X
تبلیغات
مددکاری.مشاوره و راهنمایی.روانشناسی.

مددکاری.مشاوره و راهنمایی.روانشناسی.
ملکا ذکر تو گو یم که تو پاکی و خدایی ***نروم جز به همان راه که تو ام راهنمایی
لینک دوستان




پشت كاجستان ، برف.
برف، يك دسته كلاغ.
جاده يعني غربت.
باد، آواز، مسافر، و كمي ميل به خواب.
شاخ پيچك و رسيدن، و حياط.

من ، و دلتنگ، و اين شيشه خيس.
مي نويسم، و فضا.
مي نويسم ، و دو ديوار ، و چندين گنجشك.

يك نفر دلتنگ است.
يك نفر مي بافد.
يك نفر مي شمرد.
يك نفر مي خواند.

زندگي يعني : يك سار پريد.
از چه دلتنگ شدي ؟
دلخوشي ها كم نيست : مثلا اين خورشيد،
كودك پس فردا،
كفتر آن هفته.

يك نفر ديشب مرد
و هنوز ، نان گندم خوب است.
و هنوز ، آب مي ريزد پايين ، اسب ها مي نوشند.

قطره ها در جريان،
برف بر دوش سكوت
و زمان روي ستون فقرات گل ياس.


برچسب‌ها: عاشقانه, روابط, همدلی
[ یکشنبه یکم دی 1392 ] [ 0:12 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
به وبلاگ من خوش آمدید

[ چهارشنبه پانزدهم آبان 1392 ] [ 22:15 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
منبع  :  http://www.applyabroad.org/

 

 

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت آخر

طريقه نگارش چكيده مقاله براي ارائه در نشريات بين المللي

چكيده‌ مقاله: Abstract

در مجلات‌ علمي‌، چكيده‌ مقاله‌ هم‌ معني‌ خلاصه‌ است‌. اما در لغت‌ نامه‌ اين‌ دو معنا تعريفي‌متفاوت‌ دارند. ‌بعضا در متون‌ علمي‌ هر دو به‌ يك‌ معني‌ بكار مي‌ روند. بطوريكه‌ بعضي‌ مجلات‌ از يك‌ لغت‌ براي‌ هر دو مفهوم‌ استفاده‌ مي‌نمايند، البته‌ اين‌ روش‌ فراگير نيست‌ و بسياري مجلات بين چكيده و خلاصه مقاله تمايز قائل هستند. (معمولا چكيده مقاله اي كه قبل از ارسال اصل مقاله براي يك مجله ارسال ميگردد، چكيده مقاله پيشين ناميده ميشود كه با چكيدهاي كه در پايان مجلات آورده ميشود چكيده پسين تفاوت اساسي دارد).

چكيده‌ مقاله‌ قسمتي‌ است‌ كه‌ خواننده‌ بعد از جذب‌ شدن‌ توسط‌ عنوان‌ مقاله‌ به‌ آن‌ نگاه‌ كرده‌ و آنرا مي‌خواند، ‌ چكيده‌ علاوه‌ بر كوتاه‌ بودن‌ بايد بطور معني‌ داري‌ خلاصه‌ شده‌ و حاوي‌ مطالب‌ اصلي‌ و مهمترين‌ يافته‌ هاي مسلم‌ مقاله‌ باشد.

بايد به‌ مجله‌اي‌ كه‌ مي‌ خواهيد براي‌ آن‌ مقاله‌ بفرستيد نگاه‌ كرده‌ و طول‌ متوسط‌ چكيده‌ ها رااز آن‌ استخراج‌نمائيد، علاوه‌ براين‌ بايد به‌ قسمت‌ "توضيحاتي‌ براي‌ نويسندگان‌" رجوع‌ كرده‌ و اگر قوانين و ضوابط‌ خاصي‌ براي‌ نوشتن‌ چكيده‌ در آن‌ ذكر شده‌ آنرا رعايت‌ نمائيد. مثلا معمولاً گفته‌ مي‌ شود كه‌ چكيده‌ بايد بين‌ صد تا صد و پنجاه كلمه‌ باشد.

چكيده‌ بايد حاوي‌ بخشهاي زير باشد:

  • حقايق‌ واصول‌ بكار برده‌ شده‌
  • روشها
  • نتايج‌ اصلي‌
  • اهميت‌ نتايج‌ و تعبير و تفسير آنها

چكيده‌ مقاله‌ بايد حاوي‌ مطالب‌ و حقايق‌ يافت‌ شده‌ در كار تحقيقي‌، و مهمترين‌ نتايج‌ و ميزان‌ اهميت‌ كار انجام شده بوده‌ ومعني‌ هر يك‌ از يافته‌ ها را بيان‌ نمايد. نبايد در چكيده‌ مطالبي‌ رابيان‌ نمود كه‌ در مقاله‌ نيامده‌ است‌ بلكه‌ بايديافته‌ هاي‌ مرتبط بامقاله‌ را در برداشته‌ و دقيق‌ باشد . نبايد در قسمت‌ چكيده‌ از عباراتي‌ مثل‌ "اهميت‌ يافته‌ ها در اين‌ مقاله‌ بحث‌ شده‌ است‌..." استفاده‌ نمود زيرا اين‌عبارت‌ و نظاير آن‌ هيچگونه‌ اطلاعاتي‌ را به‌ خوانندگان‌ نمي‌ دهند و غير مفيد هستند و فقط محدوديت استفاده از كلمات را براي شما بيشتر مي كنند.(سقف150كلمه)- . بجاي‌ اينها بايد يافته‌ ها راذكر نموده‌ و بيان‌ كنيد كه‌ چرا اين‌ يافته‌ ها مهم‌ هستند.

چهار جزء اصلي‌ هر چكيده‌ عبارتند از:

1- يافته‌ هايتان‌ ، يا چيزي‌ كه‌ قصد يافتن‌ ‌ آنرا داشته‌ايد. اين‌ موضوع‌ ممكن‌ است‌ قبلا در قسمت‌ عنوان‌مقاله‌ ذكر شده‌ باشد.

2- اگر روشهاي‌ بكار برده‌ شده‌ در كار تحقيقي‌ جالب‌ هستند توضيحي‌ راجع‌ به‌ آنها ذكر كنيد در غير اينصورت لزومي‌ به‌ اينكار نيست‌.

3- نتايج‌ اصلي‌ كار را همراه‌ با تعابيراصلي آنها بصورت شفاف وواضح ذكركنيد.هرگزنبا يد از توصيفات‌ مبهم‌ استفاده‌ نمائيد. تعبير و تفسير‌ از نتايج‌ را براساس‌ اهميت‌ ، كاربرد و استنباط‌ از آنها ذكر نمائيد.

4- حجم يك چكيده نبايد بيش از 150كلمه باشد.

هر يك‌ از موارد فوق‌ را حداكثر در چند جمله‌ ذكر نموده‌ و از كلمات اختصاري‌ كه در متن‌ استفاده‌ نموده‌ايدو يا خود آنها را مخفف‌ كرده و به اختصار آورده ايد، در قسمت‌ چكيده‌ استفاده‌ ننمائيد. در چكيده‌ از اشكال‌ و جداول‌ استفاده‌ ننموده‌ و به‌آنها آدرس‌ هم‌ ندهيد. از عبارات‌ ساده‌ و مسلم‌ همراه‌ با مقادير و اعداد استفاده‌ كنيد. مثلا بنويسيد:"هشتادوشش‌ درصد ( 86%) بيماران‌ بعد از درمان‌ سلامت‌ خود را به‌ دست‌ آوردند"

در چكيده جملات‌ را طوري‌ ننويسيد كه‌ نياز باشد به‌ منبعي‌ آدرس‌ بدهيد ولي‌ اگر لازم‌ شد كه‌ درچكيده‌ به‌ منبعي‌ آدرس‌ دهيد بايد تمام‌ مشخصات‌ منبع‌ يعني‌: زمان‌ چاپ‌ ، نام‌ نويسندگان،‌ نام‌ مجله‌ و غيره‌ راذكر كنيد .

مقاله ISI چگونه ارزيابي مي شود ؟

از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد.

اين گزارش حاوي اطلاعات ارزشمندي پيرامون مجله ها و رتبه بندي آنها مي باشد. فاكتور تأثير (Impact Faktor)، براي نخستين بار در سال 1995 و توسط بنيانگذار ISI گارفيلد Garfield مطرح شد و به سرعت به صورت دستورالعملي جهت گزينش بهترين مجله ها به كار رفت. حقيقت اين است كه اين فاكتور ابزار كاملي براي اندازه گيري كيفيت مقاله ها نمي باشد، بلكه چون روش بهتري وجود ندارد و در حال حاضر نسبت به ديگر معيارها براي ارزيابي علمي از مزايايي برخوردار است، لذا عموماً مورد استفاده قرار مي گيرد. JCR بيش از 7500 مجله معتبر را در حدود 200 حوزه موضوعي از سال 1997 به بعد در بر مي گيرد و با استفاده از آن مي توان مجله ها را در حوزه هاي تخصصي، طبقه بندي و شاخص هاي رتبه بندي آنها را بررسي كرد. JCR در دو نسخه موجود است، نسخه علمي آن در بر گيرنده بيش از 5900 ژورنال علمي و نسخه علوم اجتماعي مشتمل بر 1700 ژورنال است. JCR از طريق Web of knowledge به شرط پرداخت وجه اشتراك قابل بررسي است.

ضريب تاثير (IF) چيست؟

فاكتور تاثير به صورت ميانگين، تعداد ارجاعات به يك مورد قابل استناد (نظير مقاله پژوهشي، مقاله مروري، نامه، ياد داشت، چكيده و..) در يك مجله علمي در طول زماني معين تعريف شده است. فاكتور تأثير، تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتظر شده در دو سال قبل مجله تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در دو سال مذكور است. در مواردي فاكتور تأثير مجله بطور ميانگين (كه معدل فاكتور تأثير طول دوران فهرست شدن آن مجله در ISI مي باشد)، نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است. اين عامل همه ساله توسط ISI بر مبناي ارجاعات به هر يك از مجله هاي علمي آن محاسبه مي شود و نتيجه در گزارش JCR منتشر مي شود. اين ضريب نه براي مقاله يا نويسنده بلكه براي مجله محاسبه مي شود. محاسبه بر مبناي يك دوره سه ساله صورت مي گيرد.

چگونه يك مقاله ISI ارزيابي مي شود؟

براي اينكه بتوانيد يك مقاله بنويسيد، لازم است در اين زمينه اطلاعاتي داشته باشيد. اگر اين مقاله را براي مؤسسه اطلاعات علمي ISI مي نويسيد، احتمالاً برايتان مهم است كه بدانيد اين مقاله ها چگونه ارزيابي مي شود. امروزه ارزيابي مقاله هاي علمي يكي از دغدغه هاي جوامع علمي مي باشد. مؤسسه اطلاعات علميISI براي ارزيابي تحت پوشش فهرست نويسي خود، سه شاخص در نظر گرفته است: 1- فاكتور تأثير گذار (IF): اين شاخص مهمترين و در عين حال كاربردي ترين شاخص ارزيابي مجله ها از نظر ISI است.

2- شاخص فوري(Immediately): تعداد ارجاعات به مقاله هاي منتشر شده مجله در سال مورد ارزيابي تقسيم بر تعداد مقاله هاي منتشر شده در همان سال مجله مذكور است. اين شاخص در حقيقت شيب رشد منحني ارجاعات را بيان مي كند. 3- شاخص نيمه عمر استناد(Cited Half-Life):نيمه عمر ارجاعات يا نيمه عمر استناد، تعداد سال هايي است كه از سال ارزيابي بايد به عقب برگشت تا شاهد پنجاه درصد كل ارجاعات به مجله در سال مورد ارزيابي باشيم.

به عبارت ديگر، اين شاخص مدت زماني كه نيمي از كل استنادات به آن مجله صورت پذيرفته باشد را نشان مي دهد و در حقيقت سرعت كاهش ميزان ارجاعات به مجله را بيان مي كند. بديهي است كه وقتي مقاله هاي يك مجله ارزش خود را براي ارجاعات، زود از دست بدهند (مقاله ها سطحي باشند و خيلي زود بي ارزش شوند)، تنها به مقاله هاي جديد مجله ارجاع داده مي شود. اين موضوع باعث مي شود كه نيمه عمر ارجاعات به مجله كاهش يابد. بنابراين هر چه نيمه عمر ارجاعات به مجله بيشتر باشد، نشان مي دهد كه ارزش مقاله هاي مجله در طول زمان بيشتر حفظ شده است و هنوز مورد ارجاع قرار مي گيرند.

در مجموع هرچه نيمه عمرارجاعات به يك مجله بيشتر باشد، ارزش مجله بالاتر مي رود. در پايان هر سال، مجله هاي تحت پوشش فهرست نويسي ISI كه در فهرست وبگاه علم (Web of Science=WOB) قرار گرفته اند، ارزيابي مي شوند. معيارهاي ارزيابي و سنجش همان شاخص هاي ارزيابي ISI (سه شاخص اشاره شده دربالا) مي باشند. نتايج اين ارزيابي نيز درگزارش هاي ارجاع مجله JCR هر سال جهت اطلاع عموم اعلام مي شود. در بين فاكتورهاي بالا، فاكتور تأثير، كاربردي ترين شاخص مي باشد و امروزه به طور گسترده اي در درجه بندي و ارزيابي مجله هاي مورد استفاده قرار مي گيرد. اين فاكتور در حقيقت توانايي مجله و هيأت تحريريه آن را در جذب بهترين مقاله ها نشان مي دهد.

بانك اطلاعات ISI، مركزي براي فهرست نمودن و پوشش دادن جامع مهمترين مجله هاي علمي منتشره در دنيا به منظور تبادل اطلاعات ميان پژوهشگران مختلف مي باشد. پر واضح است كه منظور از پوشش جامع، فهرست نمودن كل مجله هاي علمي منتشر شده در جهان نمي باشد. چرا كه از طرفي مقرون به صرفه نيست و از طرف ديگر تمام مجله هاي نشر يافته در جهان از استانداردهاي ISI پيروي نكرده اند و از غناي علمي لازم برخوردار نيستند. ارزيابي مجله هاي علمي ISI به طور مستمر و مداوم هر دو هفته صورت مي گيرد.

ارزيابي كنندگان ISI در حدود 2000 عنوان جديد را سالانه مورد ارزيابي قرار داده و تنها 10 تا 12 درصد از مجله هاي علمي ارزيابي شده، انتخاب مي شوند. هر مجله علمي قبل از انتخاب شدن و فهرست شدن در ISI يكسري مراحل ارزيابي را پشت سر مي گذارند.

از جمله عوامل مورد ارزيابي و رعايت استانداردهاي بانك اطلاعاتيISI، كميته علمي منتخب مجله، تنوع بين المللي مقاله هاي چاپ شده درآن، نشر به موقع مجله و جايگاه نشر آن مي باشد. لازم به ذكر است كه هيچ يك از اين عوامل به تنهايي مورد بررسي و ارزيابي قرار نمي گيرد، بلكه با بررسي مجموع عوامل، يك امتياز كلي داده خواهد شد.

از جمله مواردي كه در ارزيابي مجله مورد توجه قرار دارد اين است كه عنوان مقاله ها، چكيده و كلمات كليدي بايد به زبان انگليسي باشد همچنين توصيه مي شود كه منابع نيز به زبان انگليسي نوشته شوند. اگر چه اطلاعات علمي مهم به تمامي زبانها به چاپ مي رسد، اما موارد ذكر شده بايد به زبان انگليسي باشد تا تحت داوري و ارزيابي ISI قرار گيرد زيرا ارزيابي كنندگان مجله هاي علمي در ISI نمي توانند عناوين ومنابع بكار رفته در مقاله ها را به زبان انگليسي ترجمه كنند. داوري علمي و تخصصي مقاله هاي چاپ شده در مجله توسط داوران نام آشناي علمي از جمله عمده ترين موارد مورد توجه ارزيابي كنندگان مي باشد كه گوياي اعتبار و غناي علمي مجله است. سه پايگاه WOS ، EST و JCR از معتبرترين پايگاه هاي علم سنجي هستند كه توسط مؤسسه اطلاعات علمي ISI تهيه و روز آمد سازي مي شوند.

پايگاه Essential Science Indicators) ESI بر مبناي دوره هاي زماني 10 ساله، به ارائه آمار در قالب شاخص هاي تعيين شده توليد علم از جمله رتبه علمي كشورها بر اساس تعداد توليدات علمي، تعدا كل استنادها و نسبت استناد به توليدات علمي مي پردازد. در پايگاه Web of Science(WOS) امكان جستجو و استخراج اطلاعات در طول دوره هاي زماني مختلف بر اساس شاخص هاي گوناگون علم سنجي وجود دارد.

پايگاه (JCR (Journal citation Reports به ارائه گزارش استنادي نشريه ها مي پردازد. از طرفي تعداد نشريه هايي كه هر كدام از اين پايگاه ها نمايه مي كنند نيز با ديگري متفاوت است.



برچسب‌ها: ملاك‏هاي محتوايي مقاله, روش, نتايج, ارجاع پايان‏نامه و رساله در منابع, آيين نگارش
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 21:16 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
منبع :  http://www.applyabroad.org/

 

 

 

 

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت دوم

آيين نگارش

چنان‏كه بيان شد، محقق بايد ابعاد سه گانه محتوايي، ساختاري و نگارشي مقاله را مورد توجه قرار دهد. آنچه تاكنون بيان شد، خلاصه‏اي از اصول محتوايي و ساختاري يك مقاله علمي بود. اكنون به بررسي اصول كلي آيين نگارش كه رعايت آن در تحرير مقاله علمي ضروري به نظر مي‏رسد، مي‏پردازيم.

الف) متن علمي تا حدّ ممكن بايد مختصر و مفيد باشد. به همين جهت لازم است از آوردن نقل قول‏هاي غيرضروري و حجم‏افزا، تفنن‏هاي شاعرانه و ذوقي، بيان‏هاي عاطفي واحساسي و گزافه‏نويسي اجتناب شود.

ب) از آوردن عبارت‏هاي مبهم، مغلق و پيچيده و واژه‏هاي نامأنوس بايد احتراز گردد.

ج) بايد از ذكر بندهاي طولاني و جمله‏هاي بلند خودداري شود.

د) مطالب بايد ساده، روان، جذاب و به گونه‏اي صريح و روشن بيان گردد.

ر) در نقل مطالب، ضروري است امانت‏داري را با ذكر مشخصات دقيق منبع رعايت نمود. هر چند در اين باب نبايد به دام افراط و تفريط - كه حمل بر فضل فروشي يا سهل‏انگاري است- افتاد.

ش) هر بخش از نوشته كه شامل يك انديشه و مطلب خاصي است، بايد در يك بند (پاراگراف) آورده شود.

ص) بايد از به كاربردن كلمات مترادف به جهت افزايش حجم اجتناب شود.

ط) بايد از به كاربردن افراطي حروف اضافه و حروف ربط در متن پرهيز گردد.

ع) بايد از به كاربردن تعبيرهاي نامناسب و عاميانه و استعمال الفاظ ناروا، ركيك و غيراخلاقي احتراز شود.

تايپ مقاله

امروزه تقريبا اكثر مجلات علمي، مقالات خود را به صورت تايپ شده مي‏پذيرند، بدين روي و براي تكميل شدن بحث، براي آشنايي مؤلفان محترم، برخي از اصول تايپ، بيان مي‏گردد.

الف) عنوان مقاله در وسط سطر و با فاصله چهار سانتي‏متر از بالا با قلم ياقوت، شماره شانزده تايپ مي‏گردد.

ب) نام مؤلف در زير عنوان و در وسط سطر و با فاصله 5/1 سانتي متر، با قلم ترافيك، شماره ده تايپ مي‏شود.

ج) رتبه علمي و محل خدمت مؤلف يا مؤلفان با علامت ستاره () يا شماره در پاورقي همان صفحه و با قلم لوتوس نازك شماره دوازده كه متناسب با قلم پاورقي است، تايپ مي‏گردد.

د) عناوين فرعي مقاله با شماره‏هاي تفكيك‏كننده مانند: 1.، 2.، 3.، و...، با قلم لوتوس سياه، شماره چهارده تايپ مي‏گردد.

ر) عناوين فرعي‏تر با شماره‏هاي تفكيك كننده 1.1، 2.1 و... با قلم لوتوس سياه، شماره سيزده تايپ مي‏گردد.

