند انجام دهد این است که بفهمد چه زمان این تحول می‌خواهد تبدیل به افسردگی شود تا بتواند از متخصصین کمک بگیرد.

تعریف بحران میان‌سالی

دکتر دان جونز، مدیر مرکز خدمانی روانشناسی و مشاوره در دانشگاه آپالچیان می‌گوید واژه بحران میان‌سالی که اولین بار در دهه هشتاد مورد استفاده قرار گرفت، توجه بسیار زیادی را به خود جلب کرد. او کارهای تحقیقاتی زیادی بر روی رشد و تحولات افراد بزرگسال و میان‌سال انجام داده است.

او درمورد واژه بحران میان‌سالی می‌گوید، "این موضوع هیچ‌وقت یک دسته بندی تشخیصی رسمی نبوده است". او اعتقاد دارد سنی که بحران میان‌سالی ممکن است در آن اتفاق بیفتد، در افراد مختلف متفاوت است. اینکه چه زمان بحران میان‌سالی اتفاق می‌افتد به این بستگی دارد که از چه اشخاصی کمک بگیرید یا چه زمان انتظار داشته باشید که در شما بماند.

او اعتقاد دارد بحران میان‌سالی از سن 37 سالگی تا 50 و بالاتر ممکن است اتفاق بیفتد.

دکتر جونز می‌گوید، این بحران یا تحول معمولاً در زمان اتفاقات مهم زندگی مثل تمام شدن دانشگاه فرزند کوچکتان یا تولد 40 یا 50 سالگی که نشان می‌دهد وارد یک دهه دیگر از عمرتان شده‌اید اتفاق می‌افتد.

او ادامه می‌دهد، "مرگ والدین نیز می‌تواند یکی از این اتفاقات میان‌سالی باشد."

بحران میان‌سالی: زنان در مقابل مردان

دکتر جونز اعتقاد دارد مردها و زن‌ها به یک اندازه در معرض تجربه بحران میان‌سالی هستند. اما در دو جنس این بحران متفاوت خواهد بود.

او می‌گوید، "در این زمان مردها معمولاً یک ماشین اسپرت قرمز می‌خرند." البته همیشه اینطور نیست اما دکتر جونز اعتقاد دارد مردها خیلی بیشتر از خانم ها مصر هستند چیزی را به اثبات برسانند.

او می‌گوید، مردها ارزش خود را با عملکرد کاری خود می‌سنجند. مثلاً دوست دارند موفق به نظر برسند، گرچه دستاوردهایشان آنطور که انتظار داشته‌اند نبوده باشد.

به اعتقاد دکتر جونز، خانم‌ها این اعتبار را در روابطشان جستجو می‌کنند حتی اگر تمام عمر خود کار بیرون از منزل هم داشته باشند. خانم‌ها عملکرد خود را معمولاً بعنوان یک همسر، مادر یا هر دو ارزیابی می‌کنند.

بحران میان‌سالی، یک مرحله طبیعی زندگی

به تحول میان‌سالی بعنوان یک مرحله طبیعی از زندگی نگاه می‌شود. دانیل لوینسون، روانشناس دانشگاه ییل در تئوری بسیار عالی خود درمورد رشد بزرگسالان عنوان می‌کند همه افراد بزرگسال مراحلی را پشت سر می‌گذارند. او در تئوری خود ساختار زندگی را ترسیم می‌کند که الگوی زیرساخت زندگی افراد در هر سن و زمان را نشان می‌دهد.

برای خیلی‌ها ساختار زندگی شامل خانواده و کار می‌شود اما می‌تواند مذهب، وضعیت اقتصادی و از این قبیل مسائل را هم در خود داشته باشد. براساس تئوری دکتر لوینسون، تحول میان‌سالی یک تحول طبیعی دیگر برای وارد شدن به یک مرحله دیگر از زندگی است.

براساس اعتقادات دکتر جونز، افراد در میان‌سالی معمولاً اولویت‌ها و اهداف خود را دوباره ارزیابی می‌کنند. خانم‌ها که احساس می‌کنند دیگر فرزندانشان را بزرگ کرده‌اند، شاید احساس کنند که دلشان می‌خواهد به ادامه تحصیل بپردازند، گرچه در این مدت کار می‌کرده‌اند اما به نظرشان می‌رسد که دیگر زمانی رسیده که می‌توانند هر کاری که دوست دارند انجام دهند.

او می‌گوید، "آنها دوست دارند رویاها و آرزوهایشان را دنبال کنند. رویاهایی که به خاطر مسئولیت‌های خانواده فراموش کرده ‌بودند."

"مردها به قسمت زنانه خود نزدیک‌تر می‌شوند و این یعنی ممکن است به سمت هنر یا آشپزی روی بیاورند و دوست داشته باشند به مراقبت از بچه‌ها یا نوه‌هایشان بپردازند."

دکتر جونز اعتقاد دارد در این دوران زن‌ها بااینکه برای روابطشان ارزش بسیار زیادی قائل هستند اما خودخواه‌تر می‌شوند. دلیلش این است که فکر می‌کنند دیگر وظیفه خود را انجام داده‌اند و دیگر مراقبت و نگهداری از نوه ها وظیفه آنها نیست.

بحران میان‌سالی: راهی به سمت افسردگی یا رشد؟

دکتر جوان شرمان، روانشناس و روانکار خانواده در لاتکستر اعتقاد دارد تحول میان‌سالی می‌تواند برای برخی روشنگر اما برای برخی دیگر دورانی بسیار سخت باشد.

اینکه تحول میان‌سالی به یک افسردگی جدی تبدیل می‌شود یا فرصتی برای رشد برای فرد فراهم می‌کند به عوامل مختلفی بستگی دارد، مثل حمایت همسر و سایر عزیزان.

دکتر شرمان زنی را به یاد می‌آورد که برای مشاوره نزد او آمده بود. او در اواخر دهه چهل خود و همسر مردی با همان سن و سال بوده که به خاطر وضعیت کاریش در طول زندگی زناشویی آنها مدام در سفر بوده است. این مسئله باعث می‌شده است که تمام مسئولیت خانه و بزرگ کردن بچه‌ها بر گردن وی باشد.

او پرستار بوده اما در عین حال تمام وقت زنی خانه‌دار هم بوده است. وقتی فرزندان بزرگ شده و به دانشگاه رفتند با خودش فکر کرده که حالا چه باید بکند و بعد احساس کرده که همه هویت خود را گم کرده است.

دفعه بعد که دکتر شرمان آن زن را برای مشاوره ملاقات کرده است، یک طرز تفکر دیگر پیش روی او قرار داده است: "تو هویت خودت را از دست نداده‌ای، الان این فرصت را داری که یک هویت تازه برای خودت خلق کنی."

بله، نقش او بعنوان مادر تغییر خواهد کرد و به خاطر مسئولیت کمتری که الان دارد—با رفتن بچه‌هایش به دانشگاه—وقت کافی برای خلق یک تصویر و هویت جدید از خودش خواهد داشت. این فکر او را به هیجان آورده بود. هفته بعد، بران انتخاب رشته به یک دانشگاه رفت.

وقتی بحران میان‌سالی به افسردگی تبدیل می‌شود

دکتر جونز می‌گوید همه اینقدر آسان بحران میان‌سالی را رد نمی‌کنند.

در میان‌سالی افراد باید مراقب برخی علائم خاص افسردگی باشند، علائمی مثل:

  • تغییر در عادات غذا‌خوردن
  • تغییر در عادات خوابیدن، خستگی
  • احساس بدبینی یا ناامیدی
  • بی‌قراری، اضطراب و زودرنجی
  • احساس گناه، ناامیدی یا بی ارزشی
  • از دست دادن میل و علاقه به فعالیت‌هایی که در گذشته از آنها لذت می‌برده است مثل رابطه جنسی و سرگرمی‌ها
  • فکر خودکشی یا ارتکاب به آن
  • دردهای جسمانی مثل سردرد، ناراحتی گوارشی که به دارو و درمان پاسخ نمی‌دهد

دکتر آنیتا کلایتون پروفسور دانشگاه ویرجینیا اعتقاد دارد، رواندرمانی و همچنین تجویز دروهای ضدافسردگی می‌تواند به درمان افسردگی بالینی یا حاد کمک کند.

در تحقیقی که محققان دانشگاه استانفورد انجام دادند، دارو،روان درمانی، یا ترکیبی از هر دوی این روش‌ها بر روی 656 فرد مبتلا به افسردگی مزمن امتحان شد. آنها به این نتیجه رسیدند که ترکیب این دو روش درمانی نتیجه ای سریعتر و مساعدتر به دنبال خواهد داشت.

دکر کلایتون اعتقاد دارد درصورت خفیف‌تر بودن افسردگی فقط یکی از این روش‌ها کافی به نظر می‌رسد.

منبع:سایت مردمان.

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 18:12 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

دکتر وندی والش: پنجاه درصد. بله ، در حدود نیمی از ازدواج‌هایی که در آمریکا صورت می‌گیرد به طلاق می‌انجامد و اکثر طلاق‌ها نیز در ازدواج اول رخ می‌دهد. البته این رقم در ازواج دوم به 60 درصد می‌رسد . هر زن و مردی بعد از مدتی که به مشکل میرسند با خود فکر می‌کنند که آیا من در آستانه طلاق هستم؟ آیا این زندگی به بن بست رسیده است.
 
محققان اجتماعی به این سئوال ما پاسخ می‌دهند. در ابتدا باید دو نکته را مد نظر قرار دهید . اول اینکه این آمار در مورد همه یکسان نیست ؛ یعنی اینکه افراد با توجه به شرایط مختلفی که دارند تصمیمات مختلفی می‌گیرند. 

دوم اینکه آماری که معمولا در مورد طلاق ارائه می‌شود به علت و چگونی آن اشاره ای نمی‌کند. اغلب تحقیقاتی که در مورد طلاق صورت گرفته دو عامل را با هم مقایسه می‌کنند ، مدت ازدواج و نرخ طلاق ، اما این به معنی این نیست که جوانی  یکی از فاکتورهای طلاق به حساب می‌آید. درست است که ما در جوانی تجربه و آگاهی کافی در مورد زندگی زناشویی نداریم اما این عامل به تنهایی برای تحقق جدایی کافی نیست. مطمئنا عوامل دیگری نیز باعث می‌شود تا فرد از همسرش جدا شود.

دکتر وندی والش یک تست جالب برای افرادی که فکر می‌کنند در زندگی زناشویی شان به بن بست رسیده اند  طراحی کرده است.
 
اگر شما به اغلب سئوال‌های این تست جواب مثبت بدهید ، درصد بیشتری احتمال دارد که از همسرتان جدا شوید :
 
1- آیا شما تقریبا  یکسال است که با همسرتان رابطه زناشویی ندارید؟

2- آیا شما قبل از ازدواج با همسرتان زندگی می‌کردید؟

3- آیا والدین شما از هم جدا شده اند؟

4- آیا شوهر‌تان  قبل از شما همسر دیگری داشته است؟

5- آیا درآمد شما از شوهرتان بیشتر است؟

6- آیا شما حساب بانکی مجزایی از شوهرتان دارید؟

7- زمانیکه با هم دعوا می‌کنید ، آیا او شما را سرزنش و تحقیر می‌کند و شما را کتک می‌زند؟

8- آیا احساس می‌کنید که در دعواها شوهر شما همیشه پیروز است؟

9- آیا زمانی که ازدواج کردید کمتر از 23 سال داشتید؟

10- آیا شما و همسرتان عقاید مذهبی گوناگونی دارید؟

11- آیا خانواده شما و دوستان‌تان مخالف ازدواج‌تان بودند؟

12- ایا زمانیکه با همسرتان دعوا می‌کنید دچار تنگی نفس و اضطراب شدید می‌شوید؟

باید به این نکته توجه کنید که این تست صد در صد درست نیست. یعنی اگر شما بیشترین جواب مثبت را به این تست داده باشید به این معنی نیست که حتما از همسرتان جدا می‌شوید. این تست به شما کمک می‌کند تا نگاه جدیدی به زندگی زناشویی‌تان داشته باشید ؛ باید توجه بیشتری به زندگی بکنید . زوج‌هایی که در مرحله ای از زندگی شان به مشکل برخورد می‌کنند باید این نکته را بدانند که بروز این مشکلات به معنی پایان یافتن زندگی شان نیست. در واقع آنها باید روش‌های ارتباطی شان را تغییر دهند و مطمئنا پس از تغییر روش برخورد و رفتارشان زندگی بهتری در پیش رو خواهند داشت.

ولی در تمام جدایی‌هایی که صورت می‌گیرد یک نکته قابل توجه است:
یک یا دو طرف از ایجاد ارتباط و نزدیکی احساس شکست می‌کنند. هر چه صمیمیت بین زن و شوهر بیشتر باشد ، همدلی بیشتری با هم دارند. همدلی بیشتر باعث درک و تفاهم بیشتر می‌شود ، هر چه بیشتر با هم تفاهم داشته باشید بیشتر بهم عشق می‌ورزید و با هم روراست هستید و این باعث ایجاد یک تعهد عمیق بین شما می‌شود.

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 18:11 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

 


تحریف ها یا خطاهای شناختی

خطاهای شناختی یعنی تفکر به شیوه دگمی و توام با افکار غلط و غیر عقلانی که نتیجه آن اضطراب و افسردگی و مشکل در روابط بین فردی است.در شناخت درمانی به شیوه بک ،این افکار مورد چالش قرار میگیرند و با روشهای مختلف رواندرمانی تصحیح میشوند.این خطاهای فکر توسط آرون بک روانشناس شهیر و صاحب نام امریکایی ارائه شده است که به شرح زیر است:

1. تفکر دو قطبی:

( این نوع تفکر را ، تفکر قطبی شده ، سیاه و سفید و استدلال به شیوه همه یا هیچ نیز می نامند.) در این شیوه فرد تمایل دارد واقعیات را به صورت مطلق تعبیر کند ، در این حالت به هیچ وجه ، تعبیرهای بینابینی ( خاکستری ) را نمی پذیرد. در ذهنیت اشخاص با این طرز تلقی هکه امور به دو طبقه تقسیم می شود : خوب و بد ، سیاه و سفید ، ممکن یا غیر ممکن ، مطلوب یا غیر مطلوب .

اصطلاح" یا این یا آن دیدن امور " را برای این نوع تفکر بکار برده است.اگر کسی خوب نباشد ، حتما بد است. اگر خوشبخت نیاشد ، حتما بدبخت است. اگر صلاحیت ندارد ، حتما بی صلاحیت است." تمامیت خواهی "نیز به لحاظی شبیه به همین طرز تلقی است . برای فرد کمال گرا ، اگر کاری صد در صد کامل و بی عیب نباشد، به کلی بد و خراب است. راه میانه ای وجود ندارد . انگار در حد فاصل سفید و سیاه رنگی به نام خاکستری وجود ندارد به نظر یونسی حاکمیت چنین تفکری در برداشت های افراد نسبت به دیگران نیز وضعیتی را ایجاد می کند که تنها انسانی را قبول کنند که بدون عیب و نقص باشد یا از جهت مثل خود آن ها باشد یعنی همه چیز را سفید ببیند. همه چیز باید سفید سفید باشد و در غیر اینصورت کوچک ترین لکه همه چیز را سیاه می کند. در طبیعت چیزی به نام سفید مطلق وجود ندارد . و تنها در عالم ذهن و خیال باید آن را جستجو کرد. آن چه در واقعیت وجود دارد ، آمیزه ای از سفید و سیاه ( خاکستری ) است.

به نظر دیوید برنز(نویسنده کتاب از حال بد به حال خوب) هفت نوع تمامیت خواهی وجود دارد که باعث ناراحتی شخص می شود:

1. تمامیت خواهی اخلاقی : " اگر از اهداف و معیارهای شخصی ام باز بمانم نباید خودم را ببخشم".

2. تمامیت خواهی عملکردی : " برای این که ارزشمند باشم، باید در همه کارهایم موفق گردم".

3. تمامیت خواهی شناختی :" اشخاص مرا به عنوان یک انسان آسیب پذیر قبول نمی کنند".

4. تمامیت خواهی احساسی :" باید همیشه بکوشم تا شاد و خوشبخت باشم، احساسات منفی ام را کنترل کنم و هرگز احساس نگرانی و افسردگی به خود راه ندهم".

5. تمامیت خواهی رمانتیک :" باید همسر کاملی پیدا کنم و همیشه واله و شیدای او باشم".

6. تمامیت خواهی ارتباطی:" زن و شوهر با هم مشاجره نمی کنند و بر هم خشم نمی گیرند".

7. تمامیت خواهی در وضع ظاهر :" بی تناسب هستم ، زیرا کمی اضافه وزن دارم ، پاهایم چاق است ، صورتم جوش زده است"

2. تعمیم مبالغه آمیز:

افراد با قاعده سازی براساس چند حادثه منفی ، تفکر خود را از طریق تعمیم افراطی تحریف می کنند. برای مثال دانش آموز دبیرستانی ممکن است نتیجه بگیرد که: " به دلیل این که در امتحان اول خود در درس جبر ، ضعیف کار کرده ام ، نمی توانم در درس ریاضی هم خوب باشم. مثال دیگر ، فردی  فکر می کند " به دلیل این که آلفرد و برتا از دست من خشمگین بودند، دوستانم مرا دوست نخواهند داشت و حاضر نخواهند بود کاری را با من انجام دهند". بنابراین یک تجربه منفی از چند حادثه ، می تواند به صورت قانونی که رفتار آیند را تحت تاثیر قرار می دهد ، تعمیم داده شود . در این تحریف ، افراد یک کلاغ را چهل کلاغ می کنند یا از کاه کوهی می سازند .

3. شخصی سازی:

شخصی سازی یعنی پذیرفتن مسئولیت درباره چیزهایی که ارتباط زیادی با فرد ندارند و یا اصلا مربوط به فرد نیست . بنابراین ، فرد افسرده ای که نتوانسته هنگام گذر ، نگاه دوستش را بسوی خود جلب کند ، ممکن است فکر کند ، " از دست من ، ناراحت شده است "

به نظر برنز ،شخصی سازی و سرزنش ، منجر به احساس گناه ، خجالت و ناشایست بودن می شود . بعضی ها هم عکس این کار را می کنند و سایرین و یا شرایط را علت مسائل خود تلقی می کنند و توجه ندارند که ممکن است خود نیز در ایجاد گرفتاری سهمی داشته باشند.علت زندگی زناشویی بد من این است که همسرم منطقی نیست . سرزنش به خاطر ایجاد رنجش ، در اغلب موارد موثر واقع نمی شود.

[به ادامه مطلب مراجعه کنید]


ادامه مطلب
[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 18:7 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

آزمون طلاق عاطفی

خط پایان یک ازدواج...

 

 

 

 


یکی از ویژگیهای بارز ازدواج در جوامع ، طلاق عاطفی است.گزارش شده است که آمار طلاق عاطفی در ایران حدود 30درصد است.در طلاق عاطفی زن و شوهر باهم زندگی میکنند ولی همدیگر را  در حد لازم دوست ندارند و به دلیل آبرو هراسی و یا به دلیل وجود فرزند و یا ترس از طلاق و جدایی در کنار هم زندگی میکنند و در واقع در کنار هم نفس می کشند نه زندگی(به قول دکتر هلاکویی به دلیل چهار ن باهم زندگی میکنند که عبارتند از=نادانی،ناتوانی،نیازمندی و ن چهارم نگرانی).

طلاق عاطفی نتیجه یک رابطه بیمار است که این بیمار(رابطه) درمان نشده است.رابطه مثل یک موجود زنده است که نیاز به مراقبت و محافظت دارد ولی  متاسفانه این نکته مهم را اکثر مردم نمیدانند و یا آنرا دست کم میگیرند و بعد از بروز مشکل و خراب کردن پلهای پشت سرشان به فکر چاره بر می آیند که گاه نوش داروی پس از مرگ سهراب آوردی.دکتر رابطه هم روانشناس و مشاور خانواده است(نه روانپزشک که کارش تجویز دارو است).

حال با این مقدمه به سوالات زیر به صورت بله  خیر  پاسخ دهید و در آخر جمع نمره های بله را یادداشت کنید.در آخر ببینید دچار این عارضه هستید یا خیر.اگر این عارضه(طلاق عاطفی) را داشته اید برای حل مشکل خود به روانشناس متخصص در مشاوره خانواده رجوع کنید.تفسیر پاسخ در انتهای تست آمده است.

========================

-مقیاس طلاق عاطفی

جمله ها را با دقت بخوانید و بر اساس احساس فعلی خود به صورت بله-خیر پاسخ دهید.در انتها تعداد پاسخهای بله را جمع کنید و برای تفسیر آن به آخر همین تست رجوع کنید.

1-ازدواج تنهاتر از  آن است که فکر میکردم.   بله   خیر

2-آنقدرها که دلم میخواست به هم (زن و شوهر) نزدیک نیستیم.بله  خیر

3-در این ازدواج احساس خلا میکنم.بله   خیر

4-وقتی با هم کاری انجام میدهیم ، احساس بی حوصلگی میکنم.بله  خیر

5-حتی وقتی با همیم، احساس بی قراری و اندوه میکنم. بله  خیر

6-بیشتر وقتها نمیدانم خودم را چگونه سرگرم کنم. بله  خیر

7-گاهی در این ازدواج احساس بی حوصلگی و بیقراری میکنم.  بله   خیر

8-در حسرت کسی هستم که در کنار او احساس نزدیکی کنم.  بله   خیر

9-حس تنهایی بسیار آزارم میدهد.  بله   خیر

10-انگار ازدواجم چیزی کم دارد.  بله   خیر

11-کاش اطرافیانم بیشتر به من زنگ میزدند.  بله   خیر

12-اغلب دلم میخواهد کسی را داشتم که در کنارش باشم.   بله   خیر

13-احساس نمیکنم بخشی از زندگی کسی هستم.  بله   خیر

14-احساس نمیکنم به کسی تعلق دارم.  بله    خیر

15-اغلب به لحاظ عاطفی احساس انزوا میکنم.  بله    خیر

16-در این ازدواج احساس طرد شدگی میکنم.  بله   خیر

17-کسی را ندارم که به او پناه ببرم.  بله    خیر

18-اغلب در رابطه با همسرم احساس میکنم فراموش شده ام.  بله    خیر

19-هیچ کس مرا نمیشناسد.  بله    خیر

20-هیچ کس مرا درک نمیکند.  بله   خیر

21-اغلب هیچ کس را ندارم که با او حرف بزنم.  بله    خیر

22-اغلب نیاز شدیدی به داشتن یک هم صحبت احساس میکنم.  بله   خیر

23-احساس میکنم در این ازدواج کاملا کنار گذاشته شده ام.  بله خیر

24-احساس جدا بودن میکنم(با همسرم).  بله  خیر

===============

تفسیر نتیجه تست:

بعد از جمع کردن پاسخهای بله ، اگر تعداد آن برابر هشت (8) و بالاتر بود زندگی زناشویی شما در معرض خطر و جدایی قرار دارد و از متخصص کمک بگیرید.

منبع=کتاب موفقیت یا شکست در ازدواج ،نوشته جان گاتمن و ترجمه ارمغان جزایری ،انتشارات خجسته.ص.180تا182.

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 18:4 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

برای از نفس افتادن یک عشق، نیازی نیست که اتفاق عجیب و غریبی بیفتد. نه یک خیانت بزرگ و نه یک تغییر ناگهانی، هیچ کدامشان نمی‌توانند به اندازه اتفاقات ساده روزانه، شما را از هم دور کنند.

مشکلات کوچکی که شاید هر دوی شما هم از آنها بی‌خبر باشید، می‌توانند شما را حتی زیر یک سقف هم از هم جدا کنند و بدون آنکه حکم طلاق‌تان را صادر کنند، «مشترک» بودن زندگی را برایتان بی‌معنا کنند.


اگر نمی‌خواهید ازدواج شما به این سرنوشت دچار شود، بار دیگر آنچه را که در زندگی‌تان می‌گذرد، مرور کنید. آیا اتفاقاتی که در ادامه از آنها صحبت می‌کنیم، پایشان به خانه شما هم باز شده‌است؟

 همه‌چیز را می‌شمارید؟

هر تلاشی که برای دوام زندگی مشترک‌تان می‌کنید در نظرتان یک لطف تلقی می‌شود؟ شما همه امتیازاتی که به همسرتان می‌دهید را می‌شمارید و از او توقع دارید که تک‌تک آنها را جبران کند؟ چنین تصوری می‌تواند یک زنگ خطر برای شما باشد. اگر جملاتی مثل « این بار من کوتاه آمدم!»، «امروز من خانه را جمع کردم!»، «این ماه من پول بیشتری به خانه آوردم!» و ...


مدام در ذهن شما چرخ می‌زند، باید به دنبال پیدا کردن ریشه مشکلتان باشید. چه شده که شما دیگر برای این رابطه با دل و جان تلاش نمی‌کنید؟ آیا همسرتان هم چنین افکاری را به ذهنش راه داده یا به زبان می‌آورد؟ این دو دوتا چهارتا ها نشان می‌دهد شما خودتان را جدا از همسرتان و این زندگی می‌بینید و احساس می‌کنید بیش از آنکه باید برای او و این خانه انرژی می‌گذارید.


 اگر می‌خواهید این افکار زندگی شما را از هم نپاشد، خیلی زود دلیل حضور آنها در ذهنتان را پیدا کنید و آن را از بین ببرید.


خیال می‌بافید؟

ساختن یک زندگی خیالی در ذهنتان به معنای خیانت به همسرتان نیست. اما این تصویر می‌تواند یکی دیگر از زنگ‌خطر‌ها‌برای زندگی شما باشد. اگر گاهی از تصمیمی که گرفته‌اید پشیمان می‌شوید و گمان می‌کنید خواستگارهای قبلی‌تان می‌توانستند شما را خوشبخت‌تر کنند، باید در ازدواج‌تان به دنبال مشکل اصلی بگردید.


اگر در ذهنتان همسرتان را به شکل دیگری تجسم می‌کنید و از زندگی با اویی که در خیال شما تغییر کرده لذت می‌برید، مطمئنا رابطه شما درگیر مشکلی جدی است که باید تا دیر نشده، آن را برطرف کنید. به تصاویری که در خیالتان می‌سازید فکر کنید.


 آنها انتظاراتی هستند که از همسر و زندگی مشترک‌تان دارید. تا آنجا که می‌توانید برای برآورده کردن آن نیازها تلاش کنید و با همسرتان در مورد ویژگی‌هایی که شما را آزار می‌دهند، صحبت کنید. شاید این مشکل آسان‌تر از آنچه فکر می‌کنید، برطرف شود.


از لحظه صحبت کنید نه از هرگز و همیشه

بحث‌های بین شما بیشتر شده است و دیگر برای بحث کردن، نیاز به اتفاق عجیب و غریبی ندارید؟ از شیوه آویزان کردن لباس‌ها تا نحوه گرفتن قاشق و پارک کردن اتومبیل، همه و همه می‌توانند به انگیزه‌ای برای بحث کردن تبدیل شوند؟ وقتی با همسرتان مشاجره می‌کنید، عبارت‌های «همیشه» یا «هیچ‌وقت» را به کار می‌برید و به‌جای اینکه از او بخواهید لباسش را سرجایش بگذارد، می‌گویید «چرا همیشه لباس‌هایت را اینطور می‌گذاری!» و به جای اینکه بگویید چرا صحبت مرا نشنیدی، می‌گویید «تو هیچ‌وقت به حرف‌های من گوش نمی‌دهی!»؟


 اگر با این عبارات با همسرتان صحبت می‌کنید، پس دل پری از او دارید و به جای اینکه بتوانید اشتباهات گذشته‌اش را ببخشید، آنها را در ذهن‌تان روی هم انبار می‌کنید. اگر نمی‌خواهید این تصورهای انبار شده زندگی مشترک شما را از هم بپاشد، بهتر است در همان زمانی که همسرتان اشتباهی می‌کند، تنها و تنها در مورد آن لحظه با او صحبت کنید و برای حل شدن مشکل در همان زمان تلاش کنید.

 همین اشتباهات کوچک و ناراحتی‌های ساده با انبار شدن در ذهن شما از همسرتان یک فرد بی‌مسئولیت و بی‌عاطفه می‌سازد و توان ادامه دادن این راه را از شما می‌گیرد.


حرف کم می‌آورید؟

وقتی بعد از 10 ساعت دوری، در پایان روز همدیگر را می‌بینید، باز هم حرفی برای گفتن ندارید؟ احساس می‌کنید با همسرتان بیگانه شده‌اید و نمی‌دانید در مورد چه باید با او صحبت کنید؟ حتی وقتی با تمام وجود از او دلگیر می‌شوید، انگیزه‌ای برای بحث کردن ندارید و با وجود اینکه خیلی از اتفاقات زندگی به مراد‌تان نیست، مدت‌هاست که حتی با هم بحث و دعوا هم نکرده‌اید؟


 یادتان نرود که دعوا نکردن همیشه هم اتفاق مثبتی نیست. گاهی این سکوت می‌تواند نشانه بی‌تفاوتی شما نسبت به آینده زندگی مشترکتان باشد و این واقعیت را نشان دهد که دیگر امیدی به‌اصلاح همسرتان و زندگی مشترکتان ندارید.


پس از کنار این سکوت ساده نگذرید و تلاش کنید با همسرتان از هر دری حرف بزنید؛ از اتفاقات محیط کار گرفته تا برنامه‌های تلويزیونی یا آنچه در خیابان برایتان پیش آمده. سعی کنید دلخوری‌هایتان را با او بیان کنید و بگویید نگران آینده این زندگی هستید.

خانه دوم ساخته‌اید؟

در بسیاری از زندگی‌های مشترک، زمانی می‌رسد که یکی از 2نفر به خود می‌گوید «همسرم متوجه نیازهای من نیست و دنیای مرا درک نمی‌کند!» چنین تصوری می‌تواند این فرد را بیشتر از قبل از زندگی مشترکش دور کند و او را وادار به پیدا کردن مکان‌های امن دیگری برای فهمیده شدن بکند. عضویت در شبکه‌های اجتماعی، کلاس‌های گروهی، پیدا کردن دوستان جدید و ...


همه می‌توانند راه‌هایی برای پیدا کردن گروهی از آدم‌های تازه باشند که او را بیشتر از همسرش درک می‌کنند. اگر شما هم احساس می‌کنید در زندگی مشترکتان آنطور که باید درک نمی‌شوید و دوست دارید با غرق شدن در کتاب، سفر یا گروه‌های دوستی این خلأ را پر کنید، احتمالا زندگی مشترک‌تان نفس‌های آخرش را می‌کشد.


 قبل از آنکه دیر شود، در مورد احساسات و افکارتان با همسرتان صحبت کنید و تلاش کنید رابطه‌تان را به روزهای اول برگردانید. هیچ چیزی نمی‌تواند جای همسرتان را بگیرد، مطمئن باشید.

باید با هم خوش باشید نه با دیگران

ترجیح می‌دهید با دوستان یا خانواده خودتان به سفر بروید تا اینکه با همسرتان سفر کنید؟ دوست دارید وقت‌تان را به کافه‌نشینی با دوستان‌تان اختصاص دهید تا اینکه در خانه با همسرتان چای بخورید؟ اگر دیگر درکنار همسرتان به شما خوش نمی‌گذرد و نمی‌توانید هیچ تفریحی را در کنار او تجربه کنید و به معنای واقعی با او آرامش بگیرید، مشکلات شما بیش از حد جدی شده‌اند.