س) متن مقاله با قلم لوتوس نازك، شماره چهارده تايپ شده و ابتداي هر پاراگراف يا بند با كمي تورفتگي (اشپون) با فاصله 5/0 سانتي متر آغاز مي‏گردد.

ص) فاصله بين سطرهاي متن 5/1 سانتي متر و فاصله آنها از عنوان‏هاي فرعي دو سانتي متر است.

ط) فاصله حاشيه صفحه‏ها از هر طرف دو سانتي متر و از بالا و پايين نيز دو سانتي متر است و فاصله آخرين سطر با پاورقي يك سانتي متر است.

ع) نقل قول‏هاي مستقيم در داخل گيومه با قلم لوتوس نازك، شماره دوازده تايپ مي‏گردد.

ف) شماره صفحات در گوشه سمت چپ و بالاي صفحه تايپ مي‏گردد.

ق) مقاله فقط بر يك طرف صفحه تايپ مي‏شود.

ك) بايد در تايپ مقاله از به كاربردن قلم‏هاي متنوع و متفاوت اجتناب شود.

ل) قلم انگليسي لازم براي تايپ پاورقي، Times Mediumبا شماره هشت است و همين قلم براي انگليسي در متن و منابع با شماره ده استفاده مي‏شود.

ويرايش متن

ويرايش متن بر عهده ويراستار است كه بايد طبق قوانين مربوط به نشر و ضوابط علمي صورت دهد. هرچند ويرايش، وظيفه محقق نيست، براي آشنايي محققان، به توضيحي اجمالي در اين رابطه مي‏پردازيم:

هر اثر تحقيقي دو نوع ويرايش مي‏شود: ويرايش فني و ويرايش محتوايي.

ويرايش فنی

در ويرايش فني مسائلي از قبيل به دست دادن ضبط لاتيني نام‏ها يا معادل فرنگي اصطلاحات فني، تعيين محل تصاوير، اشكال و جدول‏ها، مراعات شيوه مناسب براي معرفي مشخصات كتاب‏شناسي، تهيه فهرست مندرجات، فهرست تفصيلي، واژه‏نامه، فهارس ديگر، تنظيم صفحه عنوان و صفحه حقوق، اعراب گذاري‏هاي لازم، تبديل مقياس‏ها و سنوات، توضيح لازم براي برخي از اصطلاحات، معرفي اجمالي بعضي از اعلام در صورت نياز انجام مي‏شود.



برچسب‌ها: ملاك‏هاي محتوايي مقاله, روش, نتايج, ارجاع پايان‏نامه و رساله در منابع, آيين نگارش
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 21:14 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
منبع : http://www.applyabroad.org

 

 

چگونه يك مقاله علمي بنويسيم؟

قسمت اول

این اصول برای تمام علوم اعم از انسانی ، فنی مهندسی ، پزشکی ، هنر قابل استفاده است.

مقدمه

مقاله علمي معمولاً در نتيجه پژوهش منطقي، ژرف و متمركز نظري، عملي يا مختلط، به كوشش يك يا چند نفر در يك موضوع تازه و با رويكردي جديد با جهت دستيابي به نتايجي تازه، تهيه و منتشر مي‏گردد. (اعتماد و همكاران، 1381، ص2) چنين مقاله‏اي در واقع گزارشي است كه محقق از يافته‏هاي علمي و نتايج اقدامات پژوهشي خود براي استفاده ساير پژوهشگران، متخصصان و علاقه‏مندان به دست مي‏دهد.

تهيه گزارش از نتايج مطالعات و پژوهش‏هاي انجام شده، يكي از مهم‏ترين مراحل پژوهشگري به شمار مي‏رود؛ زيرا اگر پژوهشگر نتواند دستاوردهاي علمي خود را در اختيار ساير محققان قرار دهد، پژوهش او هر اندازه هم كه مهم باشد، به پيشرفت علم كمكي نخواهد كرد؛ چون رشد و گسترش هر عملي از طريق ارائه و به هم پيوستن دانشِ فراهم آمده از سوي فردفرد انديشمندان آن علم تحقق مي‏يابد.

همان طور كه پژوهشگر پيش از اقدام به پژوهش، نيازمند توجه و بررسي يافته‏هاي علمي پژوهشگران قبل از خود است تا بتواند يافته‏هاي علمي خود را گسترش بخشد، ديگران نيز بايد بتوانند به يافته‏هاي پژوهشي او دسترسي پيدا كنند و با استفاده از آنها فعاليت‏هاي علمي خود را سازمان داده، در ترميم و تكميل آن بكوشند.

از امتيازهاي مهم يك مقاله مي‏توان به مختصر ومفيد بودن، بِروز بودن و جامع بودن آن اشاره كرد؛ زيرا محقق مي‏تواند حاصل چندين ساله پژوهش خود در يك رساله، پايان‏نامه، پژوهش، يا حتي يك كتاب را به اختصار در يك مقاله علمي بيان كند تا پژوهشگران ديگر بتوانند با مطالعه آن مقاله از كليات آن آگاهي يابند و در صورت نياز بيشتر، به اصل آن تحقيقات مراجعه كنند.

بدين منظور، امروزه نشريات گوناگوني در زمينه‏هاي مختلف علمي- پژوهشي نشر مي‏يابد و مقاله‏هاي به چاپ رسيده در آنها، اطلاعات فراواني را در اختيار دانش پژوهان قرار مي‏دهند. لازم است محققان با شيوه تدوين مقالات علمي آشنا باشند تا بتوانند با استفاده از شيوه‏هاي صحيح، با سهولت، نتايج تحقيقات و مطالعات خود را به صورت مقاله در اختيار علاقه‏مندان قرار دهند.

نوشتن مقاله مستلزم رعايت اصولي در ابعاد مختلف محتوايي، ساختاري و نگارشي است.

ملاك‏هاي محتوايي مقاله

يكي از مهم‏ترين ابعاد مقاله علمي، محتواي علمي و ارزشمنديِ كيفي آن است. مقاله بايد يافته‏هاي مهمي را در دانش بشر گزارش نمايد و داراي پيامي آشكار باشد؛ بنابراين پيش از تهيه مقاله، محقق بايد از خود بپرسد كه آيا مطالب او آن‏قدر مهم است كه انتشار آن قابل توجيه باشد. آيا ديگران از آن بهره خواهند برد؟ و آيا نتايج پژوهش او، كار آنها را تحت تأثير قرار خواهد داد؟ (هومن، 1378، ص 82). در اينجا به چندين اصل مهم از اصول و معيارهاي محتوايي پژوهش علمي اشاره مي‏گردد كه توجه به آنها قبل از تهيه مقاله به ارتقاي كيفيت آن كمك مي‏نمايد.

  • فرايند «تفكر»: تفكر، تلاش براي معلوم كردن مجهول با استفاده از علوم موجود است. (غرويان، 1368، ص11) بنابراين اساسي‏ترين محور محتوايي يك پژوهش علمي، آن است كه مجهولي را روشن نمايد. بر اين اساس، هر پژوهش علمي در پي پاسخ دادن به پرسش‏هايي است كه تاكنون براي مخاطبان كشف نشده است. از اين رو پژوهش علمي هميشه با طرح يك يا چند سئوال آغاز مي‏شود كه محقق در صدد پاسخگويي به آنهاست.
  • منطقي بودن: منطق كه راه درست انديشيدن (تصور) و صحيح استدلال آوردن (تصديق) را مي‏آموزاند، (مطهري، 1372، ص 21) ابزار ضروري يك مقاله علمي است و محقق بايد شايستگي لازم را در استدلال آوردن، تحليل محتوا و نتيجه‏گيري داشته باشد. قواعد تعريف، طبقه‏بندي، استنباط‏هاي قياسي و استقرايي، روش‏هاي مختلف نمونه‏برداري و غيره همه از ويژگي‏هاي منطقي يك مقاله علمي است كه محقق بايد به آنها توجه داشته باشد. (هومن، 1374، ص 19).
  • انسجام و نظام‏دار بودن: مرتبط بودن اجزاي مختلف مقاله با همديگر، همچنين متناسب بودن آنها با عنوان مقاله و ارتباط عناوين فرعي با همديگر، از جمله مواردي است كه به تحقيق، يكپارچگي و انسجام مي‏بخشد. بر اين اساس، محقق بايد عناوين فرعي مقاله خود را با نظمي منطقي از يكديگر مجزا كرده، ارتباط بخش‏ها را مشخص نمايد.
  • تراكمي بودن: از آنجا كه هدف پژوهش پاسخ به سئوال هايي است كه تا آن زمان دست كم از نظر محقق، پاسخي منطقي براي آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمي بايد از يك سو به منظور كشف دانش جديد، و از سوي ديگر، براي تكميل دانش، صورت پذيرد. بنابراين هدف اصلي يك مقاله، كشف يا تكميل دانش بشري است، نه تكرار دوباره آن با عبارات مختلف. (هومن، 1374، ص 20).
  • تناسب موضوع با نيازهاي فعلي جامعه علمي: هر پژوهش علمي بايد نيازهاي اساسي جامعه علمي خود را در نظر گرفته، در صدد حل آن مسايل برآيد؛ بنابراين از طرح موضوعاتي كه از اولويت تحقيقي برخوردار نيستند و جامعه علمي، بدانها نياز ندارد، بايد احتراز نمود.
  • خلاقيت و نوآوري: هر تحقيق علمي زماني مي‏تواند در ارتقاي سطح دانش، موفق و موثر باشد كه از فكري بديع و خلّاق برخوردار باشد. مقالاتي كه به جمع آوري صِرف بسنده مي‏كنند، نمي‏توانند سهم عمده‏اي در پيشرفت دانش بشري داشته باشند.
  • توضيح مطلب در حدّ ضرورت: از جمله مواردي كه محقق در گزارش نويسي پژوهش خود (مقاله) بايد بدان توجه كند، پرهيز از حاشيه‏روي و زياده‏گوييِ افراطي است؛ همچنان كه خلاصه‏گويي نبايد به حدّي باشد كه به ابهام و ايهام منجر شود؛ بر اين اساس محقق بايد به حدّي مطالب را تبيين كند كه مقصود وي براي خواننده، روشن شود.
  • متناسب بودن با نظريه‏ها: هر رشته علمي، متشكل از نظريه‏ها و قوانيني است كه مورد اتفاق صاحب‏نظران آن فن است. يافته‏هاي به دست آمده در تحقيقات ميداني يا توصيفي نبايد با قوانين كلي آن رشته تخصصي منافات داشته باشد.
  • اجتناب از كلي گويي: هدف نهايي علم، صورتبندي يك «نظريه»(3) و «تبيين كردن»(4) يكي از اصول مهم نظريه است. (دلاور، 1371، ص 33) از اين رو محقق بايد بتواند مباحث علمي خود را به روشني توضيح دهد و با زبان گويا آن را تبيين و از كلي گويي اجتناب نمايد.
  • گزارش روش‏شناسي تحقيق: «تحقيق»(5) فرايندي است كه از طريق آن مي‏توان درباره ناشناخته‏ها به جست و جو پرداخت و از آن، شناخت لازم را كسب كرد. در اين فرايند چگونگي گردآوري شواهد و تبديل آنها به يافته‏ها «روش‏شناسي»(6) ناميده مي‏شود. اين سئوال كه چگونه داده‏ها بايد گردآوري شود و مورد تفسير قرار گيرد، به طوري كه ابهام حاصل از آنها به حداقل ممكن كاهش يابد؟» از موارد مهم تحقيق علمي است. (سرمد و همكاران، 1379، ص 22). يك تحقيق علمي زماني مي‏تواند مطالب خود را به اثبات برساند كه از روش گردآوري مناسبي برخوردار، و آن روش‏ها در مقاله به خوبي بيان شده باشد.

ساختار مقاله علمي

نوشتن مقاله مستلزم داشتن طرحي مدوَّن است. در گزارش يك تحقيق نه تنها بايد ارزش‏هاي محتوايي را مراعات كرد، بلكه بايد از ساختار روشمندي نيز پيروي كرد. امروزه تحقيقات فراواني انجام مي‏شود، اما تنها بخش كوچكي از آنها در مقالات منتشر مي‏گردد. يكي از دلايل آن، عدم مهارت محقق در تهيه و تدوين ساختاري مقاله علمي است.

ساختار مقاله و تهيه گزارش از يك پژوهش علمي، با توجه به روش به كار گرفته شده در پژوهش، متفاوت است. دانشمندان در يك تقسيم بندي كلي، روش‏هاي استفاده شده در علوم را به دو دسته تقسيم مي‏كنند. روش‏هاي كمي كه در آنها از داده‏هاي كمّي در تحقيق استفاده مي‏شود (تحقيقات ميداني) و روش‏هاي كيفي كه در آنها از داده‏هاي كيفي (تحقيقات كتابخانه‏اي) استفاده مي‏شود.(سرمد و همكاران، 1379، ص 78).

مراحل گزارش يك پژوهش (مقاله) با توجه به روش اتخاذ شده در تحقيق، با تفاوت هايي بيان مي‏گردد.

به دليل يكسان بودن هر دو روش در مراحل مقدماتي، و براي پرهيز از تكرار در اينجا مراحل مقدماتي را به صورت مجزا مي‏آوريم.

مراحل مقدماتي گزارش پژوهشي

موضوع يا عنوان مقاله

عنوان، مفهوم اصلي مقاله را نشان مي‏دهد و بايد به طور خلاصه، مضمون اصلي پژوهش را نشان دهد.

عنوان مقاله بايد جذاب باشد، يعني به گونه‏اي انتخاب شود كه نظر خوانندگان را كه معمولاً ابتدا فهرست عناوين مندرج در يك مجله علمي را مي‏خوانند به خود جلب نمايد. همچنين عنوان بايد كوتاه و گويا و تنها بيانگر متغيرهاي اصلي پژوهش باشد. تعداد كلمات در عنوان را حداكثر دوازده واژه بيان كرده‏اند. (سيف، 1375، ص 12).

نام مؤلف يا مؤلفان و سازمان وابسته

بعد از عنوان پژوهش، نام مؤلف يا مؤلفان ذكر مي‏شود و در سطر زير آن، نام دانشگاه يا مؤسسه كه هر يك از مؤلفان در آن مشغول به كارند، مي‏آيد. اگر پژوهش به وسيله دو يا چند نفر انجام بگيرد و همه آنها به يك دانشگاه يا مؤسسه وابسته باشند، نام مؤسسه يك‏بار، آن هم به دنبال نام مؤلفان ذكر مي‏شود. اما اگر هر يك از مؤلفان به سازمان خاصي وابسته باشند، بايد بعد از نام هر يك از آنان، بلافاصله نام مؤسسه‏اي كه به آن وابسته‏اند، ذكر شود. ترتيب قرار گرفتن نام مؤلفان به دنبال يكديگر، معمولاً متناسب با ميزان مشاركت آنان در انجام پژوهش است؛ اما اگر ميزان مشاركت همه افراد در اجراي پژوهش يكسان باشد، اسامي آنان به ترتيب حروف الفبا در دنبال هم قرار مي‏گيرد. (هومن، 1378، ص 84).

چكيده

چكيده، خلاصه جامعي از محتواي يك گزارش پژوهشي است كه همه مراحل و اجراي اصلي پژوهش را در خود دارد. هدف‏ها، پرسش‏ها، روش‏ها، يافته‏ها و نتايج پژوهش، به اختصار، در چكيده آورده مي‏شود. در متنِ چكيده بايد از ذكر هرگونه توضيح اضافي خودداري شود. مطالب چكيده بايد فقط به صورت گزارش (بدون ارزشيابي و نقد) از زبان خود پژوهشگر (نه نقل قول) به صورت فعل ماضي تهيه شود.

چكيده در حقيقت بخشي كامل، جامع و مستقل از اصل گزارش در نظر گرفته مي‏شود و نبايد پيش از انجام گزارش، پژوهش تهيه شود. طول چكيده براي مقاله، بستگي به روش‏هاي خاص هر مجله دارد و معمولاً بين صد تا 150كلمه پيشنهاد شده است.

واژگان كليدي

معمولاً در انتهاي چكيده، واژگان كليدي پژوهش را بيان مي‏كنند تا به خواننده كمك كنند، پس از خواندن چكيده و آشنايي اجمالي با روند تحقيق، بفهمد چه مفاهيم و موضوعاتي در اين مقاله مورد توجه قرار گرفته است. معمولاً با توجه به حجم و محتواي مقاله، پنج تا هفت واژه كليدي در هر مقاله بيان مي‏شود. (سرمد، 1379، ص 321).



برچسب‌ها: ملاك‏هاي محتوايي مقاله, روش, نتايج, ارجاع پايان‏نامه و رساله در منابع, آيين نگارش
ادامه مطلب
[ سه شنبه بیست و سوم مهر 1392 ] [ 21:11 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
با سلام خدمت دوستان گرامی به پیوست نامه سرگشاده رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران به وزیر محترم علوم و تحقیقات برایتان ارسال می گردد. جهت ارتقاء سطح علمی رشته مددکاری اجتماعی لطفا در وبلاگ های خود نامه را قرار دهید.
 
 با تشکر و سپاس از شما همدلان عزیز
 


برچسب‌ها: رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران
[ دوشنبه سی ام دی 1392 ] [ 23:59 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


نگارش طرح تحقیق یا پروپوزال یکی از مهمترین تکالیف یک دانشجو است. چگونگی نگارش پیشنهاده می تواند موفقیت شما را در امر پژوهش و نگارش پایان نامه و همچنین اقناع اساتیدتان تضمین کند و باعث شود بسیار سریع تر کار نگارش پایان نامه ی خود را شروع کرده و به پایان رسانید. همچنین طرح تحقیق است که نشان می دهد در طی کار پژوهشی خود موفق خواهید بود یا خیر.

از این رو در این پست نکاتی را انتخاب کرده ایم که به شما در زمینه ی پیشنهاده نویسی کمک خواهد کرد. موفق باشید.


نحوه نگارش پروپوزال

پروپوزال يا طرح تحقيق ، پيش نويس پ‍ژوهشي است كه شما مي بايست براي اخذ مدرك تحصيلي خود انجام دهيد. در پروپوزال ، شما به معرفي موضوعي كه براي پايان نامه خود انتخاب كرده ايد ، توضيح اهميت آن موضوع ، ذكر پ‍‍ژوهش هايي كه در گذشته در اين باره صورت گرفته ، و نتايجي كه فكر مي كنيد از تحقيق خواهيد گرفت می پردازيد. هم چنين روش يا روش هايي كه در پژوهش از آن ها بهره خواهيد گرفت را ذكر مي كنيد.

شكل پروپوزال بنا بر هدفي كه از آن داريد و يا به مقتضاي رشته تحصيلي شما مي تواند قدري متغير باشد. اما شكل بندي بنيادين آن ، همواره بايد شامل عنوان بندي ها و بخش هاي زير باشد :

1- موضوع تحقيق ( Project Title )

ذيل اين عنوان مي بايست عنوان دقيق تحقيق خود را ذكر كنيد. براي مثال :

Project Title:     Women Role in Southeast Thailand

 

2- توضيح موضوع و اهميت آن ( Importance and Statement of Topic )

در اين بخش مي بايست جوانب موضوع ، چگونگي ارتباط آن با رشته تحصيلي مورد نظر ، و اهميت موضوع به لحاظ علمي و كاربردي را توضيح دهيد.

 

3- ادبيات تحقيق و پژوهش هاي مرتبط ( Review of Literature and Relevant Topics)

زير اين عنوان ، بايد توضيح مختصري درباره پژوهش هايي كه پيش از شما روي اين موضوع و موضوعات نزديك به آن انجام شده بدهيد. در اين بخش در واقع بايد به ذكر پژوهش هايي بپردازيد كه شما قصد داريد يافته هاي آن ها را تكميل كنيد ، اشتباهات آن ها را رفع نماييد و يا نتايج آن ها را رد كنيد.

 

4- اهداف و فرضيه ها ( Aims and Hypothesizes )

در اين بخش بايد به ذكر نتايجي بپردازيد كه فكر مي كنيد از تحقيق خواهيد گرفت. توضيح دهيد كه از انجام تحقيق چه هدفي داريد؟ به كدام سمت حركت مي كنيد؟ و فكر مي كنيد به كجا خواهيد رسيد؟

 

5- روش ها و ابزار هاي تحقيق ( Methodology )

در اين قسمت توضيح دهيد كه در انجام پروژه از چه روش هاي علمي سود خواهيد برد و چه ابزارهايي را براي رسيدن به اهداف تحقيق به خدمت خواهيد گرفت.