 وقت آن رسیده که دقیق‌تر به آنچه در رابطه شما و همسرتان و در زندگی مشترکتان می‌گذرد، نگاه کنید. چه ویژگی‌هایی در او و چه انتظاراتی در شما وجود دارد که نمی‌گذارد با هم خوش بگذرانید. بهتر است تا دیر نشده، در مورد آنها با هم صحبت کنید و آرام‌آرام برای پیدا کردن یک مسیر مشترک قدم بردارید.

برنامه‌های‌تان را یکی کنید

در تمام 24 ساعت، 5 ساعت مشترک در کنار هم نیستید؟ زمانی که او می‌خوابد شما بیدارید و زمانی که او تلويزیون می‌بیند، شما در یک اتاق در بسته اینترنت‌گردی می‌کنید؟ آخر هفته که شما وقت آزاد دارید او به کارهایش می‌پردازد و وقتی شما به خانه دوستان یا فامیل می‌روید، او کار دیگری را برای انجام دادن انتخاب می‌کند؟

 این جدایی برنامه‌ها یک اتفاق ساده نیست که بتوانید به راحتی آن را توجيه کنید. این نشانه‌ها به شما می‌گوید که میل تنظیم برنامه‌هایتان با توجه به شرایط دیگری را از دست داده‌اید و دیگر از وقت گذراندن با او لذتی نمی‌برید. اگر هنوز هم برای زندگی مشترکتان ارزش قائلید، این نشانه‌ها را جدی بگیرید و با همسرتان در این مورد صحبت کنید. برای مدتی هم که شده، وقت خواب، بیداری، کار و تفریح‌تان را با هم هماهنگ کنید و سعی کنید به این برنامه پایبند بمانید.

[ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 ] [ 17:55 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
با سلام خدمت دوستان گرامی به پیوست نامه سرگشاده رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران به وزیر محترم علوم و تحقیقات برایتان ارسال می گردد. جهت ارتقاء سطح علمی رشته مددکاری اجتماعی لطفا در وبلاگ های خود نامه را قرار دهید.
 
 با تشکر و سپاس از شما همدلان عزیز
 


برچسب‌ها: رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران
[ دوشنبه سی ام دی 1392 ] [ 23:59 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]




پشت كاجستان ، برف.
برف، يك دسته كلاغ.
جاده يعني غربت.
باد، آواز، مسافر، و كمي ميل به خواب.
شاخ پيچك و رسيدن، و حياط.

من ، و دلتنگ، و اين شيشه خيس.
مي نويسم، و فضا.
مي نويسم ، و دو ديوار ، و چندين گنجشك.

يك نفر دلتنگ است.
يك نفر مي بافد.
يك نفر مي شمرد.
يك نفر مي خواند.

زندگي يعني : يك سار پريد.
از چه دلتنگ شدي ؟
دلخوشي ها كم نيست : مثلا اين خورشيد،
كودك پس فردا،
كفتر آن هفته.

يك نفر ديشب مرد
و هنوز ، نان گندم خوب است.
و هنوز ، آب مي ريزد پايين ، اسب ها مي نوشند.

قطره ها در جريان،
برف بر دوش سكوت
و زمان روي ستون فقرات گل ياس.


برچسب‌ها: عاشقانه, روابط, همدلی
[ یکشنبه یکم دی 1392 ] [ 0:12 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


نگارش طرح تحقیق یا پروپوزال یکی از مهمترین تکالیف یک دانشجو است. چگونگی نگارش پیشنهاده می تواند موفقیت شما را در امر پژوهش و نگارش پایان نامه و همچنین اقناع اساتیدتان تضمین کند و باعث شود بسیار سریع تر کار نگارش پایان نامه ی خود را شروع کرده و به پایان رسانید. همچنین طرح تحقیق است که نشان می دهد در طی کار پژوهشی خود موفق خواهید بود یا خیر.

از این رو در این پست نکاتی را انتخاب کرده ایم که به شما در زمینه ی پیشنهاده نویسی کمک خواهد کرد. موفق باشید.


نحوه نگارش پروپوزال

پروپوزال يا طرح تحقيق ، پيش نويس پ‍ژوهشي است كه شما مي بايست براي اخذ مدرك تحصيلي خود انجام دهيد. در پروپوزال ، شما به معرفي موضوعي كه براي پايان نامه خود انتخاب كرده ايد ، توضيح اهميت آن موضوع ، ذكر پ‍‍ژوهش هايي كه در گذشته در اين باره صورت گرفته ، و نتايجي كه فكر مي كنيد از تحقيق خواهيد گرفت می پردازيد. هم چنين روش يا روش هايي كه در پژوهش از آن ها بهره خواهيد گرفت را ذكر مي كنيد.

شكل پروپوزال بنا بر هدفي كه از آن داريد و يا به مقتضاي رشته تحصيلي شما مي تواند قدري متغير باشد. اما شكل بندي بنيادين آن ، همواره بايد شامل عنوان بندي ها و بخش هاي زير باشد :

1- موضوع تحقيق ( Project Title )

ذيل اين عنوان مي بايست عنوان دقيق تحقيق خود را ذكر كنيد. براي مثال :

Project Title:     Women Role in Southeast Thailand

 

2- توضيح موضوع و اهميت آن ( Importance and Statement of Topic )

در اين بخش مي بايست جوانب موضوع ، چگونگي ارتباط آن با رشته تحصيلي مورد نظر ، و اهميت موضوع به لحاظ علمي و كاربردي را توضيح دهيد.

 

3- ادبيات تحقيق و پژوهش هاي مرتبط ( Review of Literature and Relevant Topics)

زير اين عنوان ، بايد توضيح مختصري درباره پژوهش هايي كه پيش از شما روي اين موضوع و موضوعات نزديك به آن انجام شده بدهيد. در اين بخش در واقع بايد به ذكر پژوهش هايي بپردازيد كه شما قصد داريد يافته هاي آن ها را تكميل كنيد ، اشتباهات آن ها را رفع نماييد و يا نتايج آن ها را رد كنيد.

 

4- اهداف و فرضيه ها ( Aims and Hypothesizes )

در اين بخش بايد به ذكر نتايجي بپردازيد كه فكر مي كنيد از تحقيق خواهيد گرفت. توضيح دهيد كه از انجام تحقيق چه هدفي داريد؟ به كدام سمت حركت مي كنيد؟ و فكر مي كنيد به كجا خواهيد رسيد؟

 

5- روش ها و ابزار هاي تحقيق ( Methodology )

در اين قسمت توضيح دهيد كه در انجام پروژه از چه روش هاي علمي سود خواهيد برد و چه ابزارهايي را براي رسيدن به اهداف تحقيق به خدمت خواهيد گرفت.

 

6- منابع( References )

فهرستي از منابعي كه فكر مي كنيد از آن ها استفاده خواهيد كرد و به كار شما مرتبط هستند را الفبايي و منظم كنيد و در اين بخش بياوريد.

 

*نكات مهم

 

1- پروپوزال را با موضوع شروع نكنيد، بلكه عنواني مانند مثال زير را در روي جلد بياوريد و بعد متن پروپوزال را بنويسيد :

 

A PhD / Master Dissertation Proposal Presented to

The Department of Gerontology

Faculty of Gerontology

University Putra Malaysia

By : Maryam Mobini

2- اين نكات را در مورد انتخاب و نگارش تيتر پروژه رعايت كنيد :

الف ) سعي كنيد موضوع روشن و ساده باشد. از خوشگل كردن عنوان تحقيق خودداري كنيد !

ب ) عنوان پروژه را به صورت خلاصه اي فشرده از آن چه در ذهن داريد در نظر بگيريد. سعي كنيد با همان يك جمله عنوان پروژه بتوانيد چارچوب كلي تحقيق و هدف هايتان را به خواننده منتقل كنيد. عنوان كار شما بايد كاملاً مشخص كند كه شما مي خواهيد چه چيز را و در چه شرايطي مطالعه كنيد.

پ ) در جمله بندي عنوان پروژه دقت كنيد تا چيدمان آن طوري باشد كه آن چه اصل موضوع تحقيق شماست از فرع آن قابل تشخيص باشد. به اين دو مثال دقت كنيد:

1- Red-haired Musicians and Their Preferences for Music Style

2- Music Style Preferences of Red-haired Musicians

در اين جا هر دو جمله ظاهراً يك مفهوم را منتقل مي كنند:"سليقه موزيسين هاي مو قرمز در انتخاب سبک موسيقي" . اما عملاً تفاوتي بين اين دو وجود دارد و آن هم اين است كه در جمله اول ، تعبير خواننده اين است كه توجه بيشتر ما به موزيسين هاي مو قرمز است و ما اول موزيسين هاي مو قرمز را بررسي مي كنيم و بعد به سليقه موسيقيايي آن ها مي پردازيم. اما در جمله دوم بر عكس ، اولويت به سبك هاي موسيقي و سليقه موسيقيايي داده شده و موزيسين هاي مو قرمز در درجه دوم قرار دارند.

ت ) سعي كنيد كلمات اضافي را از عنوان پروژه حذف كنيد . دو مثال زير در واقع يكي هستند ، اما شماره 2 مقبوليت بيشتري دارد :

1- The Systematic Development which has occurred during last 50 years and has Changed the face of Southeast Asia

2- Changes and Development in Southeast Asia

 

3- در مورد (1)هدف هايي كه از تحقيق داريد و (2) ابژه اي كه براي مطالعه انتخاب كرده ايد (Objectives) حتماً دقت كنيد كه در رابطه كامل با هم باشند و در نگارش پروپوزال سعي كنيد كه اين رابطه را به خوبي نمايش دهید. منظور اين است كه مثلاً اگر هدفي كه مي خواهيد به آن برسيد ، نامناسب بودن عروسك هاي باربي براي تربيت دختران هست ، انتخاب ابژه اي مانند جامعه دختران 15 ساله ساكن منطقه 20 تهران ، نا مناسب و نامربوط به نظر مي رسد. توجه داشته باشيد كه بهترين ابژه را براي رسيدن به هدفتان انتخاب كنيد.

4- در زمينه چگونگي انتخاب روش تحقيق نيز ، وضع به همين ترتيب است. سعي كنيد مناسب ترين ، عملي ترين ، علمي ترين و هم خوان ترين روش را براي پژوهش مورد نظرتان انتخاب كنيد. 

5- پروپوزال را تميز و با بخش بندي مناسب تحويل دهيد. سعي كنيد مرز بين عنوان ها مشخص باشد و مطالب را بر روي 1 روي كاغذ A4 تايپ كنيد.

6- حجم پروپوزال میبایست برای دوره های کارشناسی ارشد حداقل 5 صفحه و برای دکتری حداقل 8 صفحه باشد. در این میان حداقل یک صفحه به ادبیات تحقیق و حداقل یک صفحه به منابع تحقیق اختصاص دهید. سعی کنید از منابع جدید و به روز استفاده نمایید و همه ی منابع پروژه فارسی زبان نباشند. هم چنین توجه بفرمایید فونت استاندارد برای پروپوزالTimes and New Romans  با سایز 12  است.

7- از نوشتن موارد اضافه در پروپوزال ، مثل عريضه نويسي براي استاد راهنما و غيره ، جداً خود داري كنيد. از توضيح اضافه هم پرهيز كنيد.

8- در مورد نگارش انگليسي ، حتماً درباره متن پروپوزال با يك مترجم و يا كسي كه انگليسي ادبي را به خوبي مي داند مشورت كنيد. متن پروپوزال می بایست به لحاظ علمی و ادبی هیچ غلطی نداشته باشد.

9- پروپوزال را جدي بگيريد! سنجش علمي شما در واقع فقط از طريق پروپوزال ميسر است . پس تمام تلاش و دانش خود را براي تنظيم آن به كار بگيريد.


برچسب‌ها: راهکار, نگارش, طرح تحقیق, پروپوزال
[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 18:0 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]



                                         

                                                                                               

            

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .

            نلسون ماندلا


برچسب‌ها: نلسون ماندلا
[ جمعه پانزدهم آذر 1392 ] [ 11:56 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

شكرگزار آنچه دارید باشید

و قدر آنرا تا وقتی كه از شما گرفته نشده است بدانید

                             زیرا وقتی می فهمید كه دیگر دیر شده است..











                               خدایا شکرت


برچسب‌ها: شكرگزاری
[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 11:51 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


هراس و اضطراب

 

روی چهارخانه جلوی هر عبارتی را که در مورد شما درست است کلیک کنید

 
 


  همیشه یک نوع حالت دل نگرانی و تشویش دارم.
  بدون آنکه دلیلی برای آن ببینم همیشه یک نوع احساس ترس در وجودم هست.
  سریع از کوره در می روم و دست و پایم را گم می کنم.
  احساس می کنم که دارم خُرد می شوم.
  هیچ چیز در زندگیم درست نیست و هر لحظه ممکن است بلایی بر سرم بیاید.
  خیلی وقتها در دست و پایم احساس لرزش می کنم.
  همیشه سردرد، گردن درد و کمر درد دارم.
  احساس می کنم که ضعیف هستم و بسرعت خسته می شوم.
  همیشه احساس ناآرامی دارم و نمی توانم یک گوشه آرام وقرار بگیرم.
  خیلی وقتها در قلبم احساس پرش می کنم.
  همیشه یک نوع احساس سرگیجه دارم.
  تا به حال چندبار پیش آمده که حالت غش به من دست داه است و همواره احساس می کنم اینکار دوباره تکرار می شود.
  خیلی وقتها تنگی نفس می گیرم.
  نوک انگشتانم گزگز می کند و یک نوع احساس خواب رفتگی در آنها می کنم.
  اکثرا یبوست دارم؛ اسهال می گیرم؛ معده درد دارم.
  بیش از حد معمول باید به دفعات برای ادرار به توالت بروم.
  کف دستانم همیشه عرق کرده است.
  خیلی وقتها احساس می کنم که صورتم گرم و سرخ شده است.
  بسختی بخواب می روم و در خواب هم خستگی ام درنمی رود.
  بسختی می توانم خودم را کنترل و آرام کنم.
     

 

 

 

 

جمع کل نمرات این تست:


 

یک توضیح کوتاه

 

ترس یکی از احساسات پایه ای انسان است و معمولا ما زمانی این احساس را داریم که چیزی در درون و یا بیرون از ما این احساس را

بوجود می آورد. خیلی از انسانها از داشتن احساس ترس شرم دارند و فکر می کنند آدم قوی نباید بترسد. از کودکی نیز به بچه می گویند قوی باش و نترس و هر کسی را که می ترسد نابالغ می خوانند. ولی حقیقت این است که ترس یکی از بهترین دوستان انسان است. ترس یک پیغام دهنده است؛  ترس احساسی است که انسان را از خطر آگاه می کند و در کل روان وظیفه حفظ سلامتی را بعهده دارد. بدون ترس دیگر نمیشد کسی را از خطر پریدن از ساختمانی بلند آگاه ساخت و یا بدون احساس ترس هیچ جانداری از جلوی ماری که آماده نیش زدن است فرار نمی کرد...  بنابراین نقش طبیعی احساس ترس آگاهی ساختن و حفاظت موجود زنده است.