 

6- منابع( References )

فهرستي از منابعي كه فكر مي كنيد از آن ها استفاده خواهيد كرد و به كار شما مرتبط هستند را الفبايي و منظم كنيد و در اين بخش بياوريد.

 

*نكات مهم

 

1- پروپوزال را با موضوع شروع نكنيد، بلكه عنواني مانند مثال زير را در روي جلد بياوريد و بعد متن پروپوزال را بنويسيد :

 

A PhD / Master Dissertation Proposal Presented to

The Department of Gerontology

Faculty of Gerontology

University Putra Malaysia

By : Maryam Mobini

2- اين نكات را در مورد انتخاب و نگارش تيتر پروژه رعايت كنيد :

الف ) سعي كنيد موضوع روشن و ساده باشد. از خوشگل كردن عنوان تحقيق خودداري كنيد !

ب ) عنوان پروژه را به صورت خلاصه اي فشرده از آن چه در ذهن داريد در نظر بگيريد. سعي كنيد با همان يك جمله عنوان پروژه بتوانيد چارچوب كلي تحقيق و هدف هايتان را به خواننده منتقل كنيد. عنوان كار شما بايد كاملاً مشخص كند كه شما مي خواهيد چه چيز را و در چه شرايطي مطالعه كنيد.

پ ) در جمله بندي عنوان پروژه دقت كنيد تا چيدمان آن طوري باشد كه آن چه اصل موضوع تحقيق شماست از فرع آن قابل تشخيص باشد. به اين دو مثال دقت كنيد:

1- Red-haired Musicians and Their Preferences for Music Style

2- Music Style Preferences of Red-haired Musicians

در اين جا هر دو جمله ظاهراً يك مفهوم را منتقل مي كنند:"سليقه موزيسين هاي مو قرمز در انتخاب سبک موسيقي" . اما عملاً تفاوتي بين اين دو وجود دارد و آن هم اين است كه در جمله اول ، تعبير خواننده اين است كه توجه بيشتر ما به موزيسين هاي مو قرمز است و ما اول موزيسين هاي مو قرمز را بررسي مي كنيم و بعد به سليقه موسيقيايي آن ها مي پردازيم. اما در جمله دوم بر عكس ، اولويت به سبك هاي موسيقي و سليقه موسيقيايي داده شده و موزيسين هاي مو قرمز در درجه دوم قرار دارند.

ت ) سعي كنيد كلمات اضافي را از عنوان پروژه حذف كنيد . دو مثال زير در واقع يكي هستند ، اما شماره 2 مقبوليت بيشتري دارد :

1- The Systematic Development which has occurred during last 50 years and has Changed the face of Southeast Asia

2- Changes and Development in Southeast Asia

 

3- در مورد (1)هدف هايي كه از تحقيق داريد و (2) ابژه اي كه براي مطالعه انتخاب كرده ايد (Objectives) حتماً دقت كنيد كه در رابطه كامل با هم باشند و در نگارش پروپوزال سعي كنيد كه اين رابطه را به خوبي نمايش دهید. منظور اين است كه مثلاً اگر هدفي كه مي خواهيد به آن برسيد ، نامناسب بودن عروسك هاي باربي براي تربيت دختران هست ، انتخاب ابژه اي مانند جامعه دختران 15 ساله ساكن منطقه 20 تهران ، نا مناسب و نامربوط به نظر مي رسد. توجه داشته باشيد كه بهترين ابژه را براي رسيدن به هدفتان انتخاب كنيد.

4- در زمينه چگونگي انتخاب روش تحقيق نيز ، وضع به همين ترتيب است. سعي كنيد مناسب ترين ، عملي ترين ، علمي ترين و هم خوان ترين روش را براي پژوهش مورد نظرتان انتخاب كنيد. 

5- پروپوزال را تميز و با بخش بندي مناسب تحويل دهيد. سعي كنيد مرز بين عنوان ها مشخص باشد و مطالب را بر روي 1 روي كاغذ A4 تايپ كنيد.

6- حجم پروپوزال میبایست برای دوره های کارشناسی ارشد حداقل 5 صفحه و برای دکتری حداقل 8 صفحه باشد. در این میان حداقل یک صفحه به ادبیات تحقیق و حداقل یک صفحه به منابع تحقیق اختصاص دهید. سعی کنید از منابع جدید و به روز استفاده نمایید و همه ی منابع پروژه فارسی زبان نباشند. هم چنین توجه بفرمایید فونت استاندارد برای پروپوزالTimes and New Romans  با سایز 12  است.

7- از نوشتن موارد اضافه در پروپوزال ، مثل عريضه نويسي براي استاد راهنما و غيره ، جداً خود داري كنيد. از توضيح اضافه هم پرهيز كنيد.

8- در مورد نگارش انگليسي ، حتماً درباره متن پروپوزال با يك مترجم و يا كسي كه انگليسي ادبي را به خوبي مي داند مشورت كنيد. متن پروپوزال می بایست به لحاظ علمی و ادبی هیچ غلطی نداشته باشد.

9- پروپوزال را جدي بگيريد! سنجش علمي شما در واقع فقط از طريق پروپوزال ميسر است . پس تمام تلاش و دانش خود را براي تنظيم آن به كار بگيريد.


برچسب‌ها: راهکار, نگارش, طرح تحقیق, پروپوزال
[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 18:0 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]



                                         

                                                                                               

            

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن .

            نلسون ماندلا


برچسب‌ها: نلسون ماندلا
[ جمعه پانزدهم آذر 1392 ] [ 11:56 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

شكرگزار آنچه دارید باشید

و قدر آنرا تا وقتی كه از شما گرفته نشده است بدانید

                             زیرا وقتی می فهمید كه دیگر دیر شده است..











                               خدایا شکرت


برچسب‌ها: شكرگزاری
[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 11:51 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


هراس و اضطراب

 

روی چهارخانه جلوی هر عبارتی را که در مورد شما درست است کلیک کنید

 
 


  همیشه یک نوع حالت دل نگرانی و تشویش دارم.
  بدون آنکه دلیلی برای آن ببینم همیشه یک نوع احساس ترس در وجودم هست.
  سریع از کوره در می روم و دست و پایم را گم می کنم.
  احساس می کنم که دارم خُرد می شوم.
  هیچ چیز در زندگیم درست نیست و هر لحظه ممکن است بلایی بر سرم بیاید.
  خیلی وقتها در دست و پایم احساس لرزش می کنم.
  همیشه سردرد، گردن درد و کمر درد دارم.
  احساس می کنم که ضعیف هستم و بسرعت خسته می شوم.
  همیشه احساس ناآرامی دارم و نمی توانم یک گوشه آرام وقرار بگیرم.
  خیلی وقتها در قلبم احساس پرش می کنم.
  همیشه یک نوع احساس سرگیجه دارم.
  تا به حال چندبار پیش آمده که حالت غش به من دست داه است و همواره احساس می کنم اینکار دوباره تکرار می شود.
  خیلی وقتها تنگی نفس می گیرم.
  نوک انگشتانم گزگز می کند و یک نوع احساس خواب رفتگی در آنها می کنم.
  اکثرا یبوست دارم؛ اسهال می گیرم؛ معده درد دارم.
  بیش از حد معمول باید به دفعات برای ادرار به توالت بروم.
  کف دستانم همیشه عرق کرده است.
  خیلی وقتها احساس می کنم که صورتم گرم و سرخ شده است.
  بسختی بخواب می روم و در خواب هم خستگی ام درنمی رود.
  بسختی می توانم خودم را کنترل و آرام کنم.
     

 

 

 

 

جمع کل نمرات این تست:


 

یک توضیح کوتاه

 

ترس یکی از احساسات پایه ای انسان است و معمولا ما زمانی این احساس را داریم که چیزی در درون و یا بیرون از ما این احساس را

بوجود می آورد. خیلی از انسانها از داشتن احساس ترس شرم دارند و فکر می کنند آدم قوی نباید بترسد. از کودکی نیز به بچه می گویند قوی باش و نترس و هر کسی را که می ترسد نابالغ می خوانند. ولی حقیقت این است که ترس یکی از بهترین دوستان انسان است. ترس یک پیغام دهنده است؛  ترس احساسی است که انسان را از خطر آگاه می کند و در کل روان وظیفه حفظ سلامتی را بعهده دارد. بدون ترس دیگر نمیشد کسی را از خطر پریدن از ساختمانی بلند آگاه ساخت و یا بدون احساس ترس هیچ جانداری از جلوی ماری که آماده نیش زدن است فرار نمی کرد...  بنابراین نقش طبیعی احساس ترس آگاهی ساختن و حفاظت موجود زنده است.

ولی هراس و اضطراب با ترس فرق دارند. اگر انسان با دیدن شیری درنده ترس برش بدارد و فرار کند می گوییم وی ترسیده است و به وی حق می دهیم که آنطور عمل کند. چراکه هم موضوع ترس ساز (شیر) وجود دارد و هم اینکه با این ترس انسان از خطر دور می شود. ولی اگر کسی  همیشه یک نوع احساس ترس داشته باشد که  موقع راه رفتن در خیابان یکهو شیری در سر راهش ظاهر شود  می گوییم وی دچار هراس و اضطراب است. تشخیص هراس و اضطراب همیشه به ساده گی مثال شیر نیست. انسانهایی که مبتلا به هراس و اضطراب هستند معمولا از علت واقعی ترس خود خبر ندارند ولی وجود ترس خود را به چیزهای مختلف نسبت می دهند. مثلا دانش آموزی را در نظر بگیرید که هر وقت امتحان دارد شب خوابش نمی برد. اسهال می گیرد. دلش درد می گیرد. احساس سرگیجه می کند وغیره. آیا درست است که بگوییم وی از امتحان می ترسد؟ خیر. چیزی که وی از آن می ترسد و چیزی که باعث می شود وی از امتحان بترسد نکته دیگری است. برای مثال اینکه می خواهد و باید بهترین باشد (شاید مادر و پدرش هم این  را در وی تقویت کنند)  و این نکته در دلش ترس درست می کند. وقتی احساس ترس را لمس می کند روانش احساس خطر می کند و وظیفه روانش این است که وی را از خطر دور کند. بنابراین عکس العمل های جسمی وی طوری ظاهر می شوند که هم خود وی  و هم دیگران به این می رسند که بیمار است:  اسهال دارد، سردرد و شکم درد دارد و ...

هر آدمی موقع امتحان دلواپسی دارد و اصولا این دلواپسی باعث می شود که برای امتحان خودش را آماده کند. ولی در مورد دانش آموزی که از امتحان هراس دارد وضع بصورت دیگری پیش می رود. چون بیمار است پس در سر جلسه حاضر نمی شود و چون لازم نیست امتحان بدهد دلواپسی اش در آن لحظه فروکش می کند و روان وی بطور ناآگاه می آموزد: برای دوری از دلواپسی مریض بشو. وقتی این حالت بوجود آمد دایره ترس کامل می شود و از آن ببعد هر وقت امتحان دارد همان نشانه ها در روان و جسمش ظاهر می شوند.

 

 

                           توضیح جمع کل نمرات این تست

 

در این تست نمره  بین 5 الی 20  نشاندهنده هراس و اضطراب خفیف است.

 

اگر جمع نمراتتان در این تست بین 20 الی 40 قرار دارد,  دچار هراس و اضطراب متوسط شده اید.

اگر نمراتتان در این تست از 40 به بالا است دچار هراس و اضطراب شدید  شده اید.

 

در هر سه حال و بخصوص در مورد هراس متوسط و شدید مراجعه به متخصص برای درمان هراس و اضطراب بسیار ضروری است.

 

همانطوری که از توضیح کوتاه بالا معلوم است هراس و اضطراب اختلالاتی هستند که در طول زندگی آموخته می شوند. اضطراب و هراس چیزهای قابل علاجی هستند و هرچه زودتر برای علاج آنها اقدام شود نتیجه بهتری می دهند.



منبع:    http://katayoonahangar.com                                                                                         



برچسب‌ها: تست, آزمون, تست ترس و هراس
[ پنجشنبه دوم آبان 1392 ] [ 11:25 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
اصطلاح نامه روانشناسي(و،ه،ی)


اصطلاح نامه روانشناسي(ن)


اصطلاح نامه روانشناسي(ل،م)


اصطلاح نامه روانشناسي(ف،ق،ک،گ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ط،ظ،ع،غ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ش،ص،ض)


اصطلاح نامه روانشناسي(س)


اصطلاح نامه روانشناسي(ز،ژ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ر)


اصطلاح نامه روانشناسي(د،ذ)


اصطلاح نامه روانشناسي(خ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ح)

اصطلاح نامه روانشناسي(ج)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ث)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ت)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(پ)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ب)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(واژگان روانشناسی)


اصطلاح نامه روانشناسي(ن)


اصطلاح نامه روانشناسي(ل،م)


اصطلاح نامه روانشناسي(ف،ق،ک،گ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ط،ظ،ع،غ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ش،ص،ض)


اصطلاح نامه روانشناسي(س)


اصطلاح نامه روانشناسي(ز،ژ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ر)


اصطلاح نامه روانشناسي(د،ذ)


اصطلاح نامه روانشناسي(خ)


اصطلاح نامه روانشناسي(ح)

اصطلاح نامه روانشناسي(ج)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ث)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ت)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(پ)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(ب)

 

اصطلاح نامه روانشناسي(واژگان روانشناسی)



 منبع:http://psychologists.blogfa.com


برچسب‌ها: دیکشنری, روانشناسی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:53 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
دا

دانلود فايل‌هاي علمي - پژوهشي

(فارسي و انگليسي) 

براي دانلود فايل موردنظر مي‌توانيد بر روي آن كليك نموده و

سپس از قسمت "Save file to your PC" در پايين صفحه فايل را دريافت نماييد: 

مقاله‌هاي فارسي:

 

مقاله‌هاي انگليسي:

 منبع:http://psychologists.blogfa.com


برچسب‌ها: دانلود, فايل‌, علمي, پژوهشي, فارسي
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:48 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
فهرست مطالب با موضوع

دانلود كتاب‌هاي الكترونيكي (e-Book)

(فارسي و انگليسي) 

براي دانلود فايل موردنظر مي‌توانيد بر روي آن كليك نموده و

سپس از قسمت "Save file to your PC" در پايين صفحه فايل را دريافت نماييد:

 

كتاب‌هاي فارسي:

 

كتاب‌هاي انگليسي:

 



           منبع:          http://psychologists.blogfa.com


برچسب‌ها: دانلود, كتاب‌, الكترونيكي, e, Book
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:45 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


. این بخش با عنوان "معرفی فیلم" با هدف آشناسازی مخاطبان عزیز با فیلم‌هایی است که مضامین روان‌شناسی، اختلال‌های روان‌شناختی، مفاهیم معنی‌گرا، مثبت‌گرا و ... دارند.

  

     در این قسمت، جدولی از فیلم‌های مثبت‌گرا قرار داده شده است.

ردیف

نام فیلم

سال تولید

موضوع محوری

1

Avatar

2009

تحسین زیبایی‌ها

2

Kung Fu Panda

2008

اعتماد به نفس

3

Bucket List

2007

رضایت از زندگی

4

Waitress

2007

انگیزۀ پیشرفت

5

The Ultimate Gift

2006

نقش دین و معنویت در سلامت‌روان

6

Mongolian Ping-Pong

2005

گشودگی به تجربه

7

Pride and Prejudice

2005

ارتباط مثبت

8

Hotel Rwanda

2004

شجاعت

9

Good bye Lenin!

2003

رازداری

10

Seabiscuit

2003

آینده‌نگری

11

Billy Elliot

2000

غرقه شدن

12

Chicken Run

2000

امید به آینده

13

Beauty and the Beast

1991

مهربانی

14

Office Space

1999

رضایت شغلی

15

Life is Beautiful

1997

شادکامی

16

Mandela

1996

سخت‌کوشی

17

Dead Man Walking

1995

اعتدال

18

Forrest Gump

1994

نظم

19

Philadelphia

1993

انصاف

20

Fried Green Tomatoes

1991

شادی

21

Driving Miss Daisy

1989

صمیمیت و پیوندجویی

22

My Left Foot

1989

خویشتن‌داری

23

Amadeus

1984

خلاقیت

24

Places in the Heart

1984

مسئولیت‌پذیری

25

Ghandi

1982

تواضع و فروتنی

26

Ordinary People

1980

خوش‌بینی

27

Scenes from a Marriage

1973

فراخوان‌های عاطفی مثبت

28

Zorba the Greek

1964

شوخی و خنده

29

The Miracle Worker

1962

امید

30

The African Queen

1951

هوش هیجانی

 

منبع: مجلۀ سپیدۀ دانایی، سال سوم، شمارۀ 33، اسفند 1388 و فروردین 1389


برچسب‌ها: جدول فیلم‌های مثبت‌گرا
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:38 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

بمنظور تست بينايي خود اگر قادر به مشاهده يكي از اعداد زير نيستيد، مـبـتـلا بـه كور رنگي ميباشيد:

۲۵                                                                           ۲۹

۴۵                                                                         ۵۶

۶                                                                      ۸

 


برچسب‌ها: تست, کور رنگی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:35 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

کلمه ها بر احساسها و اندیشه ها تاثیر می گذارند
احساسها بر افکار و کلمه ها مؤثرند
اندیشه ها بر کلمه ها و احساسها تاثیر می گذارند




بگوییم : از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید متشکرم
نگوییم : ببخشید که مزاحمتان شدم

بگوییم : در فرصت مناسب کنار شما خواهم بود
نگوییم : گرفتارم

بگوییم : راست می گی؟ راستی؟
نگوییم : دروغ نگو
بگوییم : خدا سلامتی بده
نگوییم : خدا بد نده


بگوییم : هدیه برای شما
نگوییم : قابل ندارد

بگوییم : با تجربه شده
نگوییم : شکست خورده


بگوییم: قشنگ نیست
نگوییم : زشت است

بگوییم: خوب هستم
نگوییم: بد نیستم


بگوییم : مناسب من نیست
نگوییم : به درد من نمی خورد

بگوییم : با این کار چه لذتی می بری؟
نگوییم : چرا اذیت می کنی؟


بگوییم : شاد و پر انرژی باشید
نگوییم : خسته نباشید
بگوییم: من
نگوییم: اینجانب


بگوییم: دوست ندارم
نگوییم: متنفرم
بگوییم: آسان نیست
نگوییم: دشوار است


بگوییم : بفرمایید
نگوییم : در خدمت هستم
بگوییم : خیلی راحت نبود
نگوییم : جانم به لبم رسید


بگوییم : مسئله را خودم حل می کنم
نگوییم : مسئله ربطی به تو ندارد
 


برچسب‌ها: معجزه, کلمات, احساس, اندیشه, افکار
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:24 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

قوانینی برای شادی:


 1   -  وقتی اشتباهی را در سن بالا انجام می دهیم خودتان را سرزنش می کنید
 که من که سنی ازم گذشته چرا؟ولی خودتان را سرزنش نکنید
 زیرا وقتی شما بزرگتر می شوید لزوما داناتر نخواهید شد ..این را به یاد داشته باشید ..
 

 
     2  - اگر بپذیری که گذشته ها گذشته و تأسف و افسوس دردی را دوا نمیکند
از حال راضی خواهید بود ..
مگر می توان زمان را به عقب بازگردانید؟
این که بگویید کاش این کار را انجام نداده بودم مشکلی را حل نخواهد کرد .

 
3_    به نظر من اجتماعی بودن و مهربانی و گذراندن روزی بدون رنجاندن دیگران
 بسیار با ارزش تر از داشتن مدرن ترین فن آوری است .
یادت باشه اونا فقط ابزاری هستند برای شاد کردن تو ..
شادی رو میتوان در چیزهای راحت تری جستجو کرد

 
 
 4   - در زندگی هدف کوتاه مدت و بلند مدت داشته باشید ..
اهداف کوتاه مدت مانند پله هایی برای اهداف بلند مدت عمل می کنند ..

 
 
  5 -     در طرز تفکر انعطاف پذیر باشید .به دلایل دیگران نیز گوش دهید ..
اگر فکر کنی همه ی جواب ها را می دانی راه به جایی نخواهی برد .
 
 

6 - مشاور خود باشید و به ندای عقل و درون خود گوش دهید.
انگار کسی با شما حرف می زند ..این یعنی خود آگاهی..
..بد نیست .گاهی خودتان را به جای طرف مقابل بگذارید
 
                                                                                                            
 
7 - وقتی کسی از شما سوالی پرسید که از پاسخ مطمئن نیستید ..
سریع جواب ندهید تا 10 بشمارید ..کمی مکث می تواند از بروز مشکلات زیادی جلوگیری کند .
 

 
8 -    بعضی ها فکر می کنن اگه پای همسایه شون بشکنه اونا بهتر راه میرن .
.با تحقیر کسانی که از تو موفقترند  یا خصوصیت برجسته ای دارند تو بالاتر نخواهی رفت ..
 

 9 -  قدر چیزهایی که در حال حاضر دارید بدانید  سپس به دنبال چیزهای بهتری باشید .
..رمز خوشبختی این است  ارزش چیزی که اکنون دارم بدانم
چون چیزهایی که الان دارم واقعی هستند و چیزی که در آینده هست شاید هرگز به دست نیاید .
.پس همیشه در آینده زندگی کردن خطاست.

 
 
10  -  مرتب و آراسته لباس پوشیدن می تواند به روز شما قشنگی و جلا دهد،
 آگاهانه رفتار کنید و به استقبال روز بروید ..
بیدار شوید ، دوش بگیرید ..شوخی و صحبت کنید فموهایتان را شانه کنید .
مسواک بزنیدو لباس تمیز و مرتبی بپوشید و عطر بزنید .
انگار دارید برای یک مصاحبه ی شغلی یا جشن تولد می روید ..
مطمئن باشید آن وقت آن روز هم برای شما شاداب و پر انرژی خواهد بود ...

 
11  - حتما سعی کنید یک سیستم اعتقادی داشته باشید ،نمی خواهم شعار مذهبی بدهم اما کسانی که
 سیستم اعتقادی دارند در مواقع بحران صبر و تحمل بیشتری دارند .
به خاطر ندارم این جمله از کیست ولی به نظرم برای آنهایی که به هیج چیز اعتقاد ندارند
 با کمی تعمق بسیار کارساز خواهد بود .
این که بهتر است به خداوند اعتفاد داشته باشی و بعد از مرگ متوجه شوی طرز فکرت اشتباه بوده
تا این که اعتقاد نداشته باشی و بعد از مرگ متوجه شوی که خداوند وجود دارد .
..البته نه صد در صد ولی به نظرم جمله در خور تفکریست

 
اعتقاد یعنی آرامش از بودن هدف و دعا کردن و دریافت انرژی مثبت ..
حتی اگر تلقین باشد ..زندگی شما را زیبا خواهد کرد
با افراد بی اعتقاد همکلام شدن تنها انسان را به سمت پوچی و مرگ تدریجی سوق می دهد .
 

12   - زمان اندکی را به خودتان اختصاص دهید شاید تنها 10 دقیقه ..
برای تجدید قوا ...هیچ کاری نکنید فقط عمیق و آرام نفس بکشید
و چشمانتان را ببندید و به صدای تنفس خود گوش دهید ..

 
13 -  یه وقت هایی لازم است به خودمان بخندیم ..
دقیقا عید امسال بود ..من لازانیا درست کرده بودم .بعد از شام قبل از این
 که آماده شستن ظرف ها بشم ظرف کثیف لازانیا از دستم افتاد و شکست .
در اون زمان تنها به خودم می خندیدم ..میدونید چرا؟/چون شستن ظرف پیرکس
 لازانیا کار سختی هست و خوشحال بودم که این ظرف قبل از شستن شکست نه بعد از اون ...
 

14 -    همیشه احتمال شکست وجود دارد و هرگز نمیدانید کدام قسمت از تلاشتان نتیجه خواهد داد
برای به وجود آمدن یک درخت سیب کاشت 100 دانه لازم است تا یک یا دو عدد به بار بنشیند .
.بعضی از کارها را بدون چشم داشت و تنها به خاطر دلتان انجام دهید مثل 98 دانه ای
 که ثمری نداشت هر چند که باعث اطمینان خاطر باغبان از ثمر بخش بودن کِشت است .

 
15  -  هیچ گاه احساستان را سرکوب نکنید .آن ها را به شیوه ی درستی ابراز کنید .
.حتی در زمان عصبانیت فقط تا 10 بشمارید تا کاری نکنید که بعد ها پشیمان  شوید .
از کسانی که برای شما کاری انجام می دهند تشکر کنید ..
اگر کسی را دوست دارید به او بگویید
چه اشکالی دارد صبح قبل از رفتن به سر کار پدر و مادرتان را در آغوش بگیرید
میدونین با این کار چه روز زیبایی را برای آنها رقم زده اید؟
 

 
16   - این هنر را که چه زمانی باید از موضوع یا شخصی خود را کنار بکشید.در خود پرورش دهید ...
اگر ارتباط و پیوند شما با کار و یا با کسی در حال کمرنگ شدن و تمام شدن و متضرر شدن شما  است
 به جای این که به خودتان با ادامه آن صدمه بزنید یاد بگیرید که آن را کنار بگذارید.

                                                                                                                           
 
17 -  فرض کنید رئیس یک اداره ،خلبان یک هواپیما، مادر یک خانواده پر جمعیت هستید
 اگر مریض شوید چه کسی زندگی شماو کسانی که به شما وابسته اند  را اداره خواهد کرد .
.پس از خودتان مراقبت کنید

 
18   -  سعی کنید جوان بمانید :واقعا فکر می کنید جوان ماندن به سن کم است؟
هستند کسانی که در ظاهر جوانند ولی هیچ احساسی از حرارت و شوق و شور در آن ها نیست
  و در عوض کسانی هستند که با این که از آنها سنی گذشته است
 وجودشان به هر محفلی شادی و خوشحالی می بخشد و همیشه سرحال و شادابند ..
جوان ماندن یک حالت روحی است نه جسمی .
 
.
19   - به محض این که در بروز و پیش آمدن مشکلی پذیرفتی که مقصر نیستی از آن بگذر .
لزومی ندارد که با مرور دوباره آن به دنبال موردی برای محکومیت خودت باشی .
 

20  -  اگر نسبت به چیزی که می خواهید به کسی قرض بدهید وسواس دارید
،آن را قرض ندهید چون همیشه احتمال عدم بازگشت آن است .
اگر برگشتنش برای شما خیلی مهم است پس قرض ندهید .
 

 
21 -   با افراد مثبت معاشرت کنید آنهایی که شما را بالا می کشند و دید مثبتی به زندگی دارند .
.کسانی که با دیدنشان احساس شعف می کنید و شما را می خندانند .
حامی شما هستند و تشویق تان می کنند و به شما روحیه می دهند تا به رویارویی با زندگی بروید.

22 -  هیچ گاه در پی گرفتن انتقام نباشید اگر این کار را بکنبد شما نیز به
 سطح آن افراد تنزل پیدا خواهید کرد و بعدا پشیمان خواهید شد
 
 

 
      و کلام آخر را  برای کسانی که می گویند با این همه مشکلات زندگی
             نمیتوان به این حرف ها عمل کرد می گویم

می‌شود در مرداب  شنا کرد و تصور کرد که در دریا شنا می‌کنی
این تغییری در ماهیت مرداب  ایجاد نمی‌کند
ولی مسلما  شنا را تحمل‌پذیرتر می کند...
خدا رو چه دیدی ..شاید به دریا رسیدی
 


برچسب‌ها: قوانین, شادی, طرز تفکر
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:22 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


                                                 طلاق


یکی از پدیده های طبیعی و موجود در جامعه که می تواند بر روی رشد رفتاری کودکان تأثیری مخرب برجای بگذارد پدیده ی طلاق است.

متأسفانه در جامعه ی ما نیز میزان طلاق رشد پیدا کرده است و عدم توجه به آسیب شناسی آن برای کودکان موجب زیان های جبران ناپذیری می گردد.

اگرچه طلاق باعث می شود که کودکان واکنش های هیجانی عذاب آوری را تحمل کنند اما این شدت احساسات با توجه به سن، جنسیت و سرشت آن ها فرق می کند.

ناپختگی کودکان پیش دبستانی و اوایل دبستانی باعث می شود آن ها نتوانند دلیل نهفته در جدایی والدینشان را درک کنند. آن ها غالبا خود را سرزنش می کنند و احساس می کنند پدر و مادر می توانند رهایشان کنند. اما کودکان بزرگتر بهتر می توانند دلایل نهفته در طلاق والدین خود را درک کنند و همین عذاب آن ها را کمتر می کند. برخی از کودکان به اقدامات ناخوشایندی مثل فرار از خانه، فرار از مدرسه و فعالیت جنسی پیش از موقع و بزهکاری روی می آورند. اما همه ی کودکان بزرگتر به این صورت واکنش نشان نمی دهند. برخی از آنها با طلاق والدین رفتار پخته تری را نشان می دهند. در خانواده هایی که مادر سرپرستی را به عهده دارد پسرها مشکلات بیشتری را تجربه می کنند.

سازگاری کودکان 2 سال بعد از طلاق بهبود می یابد اما تعداد کمی از آنها تا اوایل بزرگسالی همچنان مشکلات جدی دارند.

عامل تعیین کننده در سازگاری مثبت بعد از طلاق، فرزندپروری کارامد است خصوصا اینکه والد سرپرست چگونه با استرس کنار می آید و کودک را از تعارض مصون نگه می دارد.

داشتن تماس با پدری که سرپرستی را به عهده ندارد برای هر دو جنس مهم است. در مورد دخترها یک رابطه ی خوب پدر-فرزند به رشد دگرخواهی جنسی کمک می کند. در مورد پسرها نیز داشتن رابطه با پدر بر سلامت روانی تأثیر می گذارد. پژوهش ها نشان داده اند وقتی پدر سرپرستی را بر عهده می گیرد، پیامدهای آن برای پسرها بهتر است. پدرها بیش از مادرها رفتار خوب پسرها را تحسین می کنند و اخلالگری آن ها را کمتر نادیده می گیرند.

گرچه طلاق برای کودکان عذاب آور است، ماندن در خانواده ی تحت فشار و آشوب زده بدتر از انتقال به خانواده ی کم تعارض و تک والد است. در صورتی که والدین مطلقه اختلافات خود را کنار بگذارند و از نقش یکدیگر در فرزندپروری حمایت کنند فرزندان آن ها شانس بیشتری برای رشد خوب، پایدار و خشنود کننده دارند.

دلسوزی و مراقبت اعضای خانواده، معلمان، خواهر-برادرها و دوستان نیز در کاستن از تأثیرات مخرب و درازمدت طلاق مؤثر است.

 

توصیه های مراقبتی

*       کودکان خود را از تعارض دور نگه دارید: مشاهده ی تعارض شدید والدین، برای کودکان بسیار طاقت فرساست. اگر یکی از والدین بر ابراز خصومت اصرار ورزد، چنانچه والد دیگر عینا پاسخ ندهد کودکان بهتر با آن سر می کنند.

*       تاجایی که می توانید شرایط زندگی کودکان را با ثبات و قابل پیش بینی کنید: در صورتی که زندگی کودکان باثبات باشد، مثال مدرسه، اتاق خواب، پرستار بچه و برنامه ی روزانه ی آنها تغییر نکند، در مدتی که طلاق روی می دهد بهتر می توانند خود را سازگار کنند.

*       طلاق را برای کودکان توضیح دهید و به آنها بگویید چه انتظاری داشته باشند: اگر کودکان برای جدایی والدینشان آماده نشده باشند، از متارکه خیلی بیشتر به وحشت می افتند. باید به آنها گفته شود که مادر و پدر آنها دیگر باهم زندگی نخواهند کرد. کدامیک از والدین آنها را ترک خواهد کرد. و چه موقعی آنها خواهند توانست آن والد را ببینند. اگر امکان آن وجود داشته باشد پدر و مادر باید باهم طلاق را برای کودکان توضیح دهند. والدین باید دلیلی برای طلاق بیاورند که کودک بتواند آن را درک کند و به وی اطمینان دهند که او در این ماجرا تقصیری ندارد.

*       بر دائمی بودن طلاق تأکید کنید: خیالپردازی درباره ی اینکه بالاخره یک روز والدین دوباره در کنار هم خواهند بود به کودکان اجازه نمی دهد که واقعیت زندگی فعلی خود را بپذیرند. باید به کودکان گفته شود که طلاق قطعی است و آنها نمی توانند برای تغییر دادن این واقعیت کاری انجام دهند.

*       به احساس های کودک از روی همدلی پاسخ دهید: کودکان برای احساس های غم، ترس و خشم خود به پاسخهای حمایت کننده و قابل فهم نیاز دارند. برای اینکه کودکان خوب سازگار شوند، باید به هیجان های عذاب آور آنها اعتنا کرد نه اینکه آنها را نادیده گرفت یا از آنها اجتناب ورزید.

*       رابطه ی مستمر با هر دو والد را ایجاد کنید: زمانی که والدین از خصومت مداوم خود با همسر سابق خلاص می شوند و به نیاز کودک برای ادامه دادن رابطه با والد جدا شده توجه می کنند کودکان بهتر سازگار می شوند. پدر بزرگ و مادر بزرگ ها و سایر اعضای خانواده با جانبداری نکردن، می توانند به این امر کمک کنند.


برچسب‌ها: رشد, طلاق د, ضعف, مهارت, توصیه های مراقبتی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:17 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

 آزمون قاطعیت رو در وبلاگ قرار دادم تا بتونید خودتون بیازمایید. چنانچه فکر می کنید که از قاطعیت ضعیف یا متوسطی برخوردارید که باعث اختلال در روابط دوستی و شغلی تون می شه مراجع کردن به یک مشاور یا روان شناس می تونه به نفع شما باشه. موفق باشید.

 


    خیلی زیاد:5    زیاد:4    متوسط: 3   کم:2    خیلی کم: 1                           


آیا با دیگران همراهی و هم فکری می کنید چون از مخالفت با آنها می ترسید؟      

آیا اجازه ی هدایت خود به سمت موقعیت هایی که نمی خواهید را می دهید؟

  آیا نمی توانید آرزوهای مشروع خود را ابراز کنید؟

  آیا حقوق دیگران را از حقوق خود مهمتر می شمرید؟

  آیا از آنچه دیگران می گویند یا می کنند زود آزرده می شوید؟

  آیا بدون دلیل احساس بدبختی می کنید؟

  آیا به خاطر یادنگرفتن ایستادگی احساس رانده شدن به اطراف می کنید؟

  آیا به خاطر عدم ارتباط نزدیک با دیگران احساس تنهایی می کنید؟

  آیا به خاطر محدود کردن تجارب خود احساس حقارت می کنید؟

  آیا در شناخت حقوق خود مشکل دارید؟

  آیا در شناخت حقوق دیگران و اطرافیان مشکل دارید؟

  آیا همیشه منتظرید تا اتفاق خوبی در زندگی شما رخ دهد؟

  آیا اگر شکست بخورید یا بازنده شوید نگران و خشمگین می شوید؟

  آیا فکر می کنید دیگران بیش از حد در زندگی شما دخالت می کنند؟

  آیا گفتن احساساتتان به فرد مقابل برایتان سخت است؟

  آیا درخواست کردن برای شما سخت و زجرآور است؟

  آیا موقع درخواست کردن یا رد کردن سخت است که به چشمان فرد مقابل نگاه کنید؟

  آیا هنگام درخواست کردن یا رد کردن دچار دلهره و اضطراب می شوید؟

  آیا در دوست یابی و نگه داشتن دوستان مشکل دارید؟

آیا از جواب منفی دیگران واهمه دارید و می رنجید؟


نمره ی شما در قاطعیت............................


بین 21 تا 35: شما نسبتا فرد قاطعی هستید و می توانید با کمترین مشکل با دیگران رابطه داشته باشید و دیگران کمتر از شما رنجیده خاطر می شوند.

بین 36 تا 70: شاید در برخی جنبه ها فرد قاطعی به نظر برسید اما هنوز موارد زیادی هست که باید در قاطعیت و جرأت ورزی بیاموزید. شما در ایجاد و نگاه داشتن رابطه با مردم دچار اندکی هراس و دلهره هستید و شاید برخی مسائل و خواسته های خود را قربانی ملاحظه کاری خود کرده اید.

بین 71 تا 105: شما در ارتباط با مردم بسیار مشکل دارید و دارای مهارت های بسیار ضعیفی در جرأت ورزی و قاطعیت هستید. ارتباط با مردم برای شما بسیار دشوار است و شاید غالبا ترجیح دهید تا تنها باشید. از دیگران بسیار زود آزرده خاطر می شوید و از اینکه نمی توانید درخواست دیگران را رد کنید و به خواسته های خود برسید بسیار از خود آزرده اید. شما فکر می کنید دیگران بسیار زیاد حقوق شما را پایمال کرده اند.


برچسب‌ها: تست, آزمون, آزمون قاطعیت
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:14 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

زنان در حق مردان مادری کرده و با آن ها مانند بچه رفتار می کنند.


آیا هرگز چنین مواردی را به همسرتان گفته اید؟

- عزیزم کیف پولت رو فراموش نکنی

- موقع برگشتن فراموش نکنی لباس ها را از خشکشویی بگیری.

-  قبض برق را پرداختی؟

- می دانی مخزن سوخت تقریبا دیگه تمام شده؟

- یادت رفت میز رزرو کنی؟ خب اشکالی نداره خودم تلفنی این کار رو برایت انجام می دم.

- چندبار باید گفت این حوله های خیس رو روی زمین نینداز.

اگر با این لباس نازک بیرون بری حتما سرما می خوری........

این اشتباه یکی از معمول ترین و مخرب ترین عادات ارتباطی با مردهاست. به گونه ای با آنان رفتار می کنیم گویی کودکی بیش نیستند و این طور فرض می کنیم که ناتوان هستند و نمی توانند از خودشان مراقبت کنند و نیاز دارند که ما زندگیشان را بگردانیم.

یادمان باشد:

هنگامی که با یک مرد مانند بچه ی کوچکی رفتار می کنید او نیز شما را مأیوس نکرده به مانند بچه ای کوچک با شما رفتار خواهد کرد. هنگامی که انتظار دارید ناتوان، درمانده و ضعیف باشد او نیز ناتوان، درمانده و ضعیف می نماید.

سریع ترین راه ممکن برای کشتن عشق، شور و حال و حرارت یک رابطه، مادری کردن در حق نامزد یا همسرتان است.

راه حل:

- از انجام دادن کارهایی که همسرتان می تواند خودش انجام دهد پرهیز کنید.

- با همسرتان مانند شخصی لایق، دانا، توانا و قابل اعتماد رفتار کنید.

- آنگونه که مادرها با بچه ها صحبت می کنند با او صحبت نکنید.

- مسئولیت هایی را که دوست دارید به عهده بگیرد به او واگذار کنید و چنانچه اشتباه هایی مرتکب می شود مسئولیت ها را از او سلب نکنید.

- هرگز وسوسه نشوید او را نجات دهید. به او اجازه دهید اشتباه کند و عواقب آن را نیز بپذیرد.

به خاطر داشته باشید کنار گذاشتن این عادت ها چندان هم ساده نیست اما چنانچه موفق شوید این عادت ها را کنار بگذارید؛ احساس زنانگی بیشتری خواهید کرد و همسرتان نیز به نوعی احساس مردانگی بیشتری خواهد کرد.


برگرفته از کتاب: رازهایی درباره ی مردان... دکتر باربارا دی آنجلیس


برچسب‌ها: زنان, مردان مادر, بچه, رفتار
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:6 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

(((( رشد طلاق در سايه ضعف مهارت‌های جنسی ))))

---------------------------------------------------------------------------

سایت ملت آنلاین: رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفته است كه«آمار طلاق در سه سال گذشته با روند رشد ۱۴ درصدي مواجه بوده و قطعا مسئولان بايد به اين مسئله توجه داشته باشند.» كارشناسان خانواده و سلامت جنسي مي‌گويند كه علت ۳۰ تا ۴۰ درصد طلاق‌ها در ايران مشكلات جنسي است. زنگ خطر! طلاق در چهار سال گذشته بيش از 10 درصد رشد داشته است، اما هنوز حرف‌زدن از مهم‌ترين علت طلاق يعني روابط جنسي زو‌ج‌ها تابو است.


ثبت حدود ۱۱۸ هزار واقعه طلاق تا پايان دي‌ماه 1390

بسياري از كارشناسان دلايلي چون شناخت ناكافي زوج‌ها از يكديگر، دخالت خانواده‌ها، توقعات نامعقول دو طرف از هم، عدم وفاداري، اعتياد، مشكلات عاطفي، مشكلات اقتصادي، مهريه‌هاي سنگين، كوتاه‌بودن مدت آشنايي، تفاوت راه‌هاي آشنايي دو طرف، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري و از همه بيش‌تر عدم مهارت در روابط جنسي را به عنوان عوامل مهم افزايش آمار طلاق معرفي مي‌كنند.