ولی هراس و اضطراب با ترس فرق دارند. اگر انسان با دیدن شیری درنده ترس برش بدارد و فرار کند می گوییم وی ترسیده است و به وی حق می دهیم که آنطور عمل کند. چراکه هم موضوع ترس ساز (شیر) وجود دارد و هم اینکه با این ترس انسان از خطر دور می شود. ولی اگر کسی  همیشه یک نوع احساس ترس داشته باشد که  موقع راه رفتن در خیابان یکهو شیری در سر راهش ظاهر شود  می گوییم وی دچار هراس و اضطراب است. تشخیص هراس و اضطراب همیشه به ساده گی مثال شیر نیست. انسانهایی که مبتلا به هراس و اضطراب هستند معمولا از علت واقعی ترس خود خبر ندارند ولی وجود ترس خود را به چیزهای مختلف نسبت می دهند. مثلا دانش آموزی را در نظر بگیرید که هر وقت امتحان دارد شب خوابش نمی برد. اسهال می گیرد. دلش درد می گیرد. احساس سرگیجه می کند وغیره. آیا درست است که بگوییم وی از امتحان می ترسد؟ خیر. چیزی که وی از آن می ترسد و چیزی که باعث می شود وی از امتحان بترسد نکته دیگری است. برای مثال اینکه می خواهد و باید بهترین باشد (شاید مادر و پدرش هم این  را در وی تقویت کنند)  و این نکته در دلش ترس درست می کند. وقتی احساس ترس را لمس می کند روانش احساس خطر می کند و وظیفه روانش این است که وی را از خطر دور کند. بنابراین عکس العمل های جسمی وی طوری ظاهر می شوند که هم خود وی  و هم دیگران به این می رسند که بیمار است:  اسهال دارد، سردرد و شکم درد دارد و ...

هر آدمی موقع امتحان دلواپسی دارد و اصولا این دلواپسی باعث می شود که برای امتحان خودش را آماده کند. ولی در مورد دانش آموزی که از امتحان هراس دارد وضع بصورت دیگری پیش می رود. چون بیمار است پس در سر جلسه حاضر نمی شود و چون لازم نیست امتحان بدهد دلواپسی اش در آن لحظه فروکش می کند و روان وی بطور ناآگاه می آموزد: برای دوری از دلواپسی مریض بشو. وقتی این حالت بوجود آمد دایره ترس کامل می شود و از آن ببعد هر وقت امتحان دارد همان نشانه ها در روان و جسمش ظاهر می شوند.

 

 

                           توضیح جمع کل نمرات این تست

 

در این تست نمره  بین 5 الی 20  نشاندهنده هراس و اضطراب خفیف است.

 

اگر جمع نمراتتان در این تست بین 20 الی 40 قرار دارد,  دچار هراس و اضطراب متوسط شده اید.

اگر نمراتتان در این تست از 40 به بالا است دچار هراس و اضطراب شدید  شده اید.

 

در هر سه حال و بخصوص در مورد هراس متوسط و شدید مراجعه به متخصص برای درمان هراس و اضطراب بسیار ضروری است.

 

همانطوری که از توضیح کوتاه بالا معلوم است هراس و اضطراب اختلالاتی هستند که در طول زندگی آموخته می شوند. اضطراب و هراس چیزهای قابل علاجی هستند و هرچه زودتر برای علاج آنها اقدام شود نتیجه بهتری می دهند.



منبع:    http://katayoonahangar.com                                                                                         



برچسب‌ها: تست, آزمون, تست ترس و هراس
[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 11:25 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
اصطلاح نامه روانشناسي(و،ه،ی)


اصطلاح نامه روانشناسي(ن)


اصطلاح نامه روانشناسي(ل،م)


اصطلاح نامه روانشناسي(ف،ق،ک،گ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ط،ظ،ع،غ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ش،ص،ض)


اصطلاح نامه روانشناسي(س)


اصطلاح نامه روانشناسي(ز،ژ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ر)


اصطلاح نامه روانشناسي(د،ذ)


اصطلاح نامه روانشناسي(خ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ح)

اصطلاح نامه روانشناسي(ج)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ث)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ت)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(پ)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ب)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(واژگان روانشناسی)


اصطلاح نامه روانشناسي(ن)


اصطلاح نامه روانشناسي(ل،م)


اصطلاح نامه روانشناسي(ف،ق،ک،گ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ط،ظ،ع،غ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ش،ص،ض)


اصطلاح نامه روانشناسي(س)


اصطلاح نامه روانشناسي(ز،ژ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ر)


اصطلاح نامه روانشناسي(د،ذ)


اصطلاح نامه روانشناسي(خ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ح)

اصطلاح نامه روانشناسي(ج)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ث)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ت)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(پ)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ب)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(واژگان روانشناسی)



 منبع:http://psychologists.blogfa.com


برچسب‌ها: دیکشنری, روانشناسی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:53 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
دا

دانلود فايل‌هاي علمي - پژوهشي

(فارسي و انگليسي) 

براي دانلود فايل موردنظر مي‌توانيد بر روي آن كليك نموده و

سپس از قسمت "Save file to your PC" در پايين صفحه فايل را دريافت نماييد: 

مقاله‌هاي فارسي:

 

مقاله‌هاي انگليسي:

 منبع:http://psychologists.blogfa.com


برچسب‌ها: دانلود, فايل‌, علمي, پژوهشي, فارسي
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:48 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
فهرست مطالب با موضوع

دانلود كتاب‌هاي الكترونيكي (e-Book)

(فارسي و انگليسي) 

براي دانلود فايل موردنظر مي‌توانيد بر روي آن كليك نموده و

سپس از قسمت "Save file to your PC" در پايين صفحه فايل را دريافت نماييد:

 

كتاب‌هاي فارسي:

 

كتاب‌هاي انگليسي:

 



           منبع:          http://psychologists.blogfa.com


برچسب‌ها: دانلود, كتاب‌, الكترونيكي, e, Book
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:45 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


. این بخش با عنوان "معرفی فیلم" با هدف آشناسازی مخاطبان عزیز با فیلم‌هایی است که مضامین روان‌شناسی، اختلال‌های روان‌شناختی، مفاهیم معنی‌گرا، مثبت‌گرا و ... دارند.

  

     در این قسمت، جدولی از فیلم‌های مثبت‌گرا قرار داده شده است.

ردیف

نام فیلم

سال تولید

موضوع محوری

1

Avatar

2009

تحسین زیبایی‌ها

2

Kung Fu Panda

2008

اعتماد به نفس

3

Bucket List

2007

رضایت از زندگی

4

Waitress

2007

انگیزۀ پیشرفت

5

The Ultimate Gift

2006

نقش دین و معنویت در سلامت‌روان

6

Mongolian Ping-Pong

2005

گشودگی به تجربه

7

Pride and Prejudice

2005

ارتباط مثبت

8

Hotel Rwanda

2004

شجاعت

9

Good bye Lenin!

2003

رازداری

10

Seabiscuit

2003

آینده‌نگری

11

Billy Elliot

2000

غرقه شدن

12

Chicken Run

2000

امید به آینده

13

Beauty and the Beast

1991

مهربانی

14

Office Space

1999

رضایت شغلی

15

Life is Beautiful

1997

شادکامی

16

Mandela

1996

سخت‌کوشی

17

Dead Man Walking

1995

اعتدال

18

Forrest Gump

1994

نظم

19

Philadelphia

1993

انصاف

20

Fried Green Tomatoes

1991

شادی

21

Driving Miss Daisy

1989

صمیمیت و پیوندجویی

22

My Left Foot

1989

خویشتن‌داری

23

Amadeus

1984

خلاقیت

24

Places in the Heart

1984

مسئولیت‌پذیری

25

Ghandi

1982

تواضع و فروتنی

26

Ordinary People

1980

خوش‌بینی

27

Scenes from a Marriage

1973

فراخوان‌های عاطفی مثبت

28

Zorba the Greek

1964

شوخی و خنده

29

The Miracle Worker

1962

امید

30

The African Queen

1951

هوش هیجانی

 

منبع: مجلۀ سپیدۀ دانایی، سال سوم، شمارۀ 33، اسفند 1388 و فروردین 1389


برچسب‌ها: جدول فیلم‌های مثبت‌گرا
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:38 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

بمنظور تست بينايي خود اگر قادر به مشاهده يكي از اعداد زير نيستيد، مـبـتـلا بـه كور رنگي ميباشيد:

۲۵                                                                           ۲۹

۴۵                                                                         ۵۶

۶                                                                      ۸

 


برچسب‌ها: تست, کور رنگی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:35 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می گذارند
احساسها بر افکار و کلمه ها مؤثرند
اندیشه ها بر کلمه ها و احساسها تاثیر می گذارند




بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
نگوییم : گرفتارم

بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو
بگوییم : خدا سلامتی بده
نگوییم : خدا بد نده


بگوییم : هدیه برای شما
نگوییم : قابل ندارد

بگوییم : با تجربه شده
نگوییم : شکست خورده


بگوییم: قشنگ نیست
نگوییم : زشت است

بگوییم: خوب هستم
نگوییم: بد نیستم


بگوییم : مناسب من نیست
نگوییم : به درد من نمی خورد

بگوییم : با این کار چه لذتی می بری؟
نگوییم : چرا اذیت می کنی؟


بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
نگوییم : خسته نباشید
بگوییم: من
نگوییم: اینجانب


بگوییم: دوست ندارم
نگوییم: متنفرم
بگوییم: آسان نیست
نگوییم: دشوار است


بگوییم : بفرمایید
نگوییم : در خدمت هستم
بگوییم : خیلی راحت نبود
نگوییم : جانم به لبم رسید


بگوییم : مسئله را خودم حل می کنم
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد
 


برچسب‌ها: معجزه, کلمات, احساس, اندیشه, افکار
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:24 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

قوانینی برای شادی:


 1   -  وقتی اشتباهی را در سن بالا انجام می دهیم خودتان را سرزنش می کنید
 که من که سنی ازم گذشته چرا؟ولی خودتان را سرزنش نکنید
 زیرا وقتی شما بزرگتر می شوید لزوما داناتر نخواهید شد ..این را به یاد داشته باشید ..
 

 
     2  - اگر بپذیری که گذشته ها گذشته و تأسف و افسوس دردی را دوا نمیکند
از حال راضی خواهید بود ..
مگر می توان زمان را به عقب بازگردانید؟
این که بگویید کاش این کار را انجام نداده بودم مشکلی را حل نخواهد کرد .

 
3_    به نظر من اجتماعی بودن و مهربانی و گذراندن روزی بدون رنجاندن دیگران
 بسیار با ارزش تر از داشتن مدرن ترین فن آوری است .
یادت باشه اونا فقط ابزاری هستند برای شاد کردن تو ..
شادی رو میتوان در چیزهای راحت تری جستجو کرد

 
 
 4   - در زندگی هدف کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشید ..
اهداف کوتاه مدت مانند پله هایی برای اهداف بلند مدت عمل می کنند ..

 
 
  5 -     در طرز تفکر انعطاف پذیر باشید .به دلایل دیگران نیز گوش دهید ..
اگر فکر کنی همه ی جواب ها را می دانی راه به جایی نخواهی برد .
 
 

6 - مشاور خود باشید و به ندای عقل و درون خود گوش دهید.
انگار کسی با شما حرف می زند ..این یعنی خود آگاهی..
..بد نیست .گاهی خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید
 
                                                                                                            
 
7 - وقتی کسی از شما سوالی پرسید که از پاسخ مطمئن نیستید ..
سریع جواب ندهید تا 10 بشمارید ..کمی مکث می تواند از بروز مشکلات زیادی جلوگیری کند .
 

 
8 -    بعضی ها فکر می کنن اگه پای همسایه شون بشکنه اونا بهتر راه میرن .
.با تحقیر کسانی که از تو موفقترند  یا خصوصیت برجسته ای دارند تو بالاتر نخواهی رفت ..
 

 9 -  قدر چیزهایی که در حال حاضر دارید بدانید  سپس به دنبال چیزهای بهتری باشید .
..رمز خوشبختی این است  ارزش چیزی که اکنون دارم بدانم
چون چیزهایی که الان دارم واقعی هستند و چیزی که در آینده هست شاید هرگز به دست نیاید .
.پس همیشه در آینده زندگی کردن خطاست.

 
 
10  -  مرتب و آراسته لباس پوشیدن می تواند به روز شما قشنگی و جلا دهد،
 آگاهانه رفتار کنید و به استقبال روز بروید ..
بیدار شوید ، دوش بگیرید ..شوخی و صحبت کنید فموهایتان را شانه کنید .
مسواک بزنیدو لباس تمیز و مرتبی بپوشید و عطر بزنید .
انگار دارید برای یک مصاحبه ی شغلی یا جشن تولد می روید ..
مطمئن باشید آن وقت آن روز هم برای شما شاداب و پر انرژی خواهد بود ...

 
11  - حتما سعی کنید یک سیستم اعتقادی داشته باشید ،نمی خواهم شعار مذهبی بدهم اما کسانی که
 سیستم اعتقادی دارند در مواقع بحران صبر و تحمل بیشتری دارند .
به خاطر ندارم این جمله از کیست ولی به نظرم برای آنهایی که به هیج چیز اعتقاد ندارند
 با کمی تعمق بسیار کارساز خواهد بود .
این که بهتر است به خداوند اعتفاد داشته باشی و بعد از مرگ متوجه شوی طرز فکرت اشتباه بوده
تا این که اعتقاد نداشته باشی و بعد از مرگ متوجه شوی که خداوند وجود دارد .
..البته نه صد در صد ولی به نظرم جمله در خور تفکریست

 
اعتقاد یعنی آرامش از بودن هدف و دعا کردن و دریافت انرژی مثبت ..
حتی اگر تلقین باشد ..زندگی شما را زیبا خواهد کرد
با افراد بی اعتقاد همکلام شدن تنها انسان را به سمت پوچی و مرگ تدریجی سوق می دهد .
 

12   - زمان اندکی را به خودتان اختصاص دهید شاید تنها 10 دقیقه ..
برای تجدید قوا ...هیچ کاری نکنید فقط عمیق و آرام نفس بکشید
و چشمانتان را ببندید و به صدای تنفس خود گوش دهید ..

 
13 -  یه وقت هایی لازم است به خودمان بخندیم ..
دقیقا عید امسال بود ..من لازانیا درست کرده بودم .بعد از شام قبل از این
 که آماده شستن ظرف ها بشم ظرف کثیف لازانیا از دستم افتاد و شکست .
در اون زمان تنها به خودم می خندیدم ..میدونید چرا؟/چون شستن ظرف پیرکس
 لازانیا کار سختی هست و خوشحال بودم که این ظرف قبل از شستن شکست نه بعد از اون ...
 

14 -    همیشه احتمال شکست وجود دارد و هرگز نمیدانید کدام قسمت از تلاشتان نتیجه خواهد داد
برای به وجود آمدن یک درخت سیب کاشت 100 دانه لازم است تا یک یا دو عدد به بار بنشیند .
.بعضی از کارها را بدون چشم داشت و تنها به خاطر دلتان انجام دهید مثل 98 دانه ای
 که ثمری نداشت هر چند که باعث اطمینان خاطر باغبان از ثمر بخش بودن کِشت است .

 
15  -  هیچ گاه احساستان را سرکوب نکنید .آن ها را به شیوه ی درستی ابراز کنید .
.حتی در زمان عصبانیت فقط تا 10 بشمارید تا کاری نکنید که بعد ها پشیمان  شوید .
از کسانی که برای شما کاری انجام می دهند تشکر کنید ..
اگر کسی را دوست دارید به او بگویید
چه اشکالی دارد صبح قبل از رفتن به سر کار پدر و مادرتان را در آغوش بگیرید
میدونین با این کار چه روز زیبایی را برای آنها رقم زده اید؟
 

 
16   - این هنر را که چه زمانی باید از موضوع یا شخصی خود را کنار بکشید.در خود پرورش دهید ...
اگر ارتباط و پیوند شما با کار و یا با کسی در حال کمرنگ شدن و تمام شدن و متضرر شدن شما  است
 به جای این که به خودتان با ادامه آن صدمه بزنید یاد بگیرید که آن را کنار بگذارید.