 بر اساس آخرين آمار اعلام شده از سوي سازمان ثبت‌احوال در ده ماهه امسال 117 هزار و 847 واقعه طلاق در كشور ثبت شده است. اگر اين آمار با آمار طلاق سال‌هاي گذشته مقايسه شود به وضوح مي‌توان روند رو به رشد طلاق در جامعه ايران را حس كرد، رشدي كه گويي هيچ چيز از جمله هشدارهاي مكرر كارشناسان و مسئولان مانع آن نشده است.

درباره اين آمار رو به رشد همين بس كه چندي پيش يكي از مسئولان دادگستري از وجود ١٢ هزار پرونده طلاق توافقي طي يك‌ماه در سراسر كشور خبر داد و گفت كه اين نوع طلاق، ‏دومين موضوع پرونده‌هاي مدني است. اوضاع بدتر هم مي‌شود وقتي كه به اين آمار رو به رشد، آمار طلاق عاطفي هم اضافه شود.

اوضاع آن قدر خراب است كه يك استاد دانشگاه معتقد است كه اگر كشور ما يك گام ديگر در حوزه طلاق بردارد، بر سكوي چهارم آمار طلاق در دنيا خواهد ايستاد.  براساس آمارهاي ثبت احوال در 9 ماهه سال 1390، 104 هزار و 992 واقعه طلاق به ثبت رسيده كه نسبت به‌مدت مشابه سال قبل 1/4درصــد افـزايش داشته است.

مدتي قبل هم رئيس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفته بود كه«آمار طلاق در سه سال گذشته با روند رشد 14 درصدي مواجه بوده و قطعا مسئولان بايد به اين مسئله توجه داشته باشند.»


مهم‌ترين عامل طلاق و تابوهاي بازدارنده

آمار و علائم طلاق نشان مي‌دهد كه جامعه ايران با يك آسيب جدي اجتماعي روبه‌رو است. كارشناسان مسائل اجتماعي هم كمابيش به اين موضوع مي‌پردازند و دلايلي براي آن ذكر مي‌كنند. بسياري از كارشناسان دلايلي چون شناخت ناكافي زوج‌ها از يكديگر، دخالت خانواده‌ها، توقعات نامعقول دو طرف از هم، عدم وفاداري، اعتياد، مشكلات عاطفي، مشكلات اقتصادي، مهريه‌هاي سنگين، كوتاه‌بودن مدت آشنايي، تفاوت راه‌هاي آشنايي دو طرف، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري و از همه بيش‌تر عدم مهارت در روابط جنسي را به عنوان عوامل مهم افزايش آمار طلاق معرفي مي‌كنند.

 از اين موارد فقر و بيكاري و مهريه‌هاي سنگين در دسته علل اقتصادي طلاق قرار مي‌گيرد. ازدواج بدون شناخت و مطالعه قبلي، خشونت عليه زنان و فرهنگ مردسالاري را مي‌توان جزو علل فرهنگي طلاق محسوب كرد. اعتياد، خيانت به همسر و عدم مهارت در روابط جنسي نيز در شاخه علل اجتماعي طلاق جاي مي‌گيرد.

از ميان اين دلايل مهارت نداشتن در ارتباط جنسي قرباني زيادي مي‌گيرد، اما به دلايل مختلف از جمله تابو بودن اظهارنظر عمومي درباره مسائل جنسي، كمتر به آن پرداخته مي‌شود. كارشناسان خانواده و سلامت مي‌گويند كه علت 30 تا 40 درصد طلاق‌ها در ايران مشكلات جنسي است.

در بررسي علل و عوامل طلاق در ايران، مشكلات جنسي مسكوت مانده است، در حالي كه حقيقت آن است كه بيش‌تر طلاق‌ها ناشي از ناآگاهي‌هاي جنسي است. طبق برخي اظهارنظرها 25 تا 40 درصد مردان و زنان ايراني از اختلالات و ضعف جنسي رنج مي‌برند. اختلال توانايي جنسي به عنوان يكي از بيماري‌هاي شايع جوامع بشري است و در جامعه ايران معمولا به علت شرم و حيا از ديد بيماران پنهان و امكان معالجه و درمان آن فراهم نمي‌شود.


كارد بر استخوان و انفعال مسئولان

پيامدهاي مخرب طلاق تا حدودي مسئولان را هوشيار كرده است، مسئولاني كه متاسفانه به همه‌چيز از زاويه طرح و لايحه‌هاي ضربتي نگاه مي‌كنند. در اين ميان دولت هم خطر اين بحران را احساس كرده است. مدتي قبل رئيس مركز امور زنان و خانواده از تقديم برنامه‌هاي ستاد پيشگيري از طلاق براي تصويب به مجلس شوراي اسلامي خبر داد و گفته بود در اين لايحه وظايفي براي دستگاه‌هاي مختلف همچون آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها، ثبت‌احوال، قوه‌قضاييه، صدا و سيما براي جلوگيري از طلاق تعريف شده است.

 مجلس هم نگران است. يك عضو كميسيون اجتماعي مجلس نيز با ابراز نگراني از رواج طلاق در جامعه مي‌گويد: در صورت عدم توجه مسئولان به افزايش معضل طلاق، در آينده نزديك بايد منتظر بروز بحران‌هاي اجتماعي در سطح جامعه باشيم. يكي ديگر از نمايندگان مجلس نيز تنها راه كاهش آمار طلاق در جامعه را فرهنگ‌سازي و توسعه سطح معيشتي مردم مي‌داند و...

 از اين دست اظهارنظرهاي مسئولان كم نيست. اين اظهارنظرها فقط نشان مي‌دهد كه كارد به استخوان رسيده و مسئولان هم اين را متوجه شده‌اند وگرنه در عمل هيچ اقدام مثبت و رو به جلويي ديده نمي‌شود و موريانه طلاق در حال خوردن پايه نهاد خانواده است.


برچسب‌ها: رشد, طلاق د, ضعف, مهارت, جنسی
[ پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 ] [ 16:5 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

اختلال  تبدیلی چیست؟


اختلال تبدیلی که قدیم‌ ترها هیستری نامیده می ‌شد، اختلال نسبتا شایع روان‌ پزشکی است که بازتابی از تعارضات ناخودآگاه بوده و در عین حال که وجود یک اختلال طبی دیگر را به ذهن می ‌آورد، ناشی از عوامل روان ‌شناختی است.

حدود یک‌ سوم مردم دنیا در طول عمر دچار بعضی از علایم این اختلال می ‌شوند ولی لزوما بیمار هیستریک نیستند.

این اختلال حدود 5 تا 15 درصد مشاوره ‌های روان ‌پزشکی در بیمارستان ‌های عمومی را شامل می ‌شود.

زنان حداقل دو برابر و گاهی تا 10 برابر مردان مبتلا می ‌شوند و علایمی که نشان می‌ دهند سمت چپ بیشتر از سمت راست بدن است.

این اختلال در تمام سنین یعنی از کودکی تا کهنسالی دیده می‌ شود ولی شروع آن قبل از 10 سالگی و پس از 35 سالگی نادر است.

همچنین این اختلال در افراد کم ‌سواد و طبقات اقتصادی پایین و روستاییان و همچنین افراد نظامی که موقعیت‌ های جنگی را تجربه کرده‌ اند بیشتر دیده می‌ شود.

این بیماری در افراد خانواده بیماران مبتلا بیشتر دیده می‌ شود که تا حدودی ناشی از یادگیری فرزندان از والدین است.

اختلالات جسمی و خصوصا بیماری ‌های عصبی شیوع قابل ‌ملاحظه ‌ای در میان این مبتلایان دارند و از میان اختلالات روان ‌پزشکی، افسردگی و اختلالات اضطرابی، با اختلال تبدیلی در زنان ارتباط دارند. اختلالات شخصیت نیز به کرات همراه با اختلال تبدیلی مشاهده می‌ شوند، خصوصا اختلال شخصیت نمایشگر در زنان و اختلال شخصیت ضد اجتماعی در مردان.

علت

اختلال تبدیلی در اثر واپس زدن تعارضات ناخودآگاه و تبدیل اضطراب به یک علامت جسمی ایجاد می ‌شود.

علایم این اختلال بیمار را قادر می ‌سازد به دیگران چنین القا کند که وی نیاز به توجه ویژه و درمان به خصوص دارد و همچنین یک ابزار غیرکلامی برای کنترل کردن یا بازی دادن دیگران می‌ باشد.

با تصویربرداری از مغز، مشخص شده است که در این بیماران، متابولیسم نیمکره غالب، کاهش و متابولیسم نیمکره غیر غالب، افزایش می ‌یابد.

این اختلال زمانی تشخیص داده می ‌شود که درمانگر، ارتباطی ضروری و اساسی بین علت علایم عصبی و عوامل روان‌ شناختی پیدا کند و این نشانه‌ ها نباید نتیجه تمارض و یا اختلال ساختگی (که در آن فرد علایم یک بیماری را آگاهانه تقلید می ‌کند) باشند.

علایم

در اختلال تبدیلی، بی ‌حسی و مورمور شدن در اندام‌ ها، کری، کوری، حرف نزدن و فلج عمومی بدن دیده می‌ شود.

علایم حرکتی نیز شامل حرکات غیرطبیعی، اختلال در راه رفتن، ضعف عمومی، فلج، لرزش، تیک و حرکات پرتابی می ‌باشد.

تشنج‌ های کاذب علامت دیگری در اختلال تبدیلی است و تفکیک آن ها از تشنج‌ های واقعی گاهی سخت است.

بیمار مبتلا به اختلال تبدیلی با کنار زدن تعارض ‌های درونی و همچنین جلب ‌توجه دیگران به منافع خود می‌ رسد و همین موضوع موجب تکرار این رفتار می‌ شود.

علایم ایجاد شده مدت کوتاهی طول می‌ کشند و معمولا خود به خود برطرف می ‌شوند.

درمان

روان‌ درمانی حمایتی درمان را تسهیل می ‌کند.

مهم‌ ترین ویژگی درمان، برقراری ارتباط درمانگر با بیمار است. نباید به بیمار گفت که تو مشکلی نداری و یا این که علایم خیالی هستند زیرا بیماری وی شدیدتر می ‌شود.

می ‌توان از داروهای ضداضطراب و همچنین آرام ‌سازی عضلانی (ریلاکسیشن) استفاده کرد.

هیستری جمعی

یکی از جالب ‌ترین انواع هیستری ‌ها، هیستری جمعی است. این اختلال که نمونه ‌ای از رفتارهای جمعی است شامل گسترش سریع و ناگهانی یک علامت یا یک سری علایم در یک گروه از افراد سالم است که هیچ توجیه فیزیکی و طبی برای آن یافت نمی ‌شود.

در حقیقت این افراد به طور ناگهانی اعتقاد پیدا می ‌کنند که به وسیله یک عامل خارجی بیمار شده ‌اند.

به تعبیر دیگر هیستری جمعی بروز یک سری علایم فیزیکی در عده‌ای از افراد به صورت دسته‌ جمعی است به‌ صورتی که یک بیماری ارگانیک را مطرح می ‌کنند ولی در واقع از یک علت روانی منشأ می ‌گیرند.

اولین مورد گزارش شده از هیستری جمعی در ایران در سال 1365 در یک مدرسه دخترانه در استان کرمان بوده است، به طوری که افراد مبتلا به صورت حاد دچار اضطراب و نگرانی شده بودند. در سال 1371 و بعد از واکسیناسیون کزاز نمونه ‌گیری از هیستری جمعی در 21 دختر دانش‌ آموز در یک روستا از استان کرمان گزارش شد. بعد از تزریق واکسن علایمی به صورت غش و صرع کاذب، لرزش، اختلال دید، سردرد، تعریق و سوزش دست در یکی از دانش ‌آموزان بروز کرد و به دنبال آن 9 دانش‌‌آموز دیگر نیز علایم مشابهی را تجربه کردند.

اصول درمان این اختلال عبارت است از: حفظ خونسردی و آرامش، جدا کردن افراد مبتلا از غیرمبتلا، خالی کردن محل بروز برای بررسی دقیق. به ‌طور مثال تعطیل کردن مدرسه، بررسی دقیق تمام علت‌‌ های احتمالی، بهره‌ گیری از تکنیک‌ های کاهش اضطراب و... .

دکتر پرویز مظاهری - دبیر علمی انجمن روان ‌پزشکان ایران


برچسب‌ها: اختلال, تبدیلی, اختلال تبدیلی
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:52 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


مامان دلم درد مي کند...

هيچ چيز مثل خبر ناگهاني بيماري يکي از بچه ها، آن هم در صبح زود ، وقتي همه برنامه هاي آن روز پيش بيني شده، زندگي مان را به هم نمي زند. دست تنها چه کار کنم؟ توي اداره هزار تا کار دارم يا از فلال دکتر وقت گرفته ام، آن هم از دو ماه پيش. اين خبر ناگوار است، هم از لحاظ بيماري فرزند و هم دست و پا کردن کسي براي نگهداري و يا مراقبت از او ، و بالاخره تغيير برنامه. قرار ملاقات ها و برنامه هاي تدارک ديده شده از قبل.

آمارها نشان داده است که هشتاد درصد مادراني که روزهاي کاري خود را از دست مي دهند ، تقديم فرزند بيمارشان شده است که بسيار زيبا و طبيعي است.

گاهي اين مساله ، منجر به کدورت بين زن و شوهر مي شود ، کدام يک بايد از برنامه خود بگذرد و کدام يک بايد مراقبت را به عهده گيرد؟ صد البته اغلب مادران هستند که بايد کاري کنند.

آمارها نشان داده است که هشتاد درصد مادراني که روزهاي کاري خود را از دست مي دهند ، تقديم فرزند بيمارشان شده است که بسيار زيبا و طبيعي است. اين مساله براي همه بچه ها پيش مي آيد و چاره اش آگاهي بيشتر است براي يافتن راهکار مناسب شايد با توجه به موارد زير بتوانيم تا حدي چاره انديشي کنيم.

 

گام اول: آيا فرزندم به اندازه اي مريض است که ناچاراً بايد در خانه بماند؟

متخصصين معتقدند کودکان با کمي کسالت حتماً مجبور نيستند در خانه بمانند، آن ها سه نشانه ي بارز براي نگاه داشتن کودک در منزل را پيشنهاد مي کنند.

1- سستي و بي حالي بيش از حد. داشتن سرگيجه ، تا به آن حد که کودک قادر نباشد فعاليت هاي روزانه اش (راه رفتن، غذا خوردن، ...) را دنبال کند و موارد اضطراري مثل داشتن اسهال شديد ، استفراغ (بيش از يکبار)

2- ادامه خوردن دارو بنا به تجويز پزشک که مربيان و يا معلمين قادر به پي گيري آن نيستند و تعهدي نيز نسبت به آن ندارند.

3- مبتلا بودن کودک به بيماريهاي واگيردار (سرخک، اوريون، آبله مرغان و...) که مي تواند براي ساير کودکان خطرناک باشد. تب کودکان چنانچه بعد از تلقيح واکسن باشد ، نمي تواند مسأله آفرين باشد اما چنانچه همراه با تغييرات عمومي ديگر اعم از سرفه هاي شديد ، سستي و رخوت، سرگيجه ، بي اشتهائي و...  و به طور کلي عوض شدن حالات طبيعي آن ها باشد ، قطعاً عارضه اي است که بايد جدي گرفته شود.

 



برچسب‌ها: مادران شاغل, بخوانند, کودک
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:49 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

فواید در آغوش کشیدن و بغل کردن برای سلامتی:


بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.

درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.



ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."

دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "

در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:



- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.

- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود.

دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.

انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.

ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.

مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.


شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.




وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید.



تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.

بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن...

- احساس خوبی به شما می دهد.

- حس تنهایی را از بین می برد.

- بر ترس غلبه می کند.

- دریچه احساساتتان را باز می کند.

- اعتماد به نفس را بالا می برد.

- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.

- روند پیر شدن را کندتر می کند.

- اشتها را فرو می نشاند.

- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

- با بیخوابی مبارزه می کند.

- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.

- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.

- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.

- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.

- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.

- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).

فواید بیشتر بغل کردن

- از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند)

- هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد)

- روزهای شاد را شادتر می کند.

- فضاهای خالی زندگی را پر میکند.

- حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند.


برچسب‌ها: فواید, آغوش کشیدن, بغل کردن, سلامتی, هورمون
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:45 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

طرز برخورد با افراديکه شما را تحقير مي كنند:


برگرفته شده از مجموعه ي مردمان


واکنش نشان دادن در مقابل افرادي که شما را خوار کرده و ارزش هـايتـان را زير سؤال مي برند، قدري دشوار و دردناک است. گاهي اوقات زخم هايي که اينگونه افراد به شما وارد مي آورند، ممکن است تا ابد باقي بمانند.

در اين قسمت من چند تکنيک شخصي به شما آموزش مي دهم تا ياد بگيريد چگونه مي توان از پس اين افراد برآمد:

بايد توجه داشته باشيد که افرادي که شما را تحقير مي کنند و قصد آسيب رساندن به شما را دارند، در درجه اول بايد خودشان را بيازارند تا بتوانند شما را آزرده کنند.

بايد بدانيد که يک انسان کامروا، موفق، و با اعتماد به نفس هيچ نيازي به تحقير ديگران ندارد. شايد اين افراد از ديگران انتقادهاي سازنده اي کنند، اما هيچ گاه آنها را تحقير نمي کنند. برخي از افراد به طور کلي نظر منفي نسبت به ديگران دارند چون:

- به دليل کمبودهايي که احساس مي کنند دوست دارند خودشان را قدرتمند تر از سايرين جلوه بدهند تا به اين طريق بر تزلزل شخصيتي خود غلبه کنند.

- قبلاً کسي آنها را آزرده ساخته و چون توانايي مقابله با آن را نداشتند، با تحقير ديگران سعي مي کنند از موقعيت فعلي خود دفاع کند..

افرادي که به شدت شما را تحقير مي کنند با اين کار فقط ناراحتي، عدم موفقيت، و بي هدفي خود را در زندگي به نمايش مي گذارند و اين مشکل آنهاست نه شما. دانستن اين مطلب به شما کمک مي کند که راحت تر بتوانيد در کنار آنها به زندگي عادي خود ادامه دهيد و حرف هايشان را نشنيده بگيريد. اگر بدانيد که مشکل از طرف مقابل است نه شما، مي توانيد منطقي با مسائل برخورد کنيد و از حرف ها و کنايه هاي آنها شما را آزرده نخواهد کرد.

شايد فردي که داراي چنين خصوصياتي است يکي از نزديکان شما باشد و برايتان سخت باشد که بخواهيد از نظر عاطفي خودتان را از او جدا کنيد. هيچ نيازي به اين کار نيست، فقط سعي کنيد در بحث هايي که او راه مي اندازد، شرکت نکرده و خودتان را کنار بکشيد. قصد او اين است که کاري کند تا شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد. اين وظيفه شماست که به آنها اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. براي بدست آوردن اطلاعات بيشتر در مورد چگونگي برخورد با افراد منفي نگر به قسمت: "طرز برخورد با افراد منفي گرا" مراجعه کنيد.

توضيحات و نکاتي در مورد افرادي که شما را تحقير مي کنند:

زمانيکه اينگونه افراد به شما حرفي مي زنند، در پاسخ به آنها، جواب هاي بي شماري به ذهن شما خطور مي کند. اگر چنين کاري را انجام دهيد، در واقع خودتان را با آن فرد هم شان ساخته ايد و اين دقيقاً همان چيزي است که آنها انتظارش را مي کشند. آنها مي خواهند شما را عصباني کنند تا برخورد شديدي از خود نشان دهيد، آنها ميخواهند شما احساس بدي نسبت به خودتان پيدا کنيد و قصدشان تنها آزار دادن و آسيب رساندن است. شما با جواب دادن به آنها در حقيقت وارد بازي ساختگي شان ميشويد، و در نهايت خودتان را آزار داده ايد. ممکن است بعداً به خاطر حرف هايي که در عصبانيت از دهانتان خارج شده پشيمان شويد. خوب در زمان بروز چنين حالتي چه کاري مي توان انجام داد؟ بهتر است يکي از موارد زير را امتحان کنيد:

زمانيکه احساس مي کنيد فردي با حالت تهاجمي با شما برخورد مي کند مي توانيد بگوييد: "ازت ممنونم اما فکر مي کنم بهتر است توصيه هايت را براي خودت نگه داري"

و يا: "خيلي سخاوتمندي ولي من نيازي به توصيه هاي تو ندارم"

همه اين مسائل به دليل خشم و نفرتي که در آنها وجود دارد، درست مي شود و شما هم مجبور نيستيد که بار مسئوليت زندگي آنها را به دوش بکشيد. شايد آنها بخواهند که از خشم و نفرت خود به شما سهمي بدهند، اما اين "هديه" اي است که شما واقعاً نيازي به آن نداريد.

اگر به توصيه هاي آنها گوش کنيد و هديه هاي مسمومشان را قبول کنيد، با اين کار خشم و عصبانيت آنها را به به درون خود راه داده ايد. به خودتان اجازه انجام چنين کاري را ندهيد. شما هيچ نيازي به اين هدايا نداريد، از کنار آنها عبور کنيد.


از پيشنهادت ممنونم

يکي ديگر از واکنش هاي مناسبي که در مقابل اين افراد مي توانيد از خود بروز دهيد اين است که به آنها بگوييد: "از پيشنهادت ممنونم" و بعد هم به ادامه کار خود بپردازيد. با بيان اين عبارت شما در حقيقت به بحث پايان مي دهيد. آنها منتظر هستند که شما از خود عکس العمل نشان دهيد و زمانيکه اين کار را انجام نمي دهيد، ديگر چيزي براي گفتن نخواهند داشت.


ممنونم، شايد حق با تو باشه

"بايرن کيتي" در کتاب خود با عنوان: "عشقت را مي خواهم â€" آيا حقيقت دارد؟" معتقد است که بهترين واکنش در مقابل اين افراد: "ممنوم، شايد حق با تو باشه" است. او اظهار مي دارد زمانيکه نظرات ديگران سبب آزرده ساختن شما مي شو،د بايد نگاهي عمقي به درون خود داشته باشيد و ببنيد دليل اصلي اين رنجش خاطرها چيست. با اين کار هم عکس العمل شديد نشان نداده ايد، هم بر روي خود دقيق تر شده ايد.

ديگران تا زمانيکه شما به آنها اجازه ندهيد، نمي توانند شما را بيازارند. در برخي مواقع بهتر است نگاهي به طرز برخورد خود با طرف مقابل داشته باشيد و ببينيد شما چه کاري انجام داده ايد که او به خودش اجازه داده تا يک چنين پيشنهاداتي نسبت به شما ارائه دهد. آيا توانايي تغيير شرايط را داريد؟ آيا به واقع عقايد او صحت دارند؟

بايد ببينيد که چرا اين اظهار نظر خاص باعث رنجش شما مي شود. عکس العمل هاي شما، حرف هاي زيادي در مورد شخصيتتان مي زند. در اينجا همه چيز مربوط به شماست و نه شخص مقابل.


اجازه دهيد بداند که چه احساسي داريد

اگر به فکر تلافي کردن باشيد، خودتان را بي ارزش مي کنيد. بايد خيلي رو راست به او بگوييد که نظرش شما را آزرده ساخته. البته بايد اين کار را در نهايت آرامش انجام دهيد، به عنوان مثال: "زمانيکه به نظريات من بي توجهي مي کني و آنها را نميپذيري، واقعاً ناراحت مي شوم." فقط به آرامي بيان کنيد و منتظر واکنش آنها بشويد. بهتر است اين کار را زماني انجام دهيد که تک به تک با فرد مقابل تنها مي شويد، اين امکان وجود دارد که آنها خودشان هم متوجه نباشند که در حال آزار و اذيت شما هستند.

اگر چنين بحثي در محيط کار پيش آمد، مي توانيد ادامه بحث را به زمان ديگري موکول کنيد، به عنوان مثال اگر يکي از همکارانتان به شما گفت: "من احساس مي کنم تو نسبت به مسائل مختلف بيش از اندازه حساس هستي" به او بگوييد: "ترجيح مي دهم روي مسائل کاري تمرکز کنيم" و يا "الآن مسائل مهمتري براي انجام دادن وجود دارد، بهتر است به مسائل کاري توجه کنيم و موارد شخصي را بگذاريم براي بعد"

با اين کار، آنها را متوجه مي کنيد که هم از نظرشان خوشتان نيامده و هم کاملاً حرفه اي با آنها برخورد کرده ايد.


ساير نکاتي که در اين زمينه بايد به خاطر داشته باشيد به شرح زير مي باشد:


شما نياز به تاييد ديگران نداريد

گاهي اوقات نظر ديگران به اين دليل شما را آزرده مي سازد چرا که از آنها انتظار تاييد 100% داشته ايد، اما نظر آنها بر خلاف انتظار شما از آب در مي آيد. شايد پيشنهاد آنها زياد هم بد نباشد، اما در نظر شما بد جلوه کند، به عنوان مثال اگر سرپرست بخش به شما بگويد: "کارت واقعاً عالي بود، اما آيا ميتواني پاراگراف آخر را اصلاح کني تا کارت قوي تر شود؟" ممکن است ناراحت شويد، و به اين دليل که توقع شنيدن چنين اظهار نظري را نداشتيد، قسمت اول آنرا هم نمي شنويد، و فقط متوجه بخش انتقادي آن مي شويد.

اگر اين نوع اظهار نظرها را به عنوان نوعي توهين و تحقير در نظر نگيريد، آنوقت ميتوانيد اين نظريه را به عنوان فرصتي براي پيشبرد توانايي هاي خود به کار بنديد.


راهي سريع براي ايجاد عزت نفس â€" به دنبال تاييد گرفتن از ديگران نباشيد


آيا آنها از داستانهاي ذهني شما با خبر هستند؟

در برخي شرايط، ممکن است نظريات ديگران در ذهن شما به منزله نوعي اهانت به شمار آيد، درصورتيکه طرف مقابل به هيچ وجه قصد انجام چنين کاري را ندارد. اين امر به دليل تفکرات ذهني شما و يا به دليل داستان هاي ذهني که براي خودتان ساخته ايد، بوجود مي آيد، به همين دليل چيزي را مي بينيد که وجود خارجي ندارد و تنها زاييده خيال و اوهام ذهنيتان است.

در اينجا برايتان مثالي مي آوريم؛ فرض کنيد شخصي براي شما هديه اي آورده. اگر شما اعتقاد داشته باشيد که او قصد آسيب رساندن به شما را داشته، ممکن است با خودتان فکر کنيد:"او مي خواهد از راههاي مسالمت آميز وارد شده و از خلق خوش من سوء استفاده کند." اما حقيقت چيز ديگري است و او تنها قصد دارد که به شما نشان دهد تا چه حد برايش ارزش و اهميت داريد. در يک چنين شرايطي بايد از خودتان سؤال کنيد که آيا واقعاً همه چيز را آنطور که هست مي بينيد و يا مي شنويد؟ (هيچ چيز معناي حاصي ندارد تا زمانيکه شما به آن معنا ببخشيد) و يا اينکه داستان ذهني خودتان را وارد کار مي کنيد.


داستان زندگي شما چيست؟ آيا بايد از آن گذشت؟


آيا منعکس کننده اعتقادات شماست؟

بايد توجه داشته باشيد که اگر خودتان احساس مي کنيد که فرد دوست داشتني نيستيد، آنوقت اين حس به ديگران هم منتقل شده و آنها نيز تصور مي کنند که نميتوانند شما را دوست داشته باشند. اگر تصور کنيد که فقط استحقاق اهانت و تحقير را داريد، آنگاه چيزي جز اين هم عايدتان نخواهد شد. اگر يک چنين تصوري داريد شايد نوبت به آن رسيده باشد که نگاه عميق تري به درون خود انداخته و اعتقادات خود را زير سؤال ببريد.


انعکاس دادن â€" کليد درک شخصي


نسبت به تحقيرهاي زيرکانه هشيار باشيد

زمانيکه صبر مي کنيد و به پيغام هايي که به طور روزانه دريافت مي کنيد مي انديشيد، به اين نتيجه مي رسيد که خيلي بيشتر از آن چيزي که تصور مي کرده ايد در معرض انتقاد و اهانت قرار گرفته ايد. دليلش هم اين است که دنيا پر است از انسان هايي که قصد تحقير ديگران را دارند. هر جايي که مي رويد، به هر کجا که نگاه مي کنيد، هر چيزي که در روزنامه مي خوانيد و يا در تلويزيون تماشا مي کنيد، و حتي تبليغاتي که مشاهده مي کنيد، همه و همه قصد دارند به شما بگويند که تا زمانيکه از محصولات آنها استفاده نکنيد، طرز خاصي لباس نپوشيد، مطالعات خاصي نداشته باشيد، طرز خاصي راه نرويد،  به اندازه کافي خوب نيستيد. آنها به طور ماهرانه اي عزت نفس و ارزش شخصي شما را زير سؤال مي برند.

هيچ کس دوست ندارد مورد انتقاد قرار بگيرد؛ به همين دليل اگر مي خواهيد سالم زندگي کنيد و از عزت نفس برخوردار باشيد، بايد اين پيغام هاي منفي که از سايرين در مورد شخصيتتان مي شنويد را ناديده بگيريد.


نگاهي اجمالي به شيوه هاي برخورد با افرادي که شما را تحقير مي کنند


زمانيکه در معاشرت با افرادي قرار مي گيريد که شما را خوار مي کنند، به ياد داشته باشيد:

1- با تحقير کردن متقابل، کارشان را تلافي نکنيد.

2- طرز برخوردشان چيزهاي زيادي در مورد آنها به شما مي گويد، به راحتي مي توانيد درک کنيد که دليل همه اين کارها، خشم و نفرتي است که وجودشان را فراگرفته و خودشان بايد با آن کنار بيايند نه شما.

3- آيا مي توانيد از ميان نظريات آنها براي خود يک "هديه" پيدا کنيد؟ مي توانيد به يکي از نقاط ضعف و يا قوت خود در بين نظريات آنها پي ببريد؛ اگر قوت بود آنرا افزايش دهيد و اگر ضعف بود در پي جبران آن برآييد.

4- ممکن است برداشتي که از نظريات آنها مي کنيد کاملاً نادرست باشد و آنها واقعاً از گفته هاي خود قصد و منظوري مداشته باشند. تنها به دليل اعتقادات و باورهاي ذهني نمي توانيد ديگران را متهم کنيد.

5- نسبت به پيام هاي زيرکانه اي که ممکن است نظريات منفي در بر داشته باشند، آگاه باشيد (مانند تبليغاتي که هر روزه به گوشتان مي رسد) و به آنها اجازه ندهيد تا حس ارزشمندي و اعتبار شخصي شما را زير سوال ببرند.

گاهي اوقات برخي از توهين ها و تحقيرها هستند که برخورد با آنها صورت مناسبي ندارد، اما اگر بتوانيد از آنها به نفع خود استفاده کنيد، بهترين کار را انجام داده ايد.

 


برچسب‌ها: طرز برخورد, افراد, تحقير, توصيه
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:41 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]


 اختلالهای عاطفی : پرخاشگری ،افسردگی سردرگمی وخیال پردازی


اختلالهای رفتاری : اختلال در روابط با خانواده وهمسالان ،بزهکاری وخود کشی ،رفتارهای جنسی وانحرافات

اختلالهای عاطفی (پرخاشگری ،افسردگی ، سردرگمی وخیال پردازی) در کار مشاوره ودرمان اختلالهای عاطفی نوجوانان همواره با تعداد بسیار زیادی از افراد، بخصوص پسران با رفتارهای پرخاشگرانه روبرو خواهیم شد0 بسیاری از این نوجوانان وجوانان سابقه قبلی خشونت دارند وبرخی از آنان در ادارات پلیس ودادگستری دارای پرونده هستند،پرخاشگری وخشونت این افراد در خانه، مدرسه ، کوچه وخیابان به زحمت اطرافیان ومردم می انجامد0

درجه پرخاشگری وخشونت این افراد متفاوت است برخلاف نظرکه پرخاشگری را یک امر غریزی به حساب می آورند تحقیقات معاصر حاکی از آن است که پرخاشگری یک مقوله رفتاری هدف دار است که برای صدمه زدن به دیگری از فرد سر می زند0 آدمی در طول صدهزار سال تاریخ خود وبرای مقابله بادشواریها وبرای دفاع از زندگی خود بتدریج به یک مکانیسم دفاعی یا مکانیسم تأمینی مجهز شده است0

جریان این مکانیسم دفاعی باعث تحریک سریع بدن می شودوامکان مبارزه با خطر یافرار از آن را به وجود می آورد این مکانیسم همچنین ریشه در عملکرد مغز دارد ونقش بسیار مهمی در مقابله باخطر تهدید ازجانب حیوانات ایفا کرده است اما اکنون در جامعه متمدن عصر حاضرزندگی می کنیم که در آن خشونت بین افراد ازنظر قانونی جرم به حساب می آید وپرخاشگری با دیگران نیز مقابله به مثل آنان را به دنبال می آورد ممکن است زنجیره ای از اختلافات بعدی را نیز سبب شود0

 اگرچه بسیاری از خشونتهای جامعه جدید بیش از آنکه فیزکی باشد جنبه روانشناسی دارد، اما همان سیستم دفاعی هم در پرخاش کننده وهم در پرخاش شونده به کار می افتد وتأثیرات روانی خود را در هر دو به جا میگذارد در طول تاریخ بشر عموماً درجه پرخاشگری بیشتری نسبت به زنان دارند در عین حال تفاوت زیست شناختی نظام مکانیسم تأمین پسر ودختر ونقشهای آنان در نوع پرخاشگری مؤثر است تفاوت سطح ونوع پرخاشگری به پسر ودختر محدود نمی شود0 مردم جوامع وفرهنگهای مختلف نیز سطوح متفاوتی از پرخاشگری وخشونت را در برخورد خود با دیگران نشان می دهند به بیان دیگر بنیان پرخاشگری منحصر به عملکردهای مغز نیست بلکه به عوامل دیگری ازجمله جنسیت، جامعه وفرهنگ نیز بستگی دارد0

پرخاشگری وخشونت نوجوان دو دلیل عمده دارد : یکی آنکه بسیاری از نوجوانان برای مقابله با تهدید های جسمی وروانی به خشونت روی می آورند وقتی که در محل زندگی ومدرسه وکوچه وخیابان  نوجوانان خشونت حاکم باشد آنان نیز یاد می گیرند برای مقابله با تهدیدهای مستمر زندگی از خشونت استفاده می کنند.

دومین منبع خشونت در دوره نوجوانی نیاز شخصی به قدرت است بسیاری از پسران ودختران جوان احساس می کنند دربسیاری از مسائل زندگی تحت فشار وتحمیل قرار دارند وقتی که والدین این افراد سلطه گرخشن باشند معلمان آنها سرد وبی تفاوت وهمسالانشان نیز پرخاشگر باشند تنها وسیله ای که برای دفاع از خود واحساس قدرت شخصی این گروه از نوجوانان باقی می ماند خشونت وپرخاشگری است. اینان از خشونت استفاده       می کنند تا قدرت نمایی کنند اکرنوجوانی که دچار این نوع خشونت است ازنظر اعمال کنترل شناختی بر رفتار خود ضعیف یا رشد نایافته باشد رفتارهای خشونت آمیز او حالت تکانشی دارد یعنی هروقت احساس خطر     می کند یا احتیاج به احساس ارزش وقدرت پیدا می کند رفتار تکانشی وهیجانی از خود نشان می دهد.

راهبردهای درمانی پرخاشگری وخشونت ،مبتنی بر بخش دلایل رفتار خشونت آمیز فرد است.اولاًاگر رفتار خشونت آمیز ناشی از ادراک تهدید باشد دو راه پیش روی مشاور یا درمانگر است یکی آنکه تأثیری روی بیمار وخانواده اوبگذارد تا محیط زندگی خود را تغییر دهند ومناسبات تازه ای ایجاد کنند که خطر تهدید کننده ای به وجود نیایید این کار در بسیاری از موارد واقعاً مشکل است راه دیگر این است که تغیراتی در دیدگاه بیمار وبرداشت او از خطر به وجود آید تارفتار جدیدی در مقابل تهدیدها از خود بروز دهد ارزیابی شناختی مجدد از انگیزه ها ورفتارهای دیگران یک روش مفید برای برخورد با این نوع خشونت است ثانیاً می توان به افرادی که از پرخاشگری علیه دیگران به عنوان روشی برای بالا بردن خود وپاسخگویی به نیاز قدرت شخصی استفاده    می کنند.

 راههای دیگری برای کسب قدرت شخص نشان داد تعداداین راههای متفاوت فعالیت که می توان به کسب احترام وافتخار بینجامد بسیار زیاد است برای مثال پیشرفت تحصیلی در مدرسه انواع مختلف فعالیت های فرهنگی و ورزشی، اشتغال به کارهای پاره وقت وفعالیتهای اجتماعی نظیر ارائه خدمات وایفای نقشهای افتخاری را می توان در شمار این راهها به حساب آورد در مورد افرادی که برای کسب قدرت شخصی به خشونت عادت کرده اند باید از برنامه های درمانی رفع عادات طولانی مدت استفاده کرد0 استفاده از داروها نیز به عنوان یک روش درمانی برای کنترل وکنار گذاشتن این عادات ،بویژه درمیان روان پزشکان معمول است داروهای آرام بخش ضدافسردگی ،ضد اضطراب وداروهای نروپتیک را برای کاهش رفتار پرخاشگرانه استفاده می کنند اما دارو درمانی در پرخاشگری اساساًفایده چندانی ندارد زیرا علاوه بر عوارض جانبی ضد داروها (بخصوص برای افراد کمتر از 18سال) ممکن است این کار باعث غفلت درمبارزه علیه دلایل اصلی ایجاد کننده پرخاشگری نیز بشود.

افسردگی نوجوانی  سالهاست که افسردگی در کشورها به صورت یک شکل روانی زندگی بزرگسالی درآمده است. شمار فزاینده مراجعان مبتلا به این اختلال در سنین مختلف به مراکز درمانی نشانه ای ازشیوع افسردگی است. در مراکز خرید محل کار واتوبوسهای عمومی ودر کوچه وخیابان نیز به شمار بزرگی از افراد بر       می خوریم که سر درگریبان ومبهوت وافسرده وعصبی هستند  چهره هایشان درهم کشیده است وگویی        نمی توانند بخند ند شیوع افسردگی در کل جامعه 6درصد ودر نوجوانان حدود2 درصد ازکل افرادجامعه را براورد کرده اند شیوع صطوح مختلف افسردگی در بین بزرگسالان ونوجوانان احتمالاً بیش از این ارقام است.

 افسردگی غالباً علت مشکلات دیگریا با مشکلات دیگر (بی اشتهایی عصبی، پراشتهایی عصبی، پرخوری،اعتیاد سواستفاده جنسی، اختشاش در نقش جنسی، ناتوانایهای جنسی وامسال اینها)است0 تشخیص افسردگی در نوجوانان کار نسبتاًدشواری است. اکثرنوجوانان افت وخیزهای خلقی زیادی از خود نشان می دهند این افت وخیزها بویژه در آغاز نوجوانی مشاهده می شود. چند عامل را می توان از جمله دلیل سرعت تغیرات خلقی نوجوانان به شمار آورد ،قبل از هرچیز رشد زیستی باعث بالا رفتن سریع سطح خودآگاهی نوجوانان می شود در اوایل نوجوانی حساسیت فرد نسبت به خود وتمام افکار واعمال او بالا می رود نامتناسب بودن اندامها در این دوره باعث تجدید ارزیابی فرد از بدن خود وایجاد احساسات منفی می شود.

عامل دیگری که به افت احساس نوجوان منجر می شود مشکلات مربوط به رشد هویت آنهاست0 کشف جنبه های مختلف خود وایفای نقشهای مختلف باعث می شود که آنان در برخی از موارد نوجوانانی که به تجویز پزشک یا روان پزشک از داروهای زد افسردگی استفاده می کنند اما به دلیل دشواری وطولانی بودن وعدم دسترسی به درمان روانی، اجتماعی وتربیتی امکان رفع مشکل خود را پیدا نمی کنند تغییر قابل ملاحظه ای در احساسات منفی وافسردگی آنان ایجاد نمی شود واین امر ممکن است وضع آنها را بدتر کند بنابر آنچه گفته شد قبل ازتشخیص ودرمان افسردگی ضروری است با این فرض شروع کنیم که ناراحتی نوجوان از نوع افسردگی بالینی نیست بلکه از نوع غمگینی واحساس بیهودگی است که بسیاری از نوجوانان ممکن است به آن دچار شوند این بدان معناست که مشکل را نه با درمان بالینی بلکه اساساً با درمان روانی، اجتماعی وتربیتی بهتر می توان حل کرد0 راهبرد اساسی در این نوع درمان، بررسی وضعیت زندگی نوجوان وتجدید سازمان امکانات او ،اطرافیان ومحیط او در راستای رفع مشکلات است.