                                                                                                                           
 
17 -  فرض کنید رئیس یک اداره ،خلبان یک هواپیما، مادر یک خانواده پر جمعیت هستید
 اگر مریض شوید چه کسی زندگی شماو کسانی که به شما وابسته اند  را اداره خواهد کرد .
.پس از خودتان مراقبت کنید

 
18   -  سعی کنید جوان بمانید :واقعا فکر می کنید جوان ماندن به سن کم است؟
هستند کسانی که در ظاهر جوانند ولی هیچ احساسی از حرارت و شوق و شور در آن ها نیست
  و در عوض کسانی هستند که با این که از آنها سنی گذشته است
 وجودشان به هر محفلی شادی و خوشحالی می بخشد و همیشه سرحال و شادابند ..
جوان ماندن یک حالت روحی است نه جسمی .
 
.
19   - به محض این که در بروز و پیش آمدن مشکلی پذیرفتی که مقصر نیستی از آن بگذر .
لزومی ندارد که با مرور دوباره آن به دنبال موردی برای محکومیت خودت باشی .
 

20  -  اگر نسبت به چیزی که می خواهید به کسی قرض بدهید وسواس دارید
،آن را قرض ندهید چون همیشه احتمال عدم بازگشت آن است .
اگر برگشتنش برای شما خیلی مهم است پس قرض ندهید .
 

 
21 -   با افراد مثبت معاشرت کنید آنهایی که شما را بالا می کشند و دید مثبتی به زندگی دارند .
.کسانی که با دیدنشان احساس شعف می کنید و شما را می خندانند .
حامی شما هستند و تشویق تان می کنند و به شما روحیه می دهند تا به رویارویی با زندگی بروید.

22 -  هیچ گاه در پی گرفتن انتقام نباشید اگر این کار را بکنبد شما نیز به
 سطح آن افراد تنزل پیدا خواهید کرد و بعدا پشیمان خواهید شد
 
 

 
      و کلام آخر را  برای کسانی که می گویند با این همه مشکلات زندگی
             نمیتوان به این حرف ها عمل کرد می گویم

می‌شود در مرداب  شنا کرد و تصور کرد که در دریا شنا می‌کنی
این تغییری در ماهیت مرداب  ایجاد نمی‌کند
ولی مسلما  شنا را تحمل‌پذیرتر می کند...
خدا رو چه دیدی ..شاید به دریا رسیدی
 


برچسب‌ها: قوانین, شادی, طرز تفکر
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:22 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


                                                 طلاق


یکی از پدیده های طبیعی و موجود در جامعه که می تواند بر روی رشد رفتاری کودکان تأثیری مخرب برجای بگذارد پدیده ی طلاق است.

متأسفانه در جامعه ی ما نیز میزان طلاق رشد پیدا کرده است و عدم توجه به آسیب شناسی آن برای کودکان موجب زیان های جبران ناپذیری می گردد.

اگرچه طلاق باعث می شود که کودکان واکنش های هیجانی عذاب آوری را تحمل کنند اما این شدت احساسات با توجه به سن، جنسیت و سرشت آن ها فرق می کند.

ناپختگی کودکان پیش دبستانی و اوایل دبستانی باعث می شود آن ها نتوانند دلیل نهفته در جدایی والدینشان را درک کنند. آن ها غالبا خود را سرزنش می کنند و احساس می کنند پدر و مادر می توانند رهایشان کنند. اما کودکان بزرگتر بهتر می توانند دلایل نهفته در طلاق والدین خود را درک کنند و همین عذاب آن ها را کمتر می کند. برخی از کودکان به اقدامات ناخوشایندی مثل فرار از خانه، فرار از مدرسه و فعالیت جنسی پیش از موقع و بزهکاری روی می آورند. اما همه ی کودکان بزرگتر به این صورت واکنش نشان نمی دهند. برخی از آنها با طلاق والدین رفتار پخته تری را نشان می دهند. در خانواده هایی که مادر سرپرستی را به عهده دارد پسرها مشکلات بیشتری را تجربه می کنند.

سازگاری کودکان 2 سال بعد از طلاق بهبود می یابد اما تعداد کمی از آنها تا اوایل بزرگسالی همچنان مشکلات جدی دارند.

عامل تعیین کننده در سازگاری مثبت بعد از طلاق، فرزندپروری کارامد است خصوصا اینکه والد سرپرست چگونه با استرس کنار می آید و کودک را از تعارض مصون نگه می دارد.

داشتن تماس با پدری که سرپرستی را به عهده ندارد برای هر دو جنس مهم است. در مورد دخترها یک رابطه ی خوب پدر-فرزند به رشد دگرخواهی جنسی کمک می کند. در مورد پسرها نیز داشتن رابطه با پدر بر سلامت روانی تأثیر می گذارد. پژوهش ها نشان داده اند وقتی پدر سرپرستی را بر عهده می گیرد، پیامدهای آن برای پسرها بهتر است. پدرها بیش از مادرها رفتار خوب پسرها را تحسین می کنند و اخلالگری آن ها را کمتر نادیده می گیرند.

گرچه طلاق برای کودکان عذاب آور است، ماندن در خانواده ی تحت فشار و آشوب زده بدتر از انتقال به خانواده ی کم تعارض و تک والد است. در صورتی که والدین مطلقه اختلافات خود را کنار بگذارند و از نقش یکدیگر در فرزندپروری حمایت کنند فرزندان آن ها شانس بیشتری برای رشد خوب، پایدار و خشنود کننده دارند.

دلسوزی و مراقبت اعضای خانواده، معلمان، خواهر-برادرها و دوستان نیز در کاستن از تأثیرات مخرب و درازمدت طلاق مؤثر است.

 

توصیه های مراقبتی

*       کودکان خود را از تعارض دور نگه دارید: مشاهده ی تعارض شدید والدین، برای کودکان بسیار طاقت فرساست. اگر یکی از والدین بر ابراز خصومت اصرار ورزد، چنانچه والد دیگر عینا پاسخ ندهد کودکان بهتر با آن سر می کنند.

*       تاجایی که می توانید شرایط زندگی کودکان را با ثبات و قابل پیش بینی کنید: در صورتی که زندگی کودکان باثبات باشد، مثال مدرسه، اتاق خواب، پرستار بچه و برنامه ی روزانه ی آنها تغییر نکند، در مدتی که طلاق روی می دهد بهتر می توانند خود را سازگار کنند.

*       طلاق را برای کودکان توضیح دهید و به آنها بگویید چه انتظاری داشته باشند: اگر کودکان برای جدایی والدینشان آماده نشده باشند، از متارکه خیلی بیشتر به وحشت می افتند. باید به آنها گفته شود که مادر و پدر آنها دیگر باهم زندگی نخواهند کرد. کدامیک از والدین آنها را ترک خواهد کرد. و چه موقعی آنها خواهند توانست آن والد را ببینند. اگر امکان آن وجود داشته باشد پدر و مادر باید باهم طلاق را برای کودکان توضیح دهند. والدین باید دلیلی برای طلاق بیاورند که کودک بتواند آن را درک کند و به وی اطمینان دهند که او در این ماجرا تقصیری ندارد.

*       بر دائمی بودن طلاق تأکید کنید: خیالپردازی درباره ی اینکه بالاخره یک روز والدین دوباره در کنار هم خواهند بود به کودکان اجازه نمی دهد که واقعیت زندگی فعلی خود را بپذیرند. باید به کودکان گفته شود که طلاق قطعی است و آنها نمی توانند برای تغییر دادن این واقعیت کاری انجام دهند.

*       به احساس های کودک از روی همدلی پاسخ دهید: کودکان برای احساس های غم، ترس و خشم خود به پاسخهای حمایت کننده و قابل فهم نیاز دارند. برای اینکه کودکان خوب سازگار شوند، باید به هیجان های عذاب آور آنها اعتنا کرد نه اینکه آنها را نادیده گرفت یا از آنها اجتناب ورزید.

*       رابطه ی مستمر با هر دو والد را ایجاد کنید: زمانی که والدین از خصومت مداوم خود با همسر سابق خلاص می شوند و به نیاز کودک برای ادامه دادن رابطه با والد جدا شده توجه می کنند کودکان بهتر سازگار می شوند. پدر بزرگ و مادر بزرگ ها و سایر اعضای خانواده با جانبداری نکردن، می توانند به این امر کمک کنند.


برچسب‌ها: رشد, طلاق د, ضعف, مهارت, توصیه های مراقبتی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:17 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

 آزمون قاطعیت رو در وبلاگ قرار دادم تا بتونید خودتون بیازمایید. چنانچه فکر می کنید که از قاطعیت ضعیف یا متوسطی برخوردارید که باعث اختلال در روابط دوستی و شغلی تون می شه مراجع کردن به یک مشاور یا روان شناس می تونه به نفع شما باشه. موفق باشید.

 


    خیلی زیاد:5    زیاد:4    متوسط: 3   کم:2    خیلی کم: 1                           


آیا با دیگران همراهی و هم فکری می کنید چون از مخالفت با آنها می ترسید؟      

آیا اجازه ی هدایت خود به سمت موقعیت هایی که نمی خواهید را می دهید؟

  آیا نمی توانید آرزوهای مشروع خود را ابراز کنید؟

  آیا حقوق دیگران را از حقوق خود مهمتر می شمرید؟

  آیا از آنچه دیگران می گویند یا می کنند زود آزرده می شوید؟

  آیا بدون دلیل احساس بدبختی می کنید؟

  آیا به خاطر یادنگرفتن ایستادگی احساس رانده شدن به اطراف می کنید؟

  آیا به خاطر عدم ارتباط نزدیک با دیگران احساس تنهایی می کنید؟

  آیا به خاطر محدود کردن تجارب خود احساس حقارت می کنید؟

  آیا در شناخت حقوق خود مشکل دارید؟

  آیا در شناخت حقوق دیگران و اطرافیان مشکل دارید؟

  آیا همیشه منتظرید تا اتفاق خوبی در زندگی شما رخ دهد؟

  آیا اگر شکست بخورید یا بازنده شوید نگران و خشمگین می شوید؟

  آیا فکر می کنید دیگران بیش از حد در زندگی شما دخالت می کنند؟

  آیا گفتن احساساتتان به فرد مقابل برایتان سخت است؟

  آیا درخواست کردن برای شما سخت و زجرآور است؟

  آیا موقع درخواست کردن یا رد کردن سخت است که به چشمان فرد مقابل نگاه کنید؟

  آیا هنگام درخواست کردن یا رد کردن دچار دلهره و اضطراب می شوید؟

  آیا در دوست یابی و نگه داشتن دوستان مشکل دارید؟

آیا از جواب منفی دیگران واهمه دارید و می رنجید؟


نمره ی شما در قاطعیت............................


بین 21 تا 35: شما نسبتا فرد قاطعی هستید و می توانید با کمترین مشکل با دیگران رابطه داشته باشید و دیگران کمتر از شما رنجیده خاطر می شوند.

بین 36 تا 70: شاید در برخی جنبه ها فرد قاطعی به نظر برسید اما هنوز موارد زیادی هست که باید در قاطعیت و جرأت ورزی بیاموزید. شما در ایجاد و نگاه داشتن رابطه با مردم دچار اندکی هراس و دلهره هستید و شاید برخی مسائل و خواسته های خود را قربانی ملاحظه کاری خود کرده اید.

بین 71 تا 105: شما در ارتباط با مردم بسیار مشکل دارید و دارای مهارت های بسیار ضعیفی در جرأت ورزی و قاطعیت هستید. ارتباط با مردم برای شما بسیار دشوار است و شاید غالبا ترجیح دهید تا تنها باشید. از دیگران بسیار زود آزرده خاطر می شوید و از اینکه نمی توانید درخواست دیگران را رد کنید و به خواسته های خود برسید بسیار از خود آزرده اید. شما فکر می کنید دیگران بسیار زیاد حقوق شما را پایمال کرده اند.


برچسب‌ها: تست, آزمون, آزمون قاطعیت
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:14 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

زنان در حق مردان مادری کرده و با آن ها مانند بچه رفتار می کنند.


آیا هرگز چنین مواردی را به همسرتان گفته اید؟

- عزیزم کیف پولت رو فراموش نکنی

- موقع برگشتن فراموش نکنی لباس ها را از خشکشویی بگیری.

-  قبض برق را پرداختی؟

- می دانی مخزن سوخت تقریبا دیگه تمام شده؟

- یادت رفت میز رزرو کنی؟ خب اشکالی نداره خودم تلفنی این کار رو برایت انجام می دم.

- چندبار باید گفت این حوله های خیس رو روی زمین نینداز.

اگر با این لباس نازک بیرون بری حتما سرما می خوری........

این اشتباه یکی از معمول ترین و مخرب ترین عادات ارتباطی با مردهاست. به گونه ای با آنان رفتار می کنیم گویی کودکی بیش نیستند و این طور فرض می کنیم که ناتوان هستند و نمی توانند از خودشان مراقبت کنند و نیاز دارند که ما زندگیشان را بگردانیم.

یادمان باشد:

هنگامی که با یک مرد مانند بچه ی کوچکی رفتار می کنید او نیز شما را مأیوس نکرده به مانند بچه ای کوچک با شما رفتار خواهد کرد. هنگامی که انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز ناتوان، درمانده و ضعیف می نماید.

سریع ترین راه ممکن برای کشتن عشق، شور و حال و حرارت یک رابطه، مادری کردن در حق نامزد یا همسرتان است.

راه حل:

- از انجام دادن کارهایی که همسرتان می تواند خودش انجام دهد پرهیز کنید.

- با همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید.

- آنگونه که مادرها با بچه ها صحبت می کنند با او صحبت نکنید.

- مسئولیت هایی را که دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار کنید و چنانچه اشتباه هایی مرتکب می شود مسئولیت ها را از او سلب نکنید.

- هرگز وسوسه نشوید او را نجات دهید. به او اجازه دهید اشتباه کند و عواقب آن را نیز بپذیرد.

به خاطر داشته باشید کنار گذاشتن این عادت ها چندان هم ساده نیست اما چنانچه موفق شوید این عادت ها را کنار بگذارید؛ احساس زنانگی بیشتری خواهید کرد و همسرتان نیز به نوعی احساس مردانگی بیشتری خواهد کرد.


برگرفته از کتاب: رازهایی درباره ی مردان... دکتر باربارا دی آنجلیس


برچسب‌ها: زنان, مردان مادر, بچه, رفتار
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:6 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

(((( رشد طلاق در سايه ضعف مهارت‌های جنسی ))))

---------------------------------------------------------------------------

سایت ملت آنلاین: رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفته است كه«آمار طلاق در سه سال گذشته با روند رشد ۱۴ درصدي مواجه بوده و قطعا مسئولان بايد به اين مسئله توجه داشته باشند.» كارشناسان خانواده و سلامت جنسي مي‌گويند كه علت ۳۰ تا ۴۰ درصد طلاق‌ها در ايران مشكلات جنسي است. زنگ خطر! طلاق در چهار سال گذشته بيش از 10 درصد رشد داشته است، اما هنوز حرف‌زدن از مهم‌ترين علت طلاق يعني روابط جنسي زو‌ج‌ها تابو است.


ثبت حدود ۱۱۸ هزار واقعه طلاق تا پايان دي‌ماه 1390

بسياري از كارشناسان دلايلي چون شناخت ناكافي زوج‌ها از يكديگر، دخالت خانواده‌ها، توقعات نامعقول دو طرف از هم، عدم وفاداري، اعتياد، مشكلات عاطفي، مشكلات اقتصادي، مهريه‌هاي سنگين، كوتاه‌بودن مدت آشنايي، تفاوت راه‌هاي آشنايي دو طرف، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري و از همه بيش‌تر عدم مهارت در روابط جنسي را به عنوان عوامل مهم افزايش آمار طلاق معرفي مي‌كنند.

 بر اساس آخرين آمار اعلام شده از سوي سازمان ثبت‌احوال در ده ماهه امسال 117 هزار و 847 واقعه طلاق در كشور ثبت شده است. اگر اين آمار با آمار طلاق سال‌هاي گذشته مقايسه شود به وضوح مي‌توان روند رو به رشد طلاق در جامعه ايران را حس كرد، رشدي كه گويي هيچ چيز از جمله هشدارهاي مكرر كارشناسان و مسئولان مانع آن نشده است.

درباره اين آمار رو به رشد همين بس كه چندي پيش يكي از مسئولان دادگستري از وجود ١٢ هزار پرونده طلاق توافقي طي يك‌ماه در سراسر كشور خبر داد و گفت كه اين نوع طلاق، ‏دومين موضوع پرونده‌هاي مدني است. اوضاع بدتر هم مي‌شود وقتي كه به اين آمار رو به رشد، آمار طلاق عاطفي هم اضافه شود.

اوضاع آن قدر خراب است كه يك استاد دانشگاه معتقد است كه اگر كشور ما يك گام ديگر در حوزه طلاق بردارد، بر سكوي چهارم آمار طلاق در دنيا خواهد ايستاد.  براساس آمارهاي ثبت احوال در 9 ماهه سال 1390، 104 هزار و 992 واقعه طلاق به ثبت رسيده كه نسبت به‌مدت مشابه سال قبل 1/4درصــد افـزايش داشته است.

مدتي قبل هم رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفته بود كه«آمار طلاق در سه سال گذشته با روند رشد 14 درصدي مواجه بوده و قطعا مسئولان بايد به اين مسئله توجه داشته باشند.»


مهم‌ترين عامل طلاق و تابوهاي بازدارنده

آمار و علائم طلاق نشان مي‌دهد كه جامعه ايران با يك آسيب جدي اجتماعي روبه‌رو است. كارشناسان مسائل اجتماعي هم كمابيش به اين موضوع مي‌پردازند و دلايلي براي آن ذكر مي‌كنند. بسياري از كارشناسان دلايلي چون شناخت ناكافي زوج‌ها از يكديگر، دخالت خانواده‌ها، توقعات نامعقول دو طرف از هم، عدم وفاداري، اعتياد، مشكلات عاطفي، مشكلات اقتصادي، مهريه‌هاي سنگين، كوتاه‌بودن مدت آشنايي، تفاوت راه‌هاي آشنايي دو طرف، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري و از همه بيش‌تر عدم مهارت در روابط جنسي را به عنوان عوامل مهم افزايش آمار طلاق معرفي مي‌كنند.

 از اين موارد فقر و بيكاري و مهريه‌هاي سنگين در دسته علل اقتصادي طلاق قرار مي‌گيرد. ازدواج بدون شناخت و مطالعه قبلي، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري را مي‌توان جزو علل فرهنگي طلاق محسوب كرد. اعتياد، خيانت به همسر و عدم مهارت در روابط جنسي نيز در شاخه علل اجتماعي طلاق جاي مي‌گيرد.

از ميان اين دلايل مهارت نداشتن در ارتباط جنسي قرباني زيادي مي‌گيرد، اما به دلايل مختلف از جمله تابو بودن اظهارنظر عمومي درباره مسائل جنسي، كمتر به آن پرداخته مي‌شود. كارشناسان خانواده و سلامت مي‌گويند كه علت 30 تا 40 درصد طلاق‌ها در ايران مشكلات جنسي است.

در بررسي علل و عوامل طلاق در ايران، مشكلات جنسي مسكوت مانده است، در حالي كه حقيقت آن است كه بيش‌تر طلاق‌ها ناشي از ناآگاهي‌هاي جنسي است. طبق برخي اظهارنظرها 25 تا 40 درصد مردان و زنان ايراني از اختلالات و ضعف جنسي رنج مي‌برند. اختلال توانايي جنسي به عنوان يكي از بيماري‌هاي شايع جوامع بشري است و در جامعه ايران معمولا به علت شرم و حيا از ديد بيماران پنهان و امكان معالجه و درمان آن فراهم نمي‌شود.


كارد بر استخوان و انفعال مسئولان

پيامدهاي مخرب طلاق تا حدودي مسئولان را هوشيار كرده است، مسئولاني كه متاسفانه به همه‌چيز از زاويه طرح و لايحه‌هاي ضربتي نگاه مي‌كنند. در اين ميان دولت هم خطر اين بحران را احساس كرده است. مدتي قبل رئيس مركز امور زنان و خانواده از تقديم برنامه‌هاي ستاد پيشگيري از طلاق براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي خبر داد و گفته بود در اين لايحه وظايفي براي دستگاه‌هاي مختلف همچون آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، ثبت‌احوال، قوه‌قضاييه، صدا و سيما براي جلوگيري از طلاق تعريف شده است.

 مجلس هم نگران است. يك عضو كميسيون اجتماعي مجلس نيز با ابراز نگراني از رواج طلاق در جامعه مي‌گويد: در صورت عدم توجه مسئولان به افزايش معضل طلاق، در آينده نزديك بايد منتظر بروز بحران‌هاي اجتماعي در سطح جامعه باشيم. يكي ديگر از نمايندگان مجلس نيز تنها راه كاهش آمار طلاق در جامعه را فرهنگ‌سازي و توسعه سطح معيشتي مردم مي‌داند و...

 از اين دست اظهارنظرهاي مسئولان كم نيست. اين اظهارنظرها فقط نشان مي‌دهد كه كارد به استخوان رسيده و مسئولان هم اين را متوجه شده‌اند وگرنه در عمل هيچ اقدام مثبت و رو به جلويي ديده نمي‌شود و موريانه طلاق در حال خوردن پايه نهاد خانواده است.


برچسب‌ها: رشد, طلاق د, ضعف, مهارت, جنسی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:5 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
منبع  :  http://www.applyabroad.org/

 

 

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت آخر

طريقه نگارش چكيده مقاله براي ارائه در نشريات بين المللي

چكيده‌ مقاله: Abstract

در مجلات‌ علمي‌، چكيده‌ مقاله‌ هم‌ معني‌ خلاصه‌ است‌. اما در لغت‌ نامه‌ اين‌ دو معنا تعريفي‌متفاوت‌ دارند. ‌بعضا در متون‌ علمي‌ هر دو به‌ يك‌ معني‌ بكار مي‌ روند. بطوريكه‌ بعضي‌ مجلات‌ از يك‌ لغت‌ براي‌ هر دو مفهوم‌ استفاده‌ مي‌نمايند، البته‌ اين‌ روش‌ فراگير نيست‌ و بسياري مجلات بين چكيده و خلاصه مقاله تمايز قائل هستند. (معمولا چكيده مقاله اي كه قبل از ارسال اصل مقاله براي يك مجله ارسال ميگردد، چكيده مقاله پيشين ناميده ميشود كه با چكيدهاي كه در پايان مجلات آورده ميشود چكيده پسين تفاوت اساسي دارد).

چكيده‌ مقاله‌ قسمتي‌ است‌ كه‌ خواننده‌ بعد از جذب‌ شدن‌ توسط‌ عنوان‌ مقاله‌ به‌ آن‌ نگاه‌ كرده‌ و آنرا مي‌خواند، ‌ چكيده‌ علاوه‌ بر كوتاه‌ بودن‌ بايد بطور معني‌ داري‌ خلاصه‌ شده‌ و حاوي‌ مطالب‌ اصلي‌ و مهمترين‌ يافته‌ هاي مسلم‌ مقاله‌ باشد.

بايد به‌ مجله‌اي‌ كه‌ مي‌ خواهيد براي‌ آن‌ مقاله‌ بفرستيد نگاه‌ كرده‌ و طول‌ متوسط‌ چكيده‌ ها رااز آن‌ استخراج‌نمائيد، علاوه‌ براين‌ بايد به‌ قسمت‌ "توضيحاتي‌ براي‌ نويسندگان‌" رجوع‌ كرده‌ و اگر قوانين و ضوابط‌ خاصي‌ براي‌ نوشتن‌ چكيده‌ در آن‌ ذكر شده‌ آنرا رعايت‌ نمائيد. مثلا معمولاً گفته‌ مي‌ شود كه‌ چكيده‌ بايد بين‌ صد تا صد و پنجاه كلمه‌ باشد.

چكيده‌ بايد حاوي‌ بخشهاي زير باشد:

  • حقايق‌ واصول‌ بكار برده‌ شده‌
  • روشها
  • نتايج‌ اصلي‌
  • اهميت‌ نتايج‌ و تعبير و تفسير آنها

چكيده‌ مقاله‌ بايد حاوي‌ مطالب‌ و حقايق‌ يافت‌ شده‌ در كار تحقيقي‌، و مهمترين‌ نتايج‌ و ميزان‌ اهميت‌ كار انجام شده بوده‌ ومعني‌ هر يك‌ از يافته‌ ها را بيان‌ نمايد. نبايد در چكيده‌ مطالبي‌ رابيان‌ نمود كه‌ در مقاله‌ نيامده‌ است‌ بلكه‌ بايديافته‌ هاي‌ مرتبط بامقاله‌ را در برداشته‌ و دقيق‌ باشد . نبايد در قسمت‌ چكيده‌ از عباراتي‌ مثل‌ "اهميت‌ يافته‌ ها در اين‌ مقاله‌ بحث‌ شده‌ است‌..." استفاده‌ نمود زيرا اين‌عبارت‌ و نظاير آن‌ هيچگونه‌ اطلاعاتي‌ را به‌ خوانندگان‌ نمي‌ دهند و غير مفيد هستند و فقط محدوديت استفاده از كلمات را براي شما بيشتر مي كنند.(سقف150كلمه)- . بجاي‌ اينها بايد يافته‌ ها راذكر نموده‌ و بيان‌ كنيد كه‌ چرا اين‌ يافته‌ ها مهم‌ هستند.

چهار جزء اصلي‌ هر چكيده‌ عبارتند از:

1- يافته‌ هايتان‌ ، يا چيزي‌ كه‌ قصد يافتن‌ ‌ آنرا داشته‌ايد. اين‌ موضوع‌ ممكن‌ است‌ قبلا در قسمت‌ عنوان‌مقاله‌ ذكر شده‌ باشد.

2- اگر روشهاي‌ بكار برده‌ شده‌ در كار تحقيقي‌ جالب‌ هستند توضيحي‌ راجع‌ به‌ آنها ذكر كنيد در غير اينصورت لزومي‌ به‌ اينكار نيست‌.

3- نتايج‌ اصلي‌ كار را همراه‌ با تعابيراصلي آنها بصورت شفاف وواضح ذكركنيد.هرگزنبا يد از توصيفات‌ مبهم‌ استفاده‌ نمائيد. تعبير و تفسير‌ از نتايج‌ را براساس‌ اهميت‌ ، كاربرد و استنباط‌ از آنها ذكر نمائيد.

4- حجم يك چكيده نبايد بيش از 150كلمه باشد.

هر يك‌ از موارد فوق‌ را حداكثر در چند جمله‌ ذكر نموده‌ و از كلمات اختصاري‌ كه در متن‌ استفاده‌ نموده‌ايدو يا خود آنها را مخفف‌ كرده و به اختصار آورده ايد، در قسمت‌ چكيده‌ استفاده‌ ننمائيد. در چكيده‌ از اشكال‌ و جداول‌ استفاده‌ ننموده‌ و به‌آنها آدرس‌ هم‌ ندهيد. از عبارات‌ ساده‌ و مسلم‌ همراه‌ با مقادير و اعداد استفاده‌ كنيد. مثلا بنويسيد:"هشتادوشش‌ درصد ( 86%) بيماران‌ بعد از درمان‌ سلامت‌ خود را به‌ دست‌ آوردند"

در چكيده جملات‌ را طوري‌ ننويسيد كه‌ نياز باشد به‌ منبعي‌ آدرس‌ بدهيد ولي‌ اگر لازم‌ شد كه‌ درچكيده‌ به‌ منبعي‌ آدرس‌ دهيد بايد تمام‌ مشخصات‌ منبع‌ يعني‌: زمان‌ چاپ‌ ، نام‌ نويسندگان،‌ نام‌ مجله‌ و غيره‌ راذكر كنيد .

مقاله ISI چگونه ارزيابي مي شود ؟

از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد.

اين گزارش حاوي اطلاعات ارزشمندي پيرامون مجله ها و رتبه بندي آنها مي باشد. فاكتور تأثير (Impact Faktor)، براي نخستين بار در سال 1995 و توسط بنيانگذار ISI گارفيلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملي جهت گزينش بهترين مجله ها به كار رفت. حقيقت اين است كه اين فاكتور ابزار كاملي براي اندازه گيري كيفيت مقاله ها نمي باشد، بلكه چون روش بهتري وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به ديگر معيارها براي ارزيابي علمي از مزايايي برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار مي گيرد. JCR بيش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعي از سال 1997 به بعد در بر مي گيرد و با استفاده از آن مي توان مجله ها را در حوزه هاي تخصصي، طبقه بندي و شاخص هاي رتبه بندي آنها را بررسي كرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمي آن در بر گيرنده بيش از 5900 ژورنال علمي و نسخه علوم اجتماعي مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طريق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراك قابل بررسي است.

ضريب تاثير (IF) چيست؟

فاكتور تاثير به صورت ميانگين، تعداد ارجاعات به يك مورد قابل استناد (نظير مقاله پژوهشي، مقاله مروري، نامه، ياد داشت، چكيده و..) در يك مجله علمي در طول زماني معين تعريف شده است. فاكتور تأثير، تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در دو سال مذكور است. در مواردي فاكتور تأثير مجله بطور ميانگين (كه معدل فاكتور تأثير طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI مي باشد)، نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است. اين عامل همه ساله توسط ISI بر مبناي ارجاعات به هر يك از مجله هاي علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارش JCR منتشر مي شود. اين ضريب نه براي مقاله يا نويسنده بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه بر مبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد.

چگونه يك مقاله ISI ارزيابي مي شود؟

براي اينكه بتوانيد يك مقاله بنويسيد، لازم است در اين زمينه اطلاعاتي داشته باشيد. اگر اين مقاله را براي مؤسسه اطلاعات علمي ISI مي نويسيد، احتمالاً برايتان مهم است كه بدانيد اين مقاله ها چگونه ارزيابي مي شود. امروزه ارزيابي مقاله هاي علمي يكي از دغدغه هاي جوامع علمي مي باشد. مؤسسه اطلاعات علميISI براي ارزيابي تحت پوشش فهرست نويسي خود، سه شاخص در نظر گرفته است: 1- فاكتور تأثير گذار (IF): اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است.

2- شاخص فوري(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتشر شده مجله در سال مورد ارزيابي تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در همان سال مجله مذكور است. اين شاخص در حقيقت شيب رشد منحني ارجاعات را بيان مي كند. 3- شاخص نيمه عمر استناد(Cited Half-Life):نيمه عمر ارجاعات يا نيمه عمر استناد، تعداد سال هايي است كه از سال ارزيابي بايد به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد كل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزيابي باشيم.

به عبارت ديگر، اين شاخص مدت زماني كه نيمي از كل استنادات به آن مجله صورت پذيرفته باشد را نشان مي دهد و در حقيقت سرعت كاهش ميزان ارجاعات به مجله را بيان مي كند. بديهي است كه وقتي مقاله هاي يك مجله ارزش خود را براي ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحي باشند و خيلي زود بي ارزش شوند)، تنها به مقاله هاي جديد مجله ارجاع داده مي شود. اين موضوع باعث مي شود كه نيمه عمر ارجاعات به مجله كاهش يابد. بنابراين هر چه نيمه عمر ارجاعات به مجله بيشتر باشد، نشان مي دهد كه ارزش مقاله هاي مجله در طول زمان بيشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار مي گيرند.

در مجموع هرچه نيمه عمرارجاعات به يك مجله بيشتر باشد، ارزش مجله بالاتر مي رود. در پايان هر سال، مجله هاي تحت پوشش فهرست نويسي ISI كه در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزيابي مي شوند. معيارهاي ارزيابي و سنجش همان شاخص هاي ارزيابي ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) مي باشند. نتايج اين ارزيابي نيز درگزارش هاي ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام مي شود. در بين فاكتورهاي بالا، فاكتور تأثير، كاربردي ترين شاخص مي باشد و امروزه به طور گسترده اي در درجه بندي و ارزيابي مجله هاي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين فاكتور در حقيقت توانايي مجله و هيأت تحريريه آن را در جذب بهترين مقاله ها نشان مي دهد.