 در بیشتر این موارد متوجه خواهیم شد که مشکل نوجوان از نوع مشکل هویت است ، ارتباط با والدین وهمسالان وبزرگسالان دیگر ،مناسبات وی با مدرسه ودرسو مسائل مربوط به اجتماعی شدن وایفای نقشهای بزرگسالی است. در موارد استثنائی نیز مشکل نوجوان از نوع افسردگی بالینی است که ممکن است به دلیل اعتیاد، سواستفاده جنسی یابیماری های مزمن جسمی یا به دلیل از دست دادن افراد مهمی از خانواده پیش آمده باشد در این شرایط باید بررسی کنیم که چند مورد از علایم افسردگی بالینی در نوجوان ودر مدت نسبتاًطولانی مشاهده شده است در صورت وجود افسردگی می توان روشهای درمانی متناسب با وضعیت نوجوان را به کار گرفت0 در افسردگی های عمومی نوجوان وحتی در بیشتر موارد افسردگی شدید روش درمان شناختی نیز مفید است نوجوانانی را که به دلیل از دست دادن یک یا چند نفر از عزیزان خود دچار افسردگی شده اند می توان با استفاده از روش حذف قدم به قدم غمگینی درمان کرد نوجوانانی را که مورد تجاوز یا سؤاستفاده جنسی قرار گرفته اند.

 می توان با روش تخلیه هیجانی سطح هوشیاری به منظور رهاشدن از واقعه های گذشته وایجاد یک ارزش گذاری دوباره به خود ودست یابی به ویژگی های سالم جنسیتی برای ایفای نقشهای آتی خود درمان کرد در سورت ادامه سؤاستفاده جنسی تا مراجعه برای درمان اولین کار توقف فوری آن است اما برای نوجوانان دارای فکر خودکشی اولین اقدام نظارت فوری بر زندگی نوجوان تا زمان کاهش شدت افسردگی است تاحدی که دیگر خطری برای نوجوان ایجاد نشود در مواردی که سن فرد بیشتر از 18 سال وافسردگی او شدید است با تجویز روان پزشک از دارو می توان استفاده کرد این امر باعث تسکین و آرامش نوجوان می شود تا وی بتواند به روش درمان شناختی ودرمان روانی، اجتماعی وتربیتی پاسخ دهد در هر صورت استفاده از دارو آخرین راه حل است وموقعی باید به کار گرفته شود که روشهای درمان دیگر به تنهایی کارساز نباشد (لطف آبادی 1387- ص174).

اختلالهای رفتاری ،( اختلال در روابط با خانواده وهمسالان ومدرسه ،بزهکاری وخود کشی ) در حالی که تعارض ودرگیری میان نوجوانان و والدین در فرهنگ غربی به عنوان یک امر مسلم وفراگیر تلقی می شود به نظر نمی رسد که این تعارض در میان نوجوانان ایرانی چنان شدتی داشته باشد وآن همه فراگیر باشد به همین دلیل روابط اکثر جوانان   ایرانی با خانواده هایشان روابطی است که معمولا با کشمکشهای شدید همراه نیست فقط اقلیتی از نوجوانان تعارضهای شدید با والدین خود دارنددر ارتباط نوجوانان با همسالان نیز وضعیت مشابهی وجود دارد.

 جدا از زمینه های مربوط به رقابت بیرحمانه وفردیت گرایی شدید وسستی روابط حمایت آمیز اعضای خانواده از یکدیگر سابقه فرهنگی دیرینی دارد در حالی که در آثار کلاسیک ادبی واجتماعی ایران صحبت قابل ملاحظه ای از جنگ ونزاع بین نوجوانان وبزرگسالان به میان ندیده است ، در آثار فکری یونان باستان که در فرهنگ مغرب زمین است بارها وبارها از جدال نسلها سخن رفته است حتی متفکر ومصلح بزگی چون سقراط حکیم نیز به شدت از رفتار نوجوانان وجوانان در برخورد با بزرگسالان شکایت کرده است. به این ترتیب بسیاری از رفتارهای تقریباً عادی نوجوانان در فرهنگ غربی در  فرهنگ ایرانی در شمار اختلالهای رفتار به حساب می آید و والدین ومعلمان وجامعه نیز در مقابل این رفتارها ایستادگی می کنند با وجود این اختلال رفتاری در روابط با خانواده وهمسالان وجامعه در کشور ما نیز وجود دارد ونباید آنها را دست کم گرفت برخی از نوجوانان مانیز غالباً به صورت فردی وگاهی به صورت گروهی به رفتارهای خلاف روی می آورند وبه نوعی خورده فرهنگ بزهکاری وابسته می شوند این گروه از نوجوانان ارتباط خود با خانواده ومدرسه را در هم       می ریزند وبا نفی موازین اخلاقی وقانونی به بزهکاری روی می آورند.

بزهکاری نوجوانی نوعی خشونت وخلافکاری غیر قانونی در بین نوجوانان صرفاً به دلیل ناراحتیهای شدید روانی آنان است.این گروه شامل جامعه ستیزهای اجتماعی نشده و افراد دارای اختلال عصبی هستند تاریخچه زندگی نوجوانان بزهکار اغلب فقر سلاست روانی در دوران کودکی بیقراری وتحریک پذیری است.

 گروهی از نوجوانان بزهکار حاصل فقر اجتماعی وفرهنگی محیط زندگی خود هستند روابط سرد با مادر در دوران کودکی همدستی با مادر درمقابل پدر ودرگیری با وی ،داشتن والدین خلافکار همانند سازی باسایر بزرگسالان بزهکار نیز ازجمله عوامل زمینه ساز بزهکاری نوجوانان است نوجوانی که زمینه های خانوادگی ازهم گسیخته یا زمینه های روانی اجتماعی بزهکاری دارند دوستانی انتخاب می کنند که از نظر شخصیتی شبیه خودشان هستند وبه این ترتیب گروه های نوجوانان بزهکار تشکیل می شود معمولاً در پشت پرده روابط این نوجوانان بزرگسالان بزهکاری را نیز می توان یافت که نوجوانان را وسیله دستیابی به اهداف غیره قانونی وغیره انسانی خود قرار می دهند.

ویژگی های روانی اجتماعی وشخصیتی اعضای گروه های نوجوانان بزهکار ازنظر درهم ریختگی خانواده طرزتلقی خصمانه نسبت به مدرسه وبی اعتنایی به ارزشها وباورها وسبک زندگی عمومی جامعه تا حد زیادی شبیه به یکدیگر است وهرچه دوستی وارتباط آنان گسترش می یابد تأثیر بیشتری بر یکدیگر می گذارند وشباهتشان بایکدیگر افزایش می یابد وقتی که یک نوجوان به نوعی از بزهکاری یا انحراف دچار شود تمایل اوبرای دست زدن به انواع دیگر بزهکاری یا انحراف بیشتر می شودبه همین دلیل نوجوانان دارای این مشکلات معمولاًفقط یک انحراف ندارند .

درمان نوجوان بزهکار ،بخصوص آنان که از الکل ومواد مخدر استفاده می کنند وچند انحراف دارند در ترم اول مستلزم جدانگهداشتن آنان از محیط آلوده وارتباط با افراد ناباب است، ترک مصرف الکل وموادمخدر وسیگار باعث تغیرات مثبت در عملکردهای مغزی این افراد شده وآنان را بتدریج به حالت عادی برمیگرداندوبرای مراحل بعدی باید به نوجوان کمک کرد تادر محیط طبیعی زندگی وبه عنوان افرادی که مشکلی دارند وباید حل شود پذیرفته شوند بدونه پذیرش این مشکل امکان مقابله واقع بینانه با آن وجود ندارد.

 ظرفیتهای شناختی نوجوان به ما کمک می کند تا درمان مشکلات او را با روش شناختی دنبال کنیم او ازاین طریق می تواند با آگاهی یافتن ازنتایج رفتارخود توانایی خویش رابرای مقابله با مشکل وانتخاب رفتارهای بهتری که نتایج رضایت بخش داشته باشد گسترش دهد این درمان همچنان باید بهبود افزایش یابنده رشد نوجوان را تأمین کند ماهرگز نمی توانیم در یک زمان به حل همه مسائل رشدی نوجوان بپردازیم وبه همین دلیل باید درهریک ازحوزه های رشد او جداگانه کارکنیم وموفقیت درمانی دریک حوزه از رشد مقدمه موفقیت در حوزه دیگر قرار داده شود در مورد برخی از نوجوانانی که دچار اختلال استرس پس از سانحه شده واز ناراحتیهای ناشی از مشکلات جسمی ویا سؤاستفاده جنسی رنج می برند علاوه بر اقدامات درمانی فوق لازم است از روش فراخوانی موارد سرکوب شده به سطح هوشیاری نیز استفاده شود تا با رهاشدن از فشارواقعه های کذشته وارزشیابی مثبت از خود توانایی ایفای نقشهای سالم جنسیتی در آینده را به دست آورند.

 

 

 

درمان نوجوان بزهکار مستلزم همکاری ومداخله مؤثر خانواده است .اگر خانواده بتواند به نحو موثری نقش خود را در کنترل انحراف نوجوان ایفا کند کمک بزرگی به درمان خواهد کرد . ایفای چنین نقشی پس از درمان و در مرحله پیگیری تا رسیدن نوجوان  به استقلال و رشد دوره جوانی و بزرگسالی نیز ضرورت دارد. والدین یا سرپرست نوجوان باید کمک کنند تا او از ارتباط محکم تر وحمایت کننده تری برخوردار شود. خود کشی نوجوان به معنای آن است که برای او زندگی مشکل تر از مرگ جلوه کرده است.

 درصد قابل توجهی از نوجوانانی که به مراکز درمانی ارجاع داده میشوند کسانی هستند که یا دست به خود کشی زده یا نقشه خود کشی در سر داشته اند  این افراد عموما در فاصله سنی 15الی 25 سالگی هستند0 تعداد دخترانی که دست به اینکار میزنند بیش از پسران است هرچند خودکشی پسران بیشتر به نتیجه میرسد ودختران غالباً طوری خودکشی می کنند که امکان نجاتشان بیشتر است.

 آشکارترین دلیل خودکشی نوجوان، احساسات منفی وناامیدی و از دست دادن کنترل خود است0 احساس گناه شدید، احساس تنهایی وبی کسی وبی پناهی، فقدان حمایت از نوجوان، ضعف روانی نوجوان برای تاخیر کامروایی، ناتوانی در کنترل فشارهای وارده، ناتوانی در کنترل احساسات ورشد نیافتگی وعدم آمادگی برای مقابله با مشکلاتی که پیش روی نوجان قرار می گیرد، مهم ترین دلایلی است که ممکن است او را به فکر یا عمل خودکشی وادار سازد.

نا امیدی و بی پناهی نوجوان ممکن است ناشی از وضعیت خانواده، مدرسه و همسالان و حتی شکست در عشق باشد0خودکشی .......ص17،خشم ونومیدی فردی است که هیچ راه حلی را نمی شناسد وخود را موجودی بی قرار می یابد که شایسته زیستن نیست0 در ورای اکثر خودکشیها می توان خشم ونفرت نوجوانان را حداقل از یک شخص مؤثر در زندگی او( معمولا یکی از والدین ،اولیایی مدرسه یا یکی از درستان یابرخی از دوستان وهمسالان مشاهده کرد) در مورد نوجوانانی که مسئله اصلی آنان ناامیدی وافسردگی است باید از درمان رفتاری وشناختی استفاده کرد تا بتوانند با محافظت از خود واهمیت دادن به خود با این مشکلات مقابله کند تأثیر کوتاه مدت درمان شناختی نشانه خوبی از ظرفیت دراز مدت نوجوانان برای تغیر نگرش وی در مورد وضعیت زندگی وقدرت مقابله او با مشکلات است تغییر دادن موضوع انفعالی واحساس بی پناهی نوجوان یک ضرورت قطعی است .

درمان نوجوانانی که درگیر تعارضهای خانوادگی هستند باید با خانواده درمانی همراه باشد تاموقعی که نوجوان مشکلات خود را ناشی از عملکرد خانواده می داند وخود را ناتوان از تغییر وضعیت می بینداحتمال دارد به خودکشی دست بزند. در این مورد درمانگر باید بکوشد تا توجه نوجوان را به وضعیت وامکانات خود او جلب کند وراههای رفع مشکل او مشکل خانواده را برایش آشکار کندنوجوانانی را که در خطر خودکشی قرار دارند ودر برابر اقدامات درمانی مقاومت می کنند باید حتماًدر محیط بیمارستانی یا در محیط حفاظت دشده دیگری تحت مراقبت قرار داده ودر صورت لزوم از داروهای بهبود بخش خلقی که زمینه بهتری را برای درمان شناختی عاطفی وخانوادگی فراهم می کند استفاده کرد از آنجا که استفاده از دارو درمانی ممکن است تأثیرات نامناسب عصبی– شیمیایی در رشد مغزی نوجوان به جای گذارده استفاده از داروها در مئارد اضطراری وفقط برای مدت کوتاهی توصیه شده است  (لطف آبادی 1387،ص 83تا190).

رفتارهای جنسی وانحرافات :

رشد هویت جنسی در نوجوانان مختلف طیف وسیعی از حالات گوناگون بهنجاری تا نابهنجاری را در بر       می گیرد. مفهوم رفتار جنسی بهنجار ونابهنجار نیز در فرهنگها وگروههای اجتماعی مختلف یکسان نیست وحتی می توان گفت هر خانواده وهریک از والدین وبزرگسالان با دیدگاهها و واکنشهای خاص خود در این مقوله با یکدیگر متفاوت هستند. در هیچ یک از جوانب دیگر هویت بهنجار ونابهنجاری نوجوانی این اندازه اختلاف نظر وتفاوت نگرش ورفتار وجود ندارد.

درمجموع می توان گفت در فرهنگهای اسلامی خاصه در جامعه ایران هویت جنسی آشکار نوجوانان با خویشتن داری وعفاف همراه است برعکس در فرهنگها وجوامع غربی نبود آشکار وپنهان جنسی نوجوانان از خویشتن داری وعفت فاصله زیادی دارد وآنچه نزد آنان بهنجار می نماید برای ماعمدتآً نابهنجار است ورفتارهای نابهنجار آنان در نزد ما فساد محسوب می شود.معیارهای بهنجار ونابهنجاری جنسی در فرهنگهای دیگر جهان را می توان به شکلهای تنوع بینا بینی در فاصله این دونوع فرهنگ به حساب می آید به اختصار باید گفت که مفهوم بهنجاری ونابهنجاری ومفهوم سلامت وانحراف جنسی را نمی توان فارغ از اندیشه های فرهنگی مسلط در جوامع وگروه های اجتماعی مردم مورد بررسی وقضاوت قرار داد.

آنچه را به طور قطع می توان انحراف جنسی به حساب آورد آن دسته از رفتارهای مخالف عرف وقوانین مربوط به رابطه زناشویی بزرگسالی است که برخلاف میل طرف مقابل و دارای جنبه تجاوزکارانه جنبه دیگر آزاری (سادیسم)یا آزار طلبی جنسی همراه بامصرف موادمخدر خود ارضایی با وجود دسترسی به جنس مخالف ارتباط جنسی با جنس موافق ،ارتباط جنسی در حضور فرد ثالث یا افراد دیگر، رفتارجنسی با افراد نابالغ.

این دسته از رفتارهای جنسی تقریباًدر تمام جوامع جهان درشمار انحرافات جنسی است انحرافی ویا بهنجار بودن رفتارهای جنسی در دوره نوجوانی اساساًبه چگونگی رشد هویت جنسی از آغاز کودکی تا این دوره بستگی دارد تحلیلهای بسیاری از روانشناسان در باره این موضوع چگونگی شکل گیری هویت جنسی پایه ای در کودک اساساًبه نوع رلبطه او با مادر مربوط می سازند درمورد هویت جنسی نوجوانی ،نظریه پردازان تحلیل روانی نکات مهمی را ارائه کرده اند به نظر آنان نوجوانی همراه با تجدید فعالیت احساسات ادیپی است به این معنا که یک پسر نوجوان ممکن است مادر خود را فوق العاده دوست بدارد وگمان کند که  مادرش ارزش او را خیلی بیشتر از پدرش می شناسد ویک دختر نوجوان ممکن است خیال بافیهای مشابهی در باره پدر خود داشته باشد.

 برای مثال چه بسا یک دختر نوجوان توجه بیشتری به پدر خود نشان دهد ودر مراقبت از وی وکارها و وضعیت او حساسیت بیشتری نشان دهد شکل گیری هویت جنسی وقتی همراه با مناسبات نادرست والدین بافرزند یا والدین با یکدیگر باشد با دشواری های بیشتری مواجه است واگر عوامل اجتماعی فرهنگی نامساعد محیطی نیز به آنان اضافه شود.

 زمینه بروز نابهنجاری ها وانحرافات جنسی را فراهم می آورد این نابهنجاری ها انواع مختلف دارندوشدت وضع آنها نیز متفاوت است انحرافات جنسی نوجوانان عموماً عواقب ناگواری را برای آینده زندگی آنان به بار        می آورد وهرچه شدت این انحرافات بیشتر باشد خطر بزرگتری برای زندگی فردی واجتماعی است ما در کشور خود تحقیقات جامعی نداریم که نشان دهد ناهنجاری جنسی در چند  درصد از نوجوانان وبه چه صورت دیده می شود اماشواهد وبررسی های کلینیکی روانی وتربیتی حاکی از آن است که رفتارهای نظیر خود ارضایی بخصوص در پسران نوجوان رواج بیشتری دارد.

 نوجوانان متعلق به خانواده های آشفته اعم از دختر وپسر بیشتر دچار این رفتار می شوند وبا احساس لذت ناشی از این عمل به جبران کمبودهای دیگر خود می پردازند برخورد گروهها وطبقات مختلف اجتماعی- فرهنگی با این رفتار متفاوت از یکدیگر است طبقات پایین تر وگروههای سنتی جامعه مخالفت بسیار شدیدی در مقابل این رفتار از خود نشان می دهند نوجوانانی که چنین رفتاری می کنند خود نیز معمولاًدچار احساس گناه درغالب موارد نه تنها به شکل گیری هویت جنسی سالم آنان لطمه میزند بلکه هویت عمومی واعتماد بنفس آنان را خدشه دار می کند. عموماًدر بزرگسالی نیز این احساس گناه در فرد باقی می ماند وممکن است در نهانخانه دل خود نیز خویشتن را کم ارزش بشمارد اغتشاش هویت جنسی را نیز می توان یک نابهنجاری جنسی به حساب آورد نوجوانانی که دچار این انحراف می شوند ممکن است که رفتارهای جنسی مخالف را از خود بروز دهند، لباسهای بپوشند که شبیه جنس مخالف است واز جنسیت خویش ابراز نارضایتی می کنند انحراف معمولاً با افزایش سن به تدریج برطرف می شود.

 اما گروهی از این افرادممکن است همچنان گرفتار آن باقی بمانند این  دسته  از افراد عموماً کسانی هستن که در سنین کودکی موردسؤاستفاده جنسی قرار گرفته ویا یکی یا هردو والدینشان دچار اعتیاد بوده وبا خشونت وسخت گیری وبه کار گیری دشنامهای رکیک جنسی فرزند خود را مورد تهدید قرار می داده اند انحراف جنسی دیگر ،همجنس گرایی است که به دو صورت بروز می کند یکی عدم تمایل به جنس مخالف وروی آوردن به همجنس به دلیل محدودیت از ارتباط با جنس مخالف این رفتار حتی قبل از بلوغ به صورت کنجکاوی نسبت به دستگاه تناسلی همجنس بروز می کند وکودکانی که از تربیت مناسب وشرایط خانوادگی مساعد بهره نباشند بیشتر دچار آن می شوند.