بانك اطلاعات ISI، مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجله هاي علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. پر واضح است كه منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن كل مجله هاي علمي منتشر شده در جهان نمي باشد. چرا كه از طرفي مقرون به صرفه نيست و از طرف ديگر تمام مجله هاي نشر يافته در جهان از استانداردهاي ISI پيروي نكرده اند و از غناي علمي لازم برخوردار نيستند. ارزيابي مجله هاي علمي ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت مي گيرد.

ارزيابي كنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جديد را سالانه مورد ارزيابي قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله هاي علمي ارزيابي شده، انتخاب مي شوند. هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI يكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارند.

از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد، بلكه با بررسي مجموع عوامل، يك امتياز كلي داده خواهد شد.

از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقاله ها، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد، اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجله هاي علمي در ISI نمي توانند عناوين ومنابع بكار رفته در مقاله ها را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقاله هاي چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است. سه پايگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترين پايگاه هاي علم سنجي هستند كه توسط مؤسسه اطلاعات علمي ISI تهيه و روز آمد سازي مي شوند.

پايگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبناي دوره هاي زماني 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص هاي تعيين شده توليد علم از جمله رتبه علمي كشورها بر اساس تعداد توليدات علمي، تعدا كل استنادها و نسبت استناد به توليدات علمي مي پردازد. در پايگاه Web of Science(WOS) امكان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره هاي زماني مختلف بر اساس شاخص هاي گوناگون علم سنجي وجود دارد.

پايگاه (JCR (Journal citation Reports به ارائه گزارش استنادي نشريه ها مي پردازد. از طرفي تعداد نشريه هايي كه هر كدام از اين پايگاه ها نمايه مي كنند نيز با ديگري متفاوت است.



برچسب‌ها: ملاك‏هاي محتوايي مقاله, روش, نتايج, ارجاع پايان‏نامه و رساله در منابع, آيين نگارش
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 21:16 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
منبع :  http://www.applyabroad.org/

 

 

 

 

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت دوم

آيين نگارش

چنان‏كه بيان شد، محقق بايد ابعاد سه گانه محتوايي، ساختاري و نگارشي مقاله را مورد توجه قرار دهد. آنچه تاكنون بيان شد، خلاصه‏اي از اصول محتوايي و ساختاري يك مقاله علمي بود. اكنون به بررسي اصول كلي آيين نگارش كه رعايت آن در تحرير مقاله علمي ضروري به نظر مي‏رسد، مي‏پردازيم.

الف) متن علمي تا حدّ ممكن بايد مختصر و مفيد باشد. به همين جهت لازم است از آوردن نقل قول‏هاي غيرضروري و حجم‏افزا، تفنن‏هاي شاعرانه و ذوقي، بيان‏هاي عاطفي واحساسي و گزافه‏نويسي اجتناب شود.

ب) از آوردن عبارت‏هاي مبهم، مغلق و پيچيده و واژه‏هاي نامأنوس بايد احتراز گردد.

ج) بايد از ذكر بندهاي طولاني و جمله‏هاي بلند خودداري شود.

د) مطالب بايد ساده، روان، جذاب و به گونه‏اي صريح و روشن بيان گردد.

ر) در نقل مطالب، ضروري است امانت‏داري را با ذكر مشخصات دقيق منبع رعايت نمود. هر چند در اين باب نبايد به دام افراط و تفريط - كه حمل بر فضل فروشي يا سهل‏انگاري است- افتاد.

ش) هر بخش از نوشته كه شامل يك انديشه و مطلب خاصي است، بايد در يك بند (پاراگراف) آورده شود.

ص) بايد از به كاربردن كلمات مترادف به جهت افزايش حجم اجتناب شود.

ط) بايد از به كاربردن افراطي حروف اضافه و حروف ربط در متن پرهيز گردد.

ع) بايد از به كاربردن تعبيرهاي نامناسب و عاميانه و استعمال الفاظ ناروا، ركيك و غيراخلاقي احتراز شود.

تايپ مقاله

امروزه تقريبا اكثر مجلات علمي، مقالات خود را به صورت تايپ شده مي‏پذيرند، بدين روي و براي تكميل شدن بحث، براي آشنايي مؤلفان محترم، برخي از اصول تايپ، بيان مي‏گردد.

الف) عنوان مقاله در وسط سطر و با فاصله چهار سانتي‏متر از بالا با قلم ياقوت، شماره شانزده تايپ مي‏گردد.

ب) نام مؤلف در زير عنوان و در وسط سطر و با فاصله 5/1 سانتي متر، با قلم ترافيك، شماره ده تايپ مي‏شود.

ج) رتبه علمي و محل خدمت مؤلف يا مؤلفان با علامت ستاره () يا شماره در پاورقي همان صفحه و با قلم لوتوس نازك شماره دوازده كه متناسب با قلم پاورقي است، تايپ مي‏گردد.

د) عناوين فرعي مقاله با شماره‏هاي تفكيك‏كننده مانند: 1.، 2.، 3.، و...، با قلم لوتوس سياه، شماره چهارده تايپ مي‏گردد.

ر) عناوين فرعي‏تر با شماره‏هاي تفكيك كننده 1.1، 2.1 و... با قلم لوتوس سياه، شماره سيزده تايپ مي‏گردد.

س) متن مقاله با قلم لوتوس نازك، شماره چهارده تايپ شده و ابتداي هر پاراگراف يا بند با كمي تورفتگي (اشپون) با فاصله 5/0 سانتي متر آغاز مي‏گردد.

ص) فاصله بين سطرهاي متن 5/1 سانتي متر و فاصله آنها از عنوان‏هاي فرعي دو سانتي متر است.

ط) فاصله حاشيه صفحه‏ها از هر طرف دو سانتي متر و از بالا و پايين نيز دو سانتي متر است و فاصله آخرين سطر با پاورقي يك سانتي متر است.

ع) نقل قول‏هاي مستقيم در داخل گيومه با قلم لوتوس نازك، شماره دوازده تايپ مي‏گردد.

ف) شماره صفحات در گوشه سمت چپ و بالاي صفحه تايپ مي‏گردد.

ق) مقاله فقط بر يك طرف صفحه تايپ مي‏شود.

ك) بايد در تايپ مقاله از به كاربردن قلم‏هاي متنوع و متفاوت اجتناب شود.

ل) قلم انگليسي لازم براي تايپ پاورقي، Times Mediumبا شماره هشت است و همين قلم براي انگليسي در متن و منابع با شماره ده استفاده مي‏شود.

ويرايش متن

ويرايش متن بر عهده ويراستار است كه بايد طبق قوانين مربوط به نشر و ضوابط علمي صورت دهد. هرچند ويرايش، وظيفه محقق نيست، براي آشنايي محققان، به توضيحي اجمالي در اين رابطه مي‏پردازيم:

هر اثر تحقيقي دو نوع ويرايش مي‏شود: ويرايش فني و ويرايش محتوايي.

ويرايش فنی

در ويرايش فني مسائلي از قبيل به دست دادن ضبط لاتيني نام‏ها يا معادل فرنگي اصطلاحات فني، تعيين محل تصاوير، اشكال و جدول‏ها، مراعات شيوه مناسب براي معرفي مشخصات كتاب‏شناسي، تهيه فهرست مندرجات، فهرست تفصيلي، واژه‏نامه، فهارس ديگر، تنظيم صفحه عنوان و صفحه حقوق، اعراب گذاري‏هاي لازم، تبديل مقياس‏ها و سنوات، توضيح لازم براي برخي از اصطلاحات، معرفي اجمالي بعضي از اعلام در صورت نياز انجام مي‏شود.



برچسب‌ها: ملاك‏هاي محتوايي مقاله, روش, نتايج, ارجاع پايان‏نامه و رساله در منابع, آيين نگارش
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 21:14 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
منبع : http://www.applyabroad.org

 

 

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت اول

این اصول برای تمام علوم اعم از انسانی ، فنی مهندسی ، پزشکی ، هنر قابل استفاده است.

مقدمه

مقاله علمي معمولاً در نتيجه پژوهش منطقي، ژرف و متمركز نظري، عملي يا مختلط، به كوشش يك يا چند نفر در يك موضوع تازه و با رويكردي جديد با جهت دستيابي به نتايجي تازه، تهيه و منتشر مي‏گردد. (اعتماد و همكاران، 1381، ص2) چنين مقاله‏اي در واقع گزارشي است كه محقق از يافته‏هاي علمي و نتايج اقدامات پژوهشي خود براي استفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقه‏مندان به دست مي‏دهد.

تهيه گزارش از نتايج مطالعات و پژوهش‏هاي انجام شده، يكي از مهم‏ترين مراحل پژوهشگري به شمار مي‏رود؛ زيرا اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهاي علمي خود را در اختيار ساير محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم كه مهم باشد، به پيشرفت علم كمكي نخواهد كرد؛ چون رشد و گسترش هر عملي از طريق ارائه و به هم پيوستن دانشِ فراهم آمده از سوي فردفرد انديشمندان آن علم تحقق مي‏يابد.

همان طور كه پژوهشگر پيش از اقدام به پژوهش، نيازمند توجه و بررسي يافته‏هاي علمي پژوهشگران قبل از خود است تا بتواند يافته‏هاي علمي خود را گسترش بخشد، ديگران نيز بايد بتوانند به يافته‏هاي پژوهشي او دسترسي پيدا كنند و با استفاده از آنها فعاليت‏هاي علمي خود را سازمان داده، در ترميم و تكميل آن بكوشند.

از امتيازهاي مهم يك مقاله مي‏توان به مختصر ومفيد بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره كرد؛ زيرا محقق مي‏تواند حاصل چندين ساله پژوهش خود در يك رساله، پايان‏نامه، پژوهش، يا حتي يك كتاب را به اختصار در يك مقاله علمي بيان كند تا پژوهشگران ديگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از كليات آن آگاهي يابند و در صورت نياز بيشتر، به اصل آن تحقيقات مراجعه كنند.

بدين منظور، امروزه نشريات گوناگوني در زمينه‏هاي مختلف علمي- پژوهشي نشر مي‏يابد و مقاله‏هاي به چاپ رسيده در آنها، اطلاعات فراواني را در اختيار دانش پژوهان قرار مي‏دهند. لازم است محققان با شيوه تدوين مقالات علمي آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شيوه‏هاي صحيح، با سهولت، نتايج تحقيقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختيار علاقه‏مندان قرار دهند.

نوشتن مقاله مستلزم رعايت اصولي در ابعاد مختلف محتوايي، ساختاري و نگارشي است.

ملاك‏هاي محتوايي مقاله

يكي از مهم‏ترين ابعاد مقاله علمي، محتواي علمي و ارزشمنديِ كيفي آن است. مقاله بايد يافته‏هاي مهمي را در دانش بشر گزارش نمايد و داراي پيامي آشكار باشد؛ بنابراين پيش از تهيه مقاله، محقق بايد از خود بپرسد كه آيا مطالب او آن‏قدر مهم است كه انتشار آن قابل توجيه باشد. آيا ديگران از آن بهره خواهند برد؟ و آيا نتايج پژوهش او، كار آنها را تحت تأثير قرار خواهد داد؟ (هومن، 1378، ص 82). در اينجا به چندين اصل مهم از اصول و معيارهاي محتوايي پژوهش علمي اشاره مي‏گردد كه توجه به آنها قبل از تهيه مقاله به ارتقاي كيفيت آن كمك مي‏نمايد.

  • فرايند «تفكر»: تفكر، تلاش براي معلوم كردن مجهول با استفاده از علوم موجود است. (غرويان، 1368، ص11) بنابراين اساسي‏ترين محور محتوايي يك پژوهش علمي، آن است كه مجهولي را روشن نمايد. بر اين اساس، هر پژوهش علمي در پي پاسخ دادن به پرسش‏هايي است كه تاكنون براي مخاطبان كشف نشده است. از اين رو پژوهش علمي هميشه با طرح يك يا چند سئوال آغاز مي‏شود كه محقق در صدد پاسخگويي به آنهاست.
  • منطقي بودن: منطق كه راه درست انديشيدن (تصور) و صحيح استدلال آوردن (تصديق) را مي‏آموزاند، (مطهري، 1372، ص 21) ابزار ضروري يك مقاله علمي است و محقق بايد شايستگي لازم را در استدلال آوردن، تحليل محتوا و نتيجه‏گيري داشته باشد. قواعد تعريف، طبقه‏بندي، استنباط‏هاي قياسي و استقرايي، روش‏هاي مختلف نمونه‏برداري و غيره همه از ويژگي‏هاي منطقي يك مقاله علمي است كه محقق بايد به آنها توجه داشته باشد. (هومن، 1374، ص 19).
  • انسجام و نظام‏دار بودن: مرتبط بودن اجزاي مختلف مقاله با همديگر، همچنين متناسب بودن آنها با عنوان مقاله و ارتباط عناوين فرعي با همديگر، از جمله مواردي است كه به تحقيق، يكپارچگي و انسجام مي‏بخشد. بر اين اساس، محقق بايد عناوين فرعي مقاله خود را با نظمي منطقي از يكديگر مجزا كرده، ارتباط بخش‏ها را مشخص نمايد.
  • تراكمي بودن: از آنجا كه هدف پژوهش پاسخ به سئوال هايي است كه تا آن زمان دست كم از نظر محقق، پاسخي منطقي براي آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمي بايد از يك سو به منظور كشف دانش جديد، و از سوي ديگر، براي تكميل دانش، صورت پذيرد. بنابراين هدف اصلي يك مقاله، كشف يا تكميل دانش بشري است، نه تكرار دوباره آن با عبارات مختلف. (هومن، 1374، ص 20).
  • تناسب موضوع با نيازهاي فعلي جامعه علمي: هر پژوهش علمي بايد نيازهاي اساسي جامعه علمي خود را در نظر گرفته، در صدد حل آن مسايل برآيد؛ بنابراين از طرح موضوعاتي كه از اولويت تحقيقي برخوردار نيستند و جامعه علمي، بدانها نياز ندارد، بايد احتراز نمود.
  • خلاقيت و نوآوري: هر تحقيق علمي زماني مي‏تواند در ارتقاي سطح دانش، موفق و موثر باشد كه از فكري بديع و خلّاق برخوردار باشد. مقالاتي كه به جمع آوري صِرف بسنده مي‏كنند، نمي‏توانند سهم عمده‏اي در پيشرفت دانش بشري داشته باشند.
  • توضيح مطلب در حدّ ضرورت: از جمله مواردي كه محقق در گزارش نويسي پژوهش خود (مقاله) بايد بدان توجه كند، پرهيز از حاشيه‏روي و زياده‏گوييِ افراطي است؛ همچنان كه خلاصه‏گويي نبايد به حدّي باشد كه به ابهام و ايهام منجر شود؛ بر اين اساس محقق بايد به حدّي مطالب را تبيين كند كه مقصود وي براي خواننده، روشن شود.
  • متناسب بودن با نظريه‏ها: هر رشته علمي، متشكل از نظريه‏ها و قوانيني است كه مورد اتفاق صاحب‏نظران آن فن است. يافته‏هاي به دست آمده در تحقيقات ميداني يا توصيفي نبايد با قوانين كلي آن رشته تخصصي منافات داشته باشد.
  • اجتناب از كلي گويي: هدف نهايي علم، صورتبندي يك «نظريه»(3) و «تبيين كردن»(4) يكي از اصول مهم نظريه است. (دلاور، 1371، ص 33) از اين رو محقق بايد بتواند مباحث علمي خود را به روشني توضيح دهد و با زبان گويا آن را تبيين و از كلي گويي اجتناب نمايد.
  • گزارش روش‏شناسي تحقيق: «تحقيق»(5) فرايندي است كه از طريق آن مي‏توان درباره ناشناخته‏ها به جست و جو پرداخت و از آن، شناخت لازم را كسب كرد. در اين فرايند چگونگي گردآوري شواهد و تبديل آنها به يافته‏ها «روش‏شناسي»(6) ناميده مي‏شود. اين سئوال كه چگونه داده‏ها بايد گردآوري شود و مورد تفسير قرار گيرد، به طوري كه ابهام حاصل از آنها به حداقل ممكن كاهش يابد؟» از موارد مهم تحقيق علمي است. (سرمد و همكاران، 1379، ص 22). يك تحقيق علمي زماني مي‏تواند مطالب خود را به اثبات برساند كه از روش گردآوري مناسبي برخوردار، و آن روش‏ها در مقاله به خوبي بيان شده باشد.

ساختار مقاله علمي

نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحي مدوَّن است. در گزارش يك تحقيق نه تنها بايد ارزش‏هاي محتوايي را مراعات كرد، بلكه بايد از ساختار روشمندي نيز پيروي كرد. امروزه تحقيقات فراواني انجام مي‏شود، اما تنها بخش كوچكي از آنها در مقالات منتشر مي‏گردد. يكي از دلايل آن، عدم مهارت محقق در تهيه و تدوين ساختاري مقاله علمي است.

ساختار مقاله و تهيه گزارش از يك پژوهش علمي، با توجه به روش به كار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است. دانشمندان در يك تقسيم بندي كلي، روش‏هاي استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسيم مي‏كنند. روش‏هاي كمي كه در آنها از داده‏هاي كمّي در تحقيق استفاده مي‏شود (تحقيقات ميداني) و روش‏هاي كيفي كه در آنها از داده‏هاي كيفي (تحقيقات كتابخانه‏اي) استفاده مي‏شود.(سرمد و همكاران، 1379، ص 78).

مراحل گزارش يك پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقيق، با تفاوت هايي بيان مي‏گردد.

به دليل يكسان بودن هر دو روش در مراحل مقدماتي، و براي پرهيز از تكرار در اينجا مراحل مقدماتي را به صورت مجزا مي‏آوريم.

مراحل مقدماتي گزارش پژوهشي

موضوع يا عنوان مقاله

عنوان، مفهوم اصلي مقاله را نشان مي‏دهد و بايد به طور خلاصه، مضمون اصلي پژوهش را نشان دهد.

عنوان مقاله بايد جذاب باشد، يعني به گونه‏اي انتخاب شود كه نظر خوانندگان را كه معمولاً ابتدا فهرست عناوين مندرج در يك مجله علمي را مي‏خوانند به خود جلب نمايد. همچنين عنوان بايد كوتاه و گويا و تنها بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد. تعداد كلمات در عنوان را حداكثر دوازده واژه بيان كرده‏اند. (سيف، 1375، ص 12).

نام مؤلف يا مؤلفان و سازمان وابسته

بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف يا مؤلفان ذكر مي‏شود و در سطر زير آن، نام دانشگاه يا مؤسسه كه هر يك از مؤلفان در آن مشغول به كارند، مي‏آيد. اگر پژوهش به وسيله دو يا چند نفر انجام بگيرد و همه آنها به يك دانشگاه يا مؤسسه وابسته باشند، نام مؤسسه يك‏بار، آن هم به دنبال نام مؤلفان ذكر مي‏شود. اما اگر هر يك از مؤلفان به سازمان خاصي وابسته باشند، بايد بعد از نام هر يك از آنان، بلافاصله نام مؤسسه‏اي كه به آن وابسته‏اند، ذكر شود. ترتيب قرار گرفتن نام مؤلفان به دنبال يكديگر، معمولاً متناسب با ميزان مشاركت آنان در انجام پژوهش است؛ اما اگر ميزان مشاركت همه افراد در اجراي پژوهش يكسان باشد، اسامي آنان به ترتيب حروف الفبا در دنبال هم قرار مي‏گيرد. (هومن، 1378، ص 84).

چكيده

چكيده، خلاصه جامعي از محتواي يك گزارش پژوهشي است كه همه مراحل و اجراي اصلي پژوهش را در خود دارد. هدف‏ها، پرسش‏ها، روش‏ها، يافته‏ها و نتايج پژوهش، به اختصار، در چكيده آورده مي‏شود. در متنِ چكيده بايد از ذكر هرگونه توضيح اضافي خودداري شود. مطالب چكيده بايد فقط به صورت گزارش (بدون ارزشيابي و نقد) از زبان خود پژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضي تهيه شود.

چكيده در حقيقت بخشي كامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته مي‏شود و نبايد پيش از انجام گزارش، پژوهش تهيه شود. طول چكيده براي مقاله، بستگي به روش‏هاي خاص هر مجله دارد و معمولاً بين صد تا 150كلمه پيشنهاد شده است.

واژگان كليدي

معمولاً در انتهاي چكيده، واژگان كليدي پژوهش را بيان مي‏كنند تا به خواننده كمك كنند، پس از خواندن چكيده و آشنايي اجمالي با روند تحقيق، بفهمد چه مفاهيم و موضوعاتي در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با توجه به حجم و محتواي مقاله، پنج تا هفت واژه كليدي در هر مقاله بيان مي‏شود. (سرمد، 1379، ص 321).



برچسب‌ها: ملاك‏هاي محتوايي مقاله, روش, نتايج, ارجاع پايان‏نامه و رساله در منابع, آيين نگارش
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 21:11 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

اختلال  تبدیلی چیست؟


اختلال تبدیلی که قدیم‌ ترها هیستری نامیده می ‌شد، اختلال نسبتا شایع روان‌ پزشکی است که بازتابی از تعارضات ناخودآگاه بوده و در عین حال که وجود یک اختلال طبی دیگر را به ذهن می ‌آورد، ناشی از عوامل روان ‌شناختی است.

حدود یک‌ سوم مردم دنیا در طول عمر دچار بعضی از علایم این اختلال می ‌شوند ولی لزوما بیمار هیستریک نیستند.

این اختلال حدود 5 تا 15 درصد مشاوره ‌های روان ‌پزشکی در بیمارستان ‌های عمومی را شامل می ‌شود.

زنان حداقل دو برابر و گاهی تا 10 برابر مردان مبتلا می ‌شوند و علایمی که نشان می‌ دهند سمت چپ بیشتر از سمت راست بدن است.

این اختلال در تمام سنین یعنی از کودکی تا کهنسالی دیده می‌ شود ولی شروع آن قبل از 10 سالگی و پس از 35 سالگی نادر است.

همچنین این اختلال در افراد کم ‌سواد و طبقات اقتصادی پایین و روستاییان و همچنین افراد نظامی که موقعیت‌ های جنگی را تجربه کرده‌ اند بیشتر دیده می‌ شود.

این بیماری در افراد خانواده بیماران مبتلا بیشتر دیده می‌ شود که تا حدودی ناشی از یادگیری فرزندان از والدین است.

اختلالات جسمی و خصوصا بیماری ‌های عصبی شیوع قابل ‌ملاحظه ‌ای در میان این مبتلایان دارند و از میان اختلالات روان ‌پزشکی، افسردگی و اختلالات اضطرابی، با اختلال تبدیلی در زنان ارتباط دارند. اختلالات شخصیت نیز به کرات همراه با اختلال تبدیلی مشاهده می‌ شوند، خصوصا اختلال شخصیت نمایشگر در زنان و اختلال شخصیت ضد اجتماعی در مردان.

علت

اختلال تبدیلی در اثر واپس زدن تعارضات ناخودآگاه و تبدیل اضطراب به یک علامت جسمی ایجاد می ‌شود.

علایم این اختلال بیمار را قادر می ‌سازد به دیگران چنین القا کند که وی نیاز به توجه ویژه و درمان به خصوص دارد و همچنین یک ابزار غیرکلامی برای کنترل کردن یا بازی دادن دیگران می‌ باشد.

با تصویربرداری از مغز، مشخص شده است که در این بیماران، متابولیسم نیمکره غالب، کاهش و متابولیسم نیمکره غیر غالب، افزایش می ‌یابد.

این اختلال زمانی تشخیص داده می ‌شود که درمانگر، ارتباطی ضروری و اساسی بین علت علایم عصبی و عوامل روان‌ شناختی پیدا کند و این نشانه‌ ها نباید نتیجه تمارض و یا اختلال ساختگی (که در آن فرد علایم یک بیماری را آگاهانه تقلید می ‌کند) باشند.

علایم

در اختلال تبدیلی، بی ‌حسی و مورمور شدن در اندام‌ ها، کری، کوری، حرف نزدن و فلج عمومی بدن دیده می‌ شود.

علایم حرکتی نیز شامل حرکات غیرطبیعی، اختلال در راه رفتن، ضعف عمومی، فلج، لرزش، تیک و حرکات پرتابی می ‌باشد.

تشنج‌ های کاذب علامت دیگری در اختلال تبدیلی است و تفکیک آن ها از تشنج‌ های واقعی گاهی سخت است.

بیمار مبتلا به اختلال تبدیلی با کنار زدن تعارض ‌های درونی و همچنین جلب ‌توجه دیگران به منافع خود می‌ رسد و همین موضوع موجب تکرار این رفتار می‌ شود.

علایم ایجاد شده مدت کوتاهی طول می‌ کشند و معمولا خود به خود برطرف می ‌شوند.

درمان

روان‌ درمانی حمایتی درمان را تسهیل می ‌کند.

مهم‌ ترین ویژگی درمان، برقراری ارتباط درمانگر با بیمار است. نباید به بیمار گفت که تو مشکلی نداری و یا این که علایم خیالی هستند زیرا بیماری وی شدیدتر می ‌شود.

می ‌توان از داروهای ضداضطراب و همچنین آرام ‌سازی عضلانی (ریلاکسیشن) استفاده کرد.

هیستری جمعی

یکی از جالب ‌ترین انواع هیستری ‌ها، هیستری جمعی است. این اختلال که نمونه ‌ای از رفتارهای جمعی است شامل گسترش سریع و ناگهانی یک علامت یا یک سری علایم در یک گروه از افراد سالم است که هیچ توجیه فیزیکی و طبی برای آن یافت نمی ‌شود.

در حقیقت این افراد به طور ناگهانی اعتقاد پیدا می ‌کنند که به وسیله یک عامل خارجی بیمار شده ‌اند.

به تعبیر دیگر هیستری جمعی بروز یک سری علایم فیزیکی در عده‌ای از افراد به صورت دسته‌ جمعی است به‌ صورتی که یک بیماری ارگانیک را مطرح می ‌کنند ولی در واقع از یک علت روانی منشأ می ‌گیرند.

اولین مورد گزارش شده از هیستری جمعی در ایران در سال 1365 در یک مدرسه دخترانه در استان کرمان بوده است، به طوری که افراد مبتلا به صورت حاد دچار اضطراب و نگرانی شده بودند. در سال 1371 و بعد از واکسیناسیون کزاز نمونه ‌گیری از هیستری جمعی در 21 دختر دانش‌ آموز در یک روستا از استان کرمان گزارش شد. بعد از تزریق واکسن علایمی به صورت غش و صرع کاذب، لرزش، اختلال دید، سردرد، تعریق و سوزش دست در یکی از دانش ‌آموزان بروز کرد و به دنبال آن 9 دانش‌‌آموز دیگر نیز علایم مشابهی را تجربه کردند.

اصول درمان این اختلال عبارت است از: حفظ خونسردی و آرامش، جدا کردن افراد مبتلا از غیرمبتلا، خالی کردن محل بروز برای بررسی دقیق. به ‌طور مثال تعطیل کردن مدرسه، بررسی دقیق تمام علت‌‌ های احتمالی، بهره‌ گیری از تکنیک‌ های کاهش اضطراب و... .

دکتر پرویز مظاهری - دبیر علمی انجمن روان ‌پزشکان ایران


برچسب‌ها: اختلال, تبدیلی, اختلال تبدیلی
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:52 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


مامان دلم درد مي کند...

هيچ چيز مثل خبر ناگهاني بيماري يکي از بچه ها، آن هم در صبح زود ، وقتي همه برنامه هاي آن روز پيش بيني شده، زندگي مان را به هم نمي زند. دست تنها چه کار کنم؟ توي اداره هزار تا کار دارم يا از فلال دکتر وقت گرفته ام، آن هم از دو ماه پيش. اين خبر ناگوار است، هم از لحاظ بيماري فرزند و هم دست و پا کردن کسي براي نگهداري و يا مراقبت از او ، و بالاخره تغيير برنامه. قرار ملاقات ها و برنامه هاي تدارک ديده شده از قبل.

آمارها نشان داده است که هشتاد درصد مادراني که روزهاي کاري خود را از دست مي دهند ، تقديم فرزند بيمارشان شده است که بسيار زيبا و طبيعي است.

گاهي اين مساله ، منجر به کدورت بين زن و شوهر مي شود ، کدام يک بايد از برنامه خود بگذرد و کدام يک بايد مراقبت را به عهده گيرد؟ صد البته اغلب مادران هستند که بايد کاري کنند.

آمارها نشان داده است که هشتاد درصد مادراني که روزهاي کاري خود را از دست مي دهند ، تقديم فرزند بيمارشان شده است که بسيار زيبا و طبيعي است. اين مساله براي همه بچه ها پيش مي آيد و چاره اش آگاهي بيشتر است براي يافتن راهکار مناسب شايد با توجه به موارد زير بتوانيم تا حدي چاره انديشي کنيم.

 

گام اول: آيا فرزندم به اندازه اي مريض است که ناچاراً بايد در خانه بماند؟

متخصصين معتقدند کودکان با کمي کسالت حتماً مجبور نيستند در خانه بمانند، آن ها سه نشانه ي بارز براي نگاه داشتن کودک در منزل را پيشنهاد مي کنند.

1- سستي و بي حالي بيش از حد. داشتن سرگيجه ، تا به آن حد که کودک قادر نباشد فعاليت هاي روزانه اش (راه رفتن، غذا خوردن، ...) را دنبال کند و موارد اضطراري مثل داشتن اسهال شديد ، استفراغ (بيش از يکبار)

2- ادامه خوردن دارو بنا به تجويز پزشک که مربيان و يا معلمين قادر به پي گيري آن نيستند و تعهدي نيز نسبت به آن ندارند.

3- مبتلا بودن کودک به بيماريهاي واگيردار (سرخک، اوريون، آبله مرغان و...) که مي تواند براي ساير کودکان خطرناک باشد. تب کودکان چنانچه بعد از تلقيح واکسن باشد ، نمي تواند مسأله آفرين باشد اما چنانچه همراه با تغييرات عمومي ديگر اعم از سرفه هاي شديد ، سستي و رخوت، سرگيجه ، بي اشتهائي و...  و به طور کلي عوض شدن حالات طبيعي آن ها باشد ، قطعاً عارضه اي است که بايد جدي گرفته شود.

 



برچسب‌ها: مادران شاغل, بخوانند, کودک
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:49 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
درباره وبلاگ

همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

زمدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد

که به روی ناامیدی در بسته باز کردن


چشم بسته قضاوت نکنید و مردم را بدون دلیل که از زبان دیگران شنیده اید بد نشمارید

ندیده در شهادت و نسنجیده در قضاوت و نفهمیده در انتقاد وارد نشوید (باران)
برچسب‌ها وب
تست (7)
روش (3)
فکر (3)
ضعف (2)
ملی (2)
رشد (2)
کار (1)
e (1)
مضر (1)
خشم (1)
امکانات وب

.

كد موسيقي براي وبلاگ

Untitled Document window.alert(" به وبلاگ من خوش امدی " )
دریافت کد خوش آمدگویی

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

.

www.shereno.com