 یکی از مشکلات ناشی از بی بندوباری جنسی باروری غیره قانونی دختران است وبخصوص در جوامعی که سقط جنین آزاد است بیشتر دیده می شود نوجوانانی که به این صورت صاحب فرزند می شوند نه تنها آینده تحصیلی، شغلی واجتماعی وخانواده گی خود را تخریب می کنند بلکه فرزند حاصل از این روابط نیز در شرایط غیره عادی رشد می کند وپرورش طبیعی نخواهد داشت.

به هر صورت تاآنجا که به علم روانشناسی مربوط است، انحرافات جنسی نوجوان در شمار بهنجاریهای روانی این دوره به حساب می آید که باید پیشگیری ودرمان شوند یکی از روشهای مهم پیشگیری از انحرافات جنسی سالم سازی محیط خانواده وارتباط های درونی آن است راه مهم دیگر بهبود محیط های آموزشی وارتباط دوستانه ونزدیک اولیای مدرسه با کودکان ونوجوانان است ایجاد محیط های فرهنگی - اجتماعی که رشد وپرورش طبیعی وانسانی نوجوانان را هدف خود قرار دهد وبه دور از اهداف ومنافع گروههای قدرتمند اجتماعی به حل مشکلات نوجوانان وتأمین امکانات سالم برای اوقات فراغت آنان بپردازد راه مهم دیگری برای پیشگیری از انحرافات گوناگون است.

 ایجاد رغبت وعلاقه مندی در نوجوانان به فعالیتهای فرهنگی ،هنری ،درسی ،فنی و ورزشی وتفریحات سالم باید هدف تربیتی محیط های رسمی وغیره رسمی وفرهنگی - اجتماعی باشد.

درمان انحرافات جسمی هرقدر با تأخیر انجام شود دشوارتر خواهد بود ،به همین دلیل ضروری است که با مشاهده نشانه های این گونه انحرافات به درمان همه جانبه روانی-تربیتی- اجتماعی اقدام شود درمان مبتنی بر تحلیل روانی درمان مبتنی بر اصلاح شناختی وآگاهی بخشین نیز بخصوص در درسنین بالاتر غالباًسود مند است.

 به طور خلاصه باید گفت درمان انحرافات جنسی بر حسب اینکه مشکل اصلی در انحرافات به چه صورتی باشد شکلهای مختلفی به خود می گیرد در مورد نوجوانی که انحراف شدید جنسی دارند باید دقت کرد که آیا سواستفاده یا تجاوز جنسی ویا استفاده از مواد مخدر در کار بوده است یا خیر نوجوانی که گرفتار مواد مخدر باشد به دلیل تأثیر سؤاین مواد بر عملکردهای مغز توانایی کنترل رفتار خود را از دست می دهند در این موارد پیش از شروع درمان انحرافات جنسی باید به ترک اعتیاداقدام کرد.

در باره نوجوانانی که از آنها سؤاستفاده جنسی شده است باید با ایجاد رابطه اعتماد آمیز بین درمانگر ونوجوان فرصتهای برای نوجوان فراهم آید تا بتواند ناراحتیها وترسهای ناشی از این مشکل رابرطرف سازد وآنگاه باید بررسی کرد که آیا او در سالهای قبل و دوره  کودکی نیزموردتجاوز جنسی قرار گرفته است یا نه چنانچه تجاوز جنسی آشکارباشد کار درمانگر این است که ابتدا تمایل نوجوان برای بررسی درباره این موضوع را کشف کند.

 موقعی که نوجوان به بررسی موضوع تمایل نشان داد اقدامات فراخوانی مواد سرکوب شده به سطح هوشیار آغاز می شود این اقدامات شامل بازگویی چگونگی واقعه تجاوز واحساس مربوط به آن است تا به این وسیله سموم روانی ایجاد شده تخلیه شود و موضوع در ردیف واقعه های گذشته قرار گیرد . درمان انحرافات جنسی مستلزم برخورد آرام ومؤثر توسط درمانگر است0 مشکل بسیاری از نوجوانانی که دچار همجنس گرایی یا دوگانگی جنسی شده اند ناشی از شکافها  ومشکلات شیوی بی اطلاعی از نتایج اعمال گمراهی وفریب خوردگی است در تمام این موارد تشخیص چگونگی شکل گیری اولیه هویت جنسی به آنان کمک کرد همچنین می توان از افراد سالمی که در اطراف نوجوان زندگی می کنند به عنوان اگویی برای تجدید هویت جنسی آنان استفاده کرد (لطف آبادی،1387،ص211تا217).  

 


برچسب‌ها: اختلالهای, نوجوانی, تشخیص, درمان
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:29 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

تفسیر نقاشی های کودکان:


نقاشی کودکان آنقدر مربوط به رشد و پختگی اوست که حتی می شود هوشبهر کودک را از روی آن سنجید. والدین پس از آن که کودک نقاشی می کشد ، آن را به یک روانشناس ، روان سنج نشان بدهند تا هم هوشبهر کودک و هم مدلی موسوم به بهر تحول یافتگی کودک محاسبه شود ، برای این که هوشبهر کودک را روی نقاشی او محاسبه کنیم از کودک یک تست نقاشی آدمک رنگی می گیریم و باید نکات زیر در تست نقاشی آدمک رنگی توسط والدین کودک رعایت شود تا نقاشی کودک قابل تفسیر و تبدیل به هوشبهر و یافتن بهر تحول بافتگی باشد:

-        کودک هفت مداد رنگی به رنگهای آبی ، سبز، قرمز ، زرد ، بنفش ، قهوه ای و سیاده داده شود.

-        یک مداد سیاه معمولی و یک پاکن خوب به کودک بدهید

-        یک ورق کاغذ سفید و بدون خط به ابعاد 5/29×21 مقابل کودک روی زیر دستی مناسب یا روی میزی محکم قرار بدهید.

-        به کودک گفته شود روی این کاغذ ، یک آدم بکش و سعی کن تا آن جا که می توانی قشنگ باشد و اگر خواستی آن را رنگ هم بکن

-        بگذارید کودک هر طور که می خواهد نقاشی بکشد بدون آن که به او کمک شود، هیچ انتقاد ارزشیابی یا تلقینی نیز نباید انجام شود.

-        فقط با کلمات «خوب است ، ادامه بده» کودکانی ار که دچار تردید هستند ، تشویق کنید.

-        به دست کودک خیره نشوید و حواس تا را به جای دیگری بدهید.

-        به هیچ وجه کودک را در ترسیم یا رنگ زدن کمک نکنید.

-        نقاشی آدمک رنگی زمان مشخصی ندارد ، بنابراین از بیان جملات مثل  زود باش ، بجنب ، چقدر طول میدهی و ... خوداری کنید .

-        به کودک آزادی کامل بدهید ، درباره انتخاب جای آدمک در صفحه ابعاد آدمک ، تغییر جهت صفحه کاغذ ، جنسیت آدمک ، اضافه کردن چیزهای دیگر به نقاشی و... اظهار نظر نکنید.

-        اگر کودک به هنگام رسم ، حرف هایی زد یا ترانه هایی خواند به طوری که خودش متوجه نشود آن را یاداشت کنید و بعد به روانشناس – روان سنج نشان بدهید، این حرف ها و ترانه ها جنبه هایی از رسم را که فقط با مشاهده نقاشی قابل درک نیست ، آشکارتر می کند.

-        پس از اتمام نقاشی از کودک بپرسید که آدمک دختر است یا پسر ؟ مرد است یا زن؟ بعد جنسیت آدمک را ثبت کنید .

-        اگر کودک گفت مرد است ، از او بخواهید یک زن بکشد و برعکس

-        پس از اتمام نقاشی دیگر از کودک بخواهید قصه آدمک و زندگی او را شرح دهد.

-        اگر کودک به راحتی نتوانست قصه ای درباره آدمک ها بگوید ، با طرح این سوال به او کمک کنید تا فکرش را بهتر به زبان بیاورد. این آدمک چند سال دارد ؟ چکار می کند ؟ به نظر خوت کجا را بد  و کجا را خوب کشیده ای ؟ به نظرت این آدمک چیزی کم ندارد؟ (بدون هیچ راهنمایی از جانب شما) به نظر تو آدمک را دوستش دارند؟ فکر می کنی عصبانی است؟ فکر می کنی می ترسد؟ (تمام این پاسخ ها را نیز ثبت کنید و ضمیمه هر نقاشی کنید).

اکنون خود به نکات زیر توجه فرمائید:

-        متخصصان به لحاظ علمی در یافته اند اگر آدمک در سمت چپ صفحه کشیده شود مربوط به احساسات کودک درباره گذشته است و اگر در سمت راست صفحه کشیده شود مربوط به احساسات کودک درباره آینده است . این امر به تربیت و سبک خانواده نیز بر می گردد . بعضی از خانواده ها غرق در گذشته اند و بعضی غرق در آینده و نقشه های مربوط به آن هستند.

-        هر اندازه نقاشی کودک بیشتر به سمت چپ متمایل باشد کودک هیجانات خود را بلافاصله و مستقیم بیان می کند و رفتار کودکانه ای دارد . در حالی که ترسیم متمایل به راست مهار عقلی و تحول یافتگی کودک را نشان می دهد .

-        اگر نقاشی به طور کامل در طرف چپ صفحه باشد (معرف دلبستگی به مادر) و اگر در سمت راست باشد  معرف دلبستگی بیشتر کودک به پدر است . در کودکان چپ دست این تفسیر معکوس می شود.

-        اگر کاغد عمودی باشد نقاشی هایی که در پایین صفحه کشیده شده ، نشان دهنده ی جهان ناخودآگاه کودک و مسائل مربوط به زندگی روزمره اوست . تاکید برخطی به معنا زمین ، چمن و ... در نقاشی کودک نشان گر نیاز حسی و تغذیه و ایمنی جسمانی اوست.

-        اگر نقاشی در بالای صفحه و عمودی باشد . معرف ارزش های برتر ، خیال پردازی ها و آرمانهای کودک است .

-        نقاشی در مرکز صفحه بسیار رایج بوده و امری عادی محسوب می شود.

نشانه ها در نقاشی های کودکان

علم ثابت کرده است که کودک خود را با روشی بین بستگان خویش قرار می دهد که دقیقاً مر بوط به حالات عاطفی ، احساسات ، خواسته ها ، ترس ها ، کش ها ، فاصله جویی ها یا نفرت های اوست . از حدود پنج سالگی به بالا ف اغلب کودکان آدمک ها را عمودی می کشند . این امر تا قبل از این سن اشکالی ندارد و طبیعی است که آدمک ها را به طور افقی یا مایل بکشند. ممکن است یک بازو بالاتری از بازوی دیگر یا یک ساق پا بلندتر از ساق پای دیگر باشد که در حد نرمال کاملاً طبیعی است.

-        اگر چشم و ابروها خیلی بالا و پایین باشد یا دهان بسیار کج کشید شود: این طرز کشیدن در کودک نشانگر اختلال عاطفی است . البته در کودک ها و افراد معلولی که آسیب هایی در نخاع یا سلسله اعصاب دارند این مدل کشیدن بسیار دیده می شود.

-        اگر کودک آدمک را در حال خم شدن یا بازی و جست و خیر بکشد نباید فکر کرد که مشکل عاطفی دارد ، بلکه طبیعی است .

-        اگر کودک چشم ها و ابروها و گوش ها و همه چیز را به طور دقیق و مثل هم قرینه کشده باشد به طوری که قرینه سازی افراطی به چشم بخورد، حالات وسواسی در کودک ، استرس زیاد روحی و بازداری کودک از بیان مطالب ، یا بازداری عاطفی او مشخص می شود.

-        اگر کودک آدمک ها را نیم رخ بکشد ، نشانگر گریز داشتن و گاه ترس از نگاه کردن مستقیم است . این نقاشی حوالی سن بلوغ بیشتر دیده می شود.

-        اگر دستها و بازوها به صورت افقی کشیده شده باشد ، در سنین کمتر عادی است و نشانه ابتدایی بودن نقاشی است ، اما در سنین بالاتر از شش سال تنش  و استرس نسبت به محیط را نشان می دهد .

-        ترسیم بازوها به طرف بالا بیانگر یک احساس شدید است مانند بیان شادی ، یا طلب کمک

-        ترسیم بازوها به طرف پائین کاملاً معمول بوده و طبیعی است .

-        ترسمی عمودی به طرف پایین و چسبیده بودن بازوها به بدن ، نشانگر نیاز به مهار کردن خود فاصله گیری از دیگران و بازداری شدید است .

-        اگر آدمک ها با تعادل و استحکام و استواری خوب کشیده شده باشد . این امر مشخص می سازد کودک متعادل و طبیعی است.

-        ترسیم ساق های پا به صورت فاصله دار احساس پایداری و حرکت را در کودک نشان می دهد و اعتماد به نفس او را می رساند.

-        ترسیم زاویه در پاها هوشمندی کودک را می رساند.

-        پاهای چسبیده به هم در کودکان مبتلا به بازداری و ترس شدید دیده می شود.

-        دویدن ، رقصیدن و بازی کردن آدمک ها پویایی و نشاط کودک را نمایش می دهد .

-        ایستادن یا حرکات کند و کم تحرکی همین خصوصیات را در کودک نشان می دهد و در کودکان غمگین بیشتر دیده شده است .

-        کشیدن باغبان ، سرباز ، معلم ، سرخ پوست و ... یعنی گرایش به مشخص کردن آدمک ، که بیشتر در نقاشی کودکان باهوش دیده می شود.

-        کشیدن دلقک یا حاجی فیروز : شادی کاذب و دروغین و اضطراب کودک را می رساند .

-        کشیدن ماهیگیر اغلب در نقاشی کودکان صبور و زیرک که برای به چنگ آوردن چیزی نقشه می کشند دیده می شود.



برچسب‌ها: تفسیر, نقاشی, کودکان
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:28 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

What creative child-centered education?
 
Today, in many developed countries Kvdkmhvr creative education policy and the main program of education system has become. Training on the Philosophy of Education Kvdkmhvr creative participation and cooperation of children and teachers and trainers is based. In this educational method, to develop and coordinate multiple children including intellectual development, emotional, social, language, attention and gets especially emotional and social growth that make up the foundations of child rearing, is recommended.
Kvdkmhvr in education more creative, educational programs, education programs are aligned with. In this way, education and Byhdf without education is meaningless. Educational programs and given the low interest and are designed tendency of children. While the traditional method of education, education policies and educational planning and instruction from top to bottom, is convinced the children's interest and orientation, and instead foster the kind of education is always empty.
In education participation, views and tendencies of learners, teachers and instructors that can cause, consistent with each child's talents to the flow direction are learning. In this way children's thought and art is it flourish. Creative Child centered education levels relish child knows the most important principle in the learning process. Children's willingness to provide relevant not equal and compulsory education is ordered. But when everything is planned with the interest of children, education and Balndh Ramshdhndh flow becomes. In this situation the children's motivations for learning is it growing.
Any creative child centered education, is Vagrayanh. While traditional education, and equal integration times View all children is planned. Divergence in education, every child that needs a different world and has its own specific tendencies. Outcome of such training normally more creative children will be able to understand and easier to open the secrets of nature and life are.
• Tkhylhay ideas and different starting point creatively. Phenomenon of creativity is not out of reach, if we discover the essence of children. Children like to play along with the training. Outstanding performance lies in the child play and release energy efflorescence his personality.

آموزش خلاق کودک محور چيست؟

 امروزه در بسيارى از كشورهاى پيشرفته آموزش خلاق كودك‌محور به سياست و برنامه‌ى اصلى سامانه‌ى آموزش و پرورش تبديل شده است. آموزش خلاق كودك‌محور بر فلسفه‌ى آموزش مشاركتى و هميارى کودکان و آموزگاران و مربيان استوار است. در اين شيوه‌ى آموزشى، به رشد چندگانه و همسوى کودکان که شامل رشد هوشى، هيجانى، اجتماعى و زبانى است، توجه مى‌شود و به ويژه بر رشد هيجانى و اجتماعى که بنيادهاى پرورش کودک را مى‌سازند، تاکيد مى‌شود.

در شيوه‌ى آموزش خلاق کودک‌محور، برنامه‌ريزى آموزشى، همسو با برنامه‌هاى پرورشى است. در اين شيوه، آموزش بدون پرورش بى‌معنا و بى‌هدف است. برنامه‌هاى آموزشى از پايين و با توجه به رغبت و گرايش کودکان طراحى مى‌شوند. در حالى كه در شيوه‌ى سنتى آموزش، پرورش سياست‌ها و برنامه‌ريزى‌‌هاى آموزشى از بالا به پايين و دستورى است، به رغبت و گرايش کودکان توجه نمى‌شود و جاى پرورش در اين گونه از آموزش همواره خالى است.

در آموزش و پرورش مشاركتى، ديدگاه‌ها و گرايش‌هاى ياد‌گيرندگان، سبب مى‌شود که آموزگاران و مربيان، سازگار با استعدادهاى هر کودک به جريان يادگيرى سمت و سو دهند. در اين شيوه انديشه و هنر کودکان شکوفا مى‌شود. آموزش خلاق كودك محور تراز رغبت كودكان را مهم‌ترين اصل در فرايند يادگيرى مى‌شناسد. تا زمينه‌هاى مناسب براى رغبت كودكان فراهم نشود، آموزش برابر با اجبار و دستور است. اما هنگامى كه همه چيز با رغبت كودكان برنامه‌ريزى شود، آموزش به جريانى آرامش‌دهنده و بالنده تبديل مى‌شود. در اين وضعيت است که انگيزه‌هاى کودکان براى يادگيرى افزون مى‌شود.

گونه‌ى آموزش خلاق كودك محور، واگرايانه است. در حالى كه آموزش و پرورش سنتى، برپايه‌ى همگرايى و يکسان ديدن همه‌ى کودکان برنامه‌ريزى شده است. در آموزش و پرورش واگرا، هر كودك يک جهان متفاوت است که نيازها و گرايش‌هاى ويژه‌ى خود را دارد. برآيند چنين آموزشى به طور طبيعى کودکان خلاق‌ترى خواهند بود که توانايى درک بهتر و گشودن آسان‌تر رازهاى طبيعت و زندگى را دارند.

•  انديشه‌ها و تخيل‌هاى متفاوت، نقطه‌ى آغاز خلاقيت است. خلاقيت پديده‌اى دور از دسترس نيست، اگر گوهر وجودى كودكان را كشف كنيم. کودکان دوست دارند که آموزش با بازى همراه شود. برجسته‌ترين کارکرد بازى آزاد سازى انرژى‌هاى نهفته‌ى كودك و شکفتگى شخصيت اوست.

 

 

 

 

Ten Golden primary creative child-centered education
 1 - Boom Thought:
Creative Learning Child centered, with space to create a healthy, text and software properly assessed and planned Brnah thought and effort that the lives of children blown Yazd. When the child's personality and manners are blown, the creation of Gray or his creativity to arrive at.
 2 - games and fun:
Children's World is a world of play and joy. Children always have a tendency to play and joy. Child centered teaching creative effort that children from difficult and sometimes violent world Bzrgsalanh with orders to round feeling and the atmosphere happy and actions brought for children.
 3 - idealism and sense of positive thinking:
  Creative Child centered education will always attempt Exterior phenomena that pass and come to what is primary. In this kind of training, especially with applications and programs to children of deep thinking and insight to be learned are true with all great and they discovered Mnaghysh. Refined sense of sadness, disappointment, vanity is a role that creative child-centered education is responsible. Space programs and texts, and creative child-centered education software designed to have a positive feeling and positive thinking in children are strengthened.
 4 - with the aim of knowledge transformation:
  Child centered teaching creative effort that the children of true knowledge about the universe and give life.
Who am I? Where is my place? What the goal should be aware and conscious to go? When will I know how we can transform their lives and others do? All of these dutifulness creative education is child centered.
 
 
 5 - Cooperation instead of competition:
Creative Child Learning internal axis Zmvvn believes. Test which gives meaning to human life, he discovered unknown lands and seas and the creation of new phenomena will Gr. Creative Learning Child centered and never ever test each competitor apparent that the children will not believe and always searching to find ways of cooperation rather than competition is the benefit losses.
  6 - Knowledge for the opening:
 Creative teaching strategies based effort that just for Prsanh and difficulties of life, put the feet of children. In this kind of education is worth knowing that when they come to work and be able to get somewhere open nodes.
7 - Developing emotional intelligence and social development:
   Because of that creative teaching with child-like story and display Afzarhayy creative sense of excitement and will involve children, because children like multiple Rshdhay emotional intelligence and social development it is that their needs for socialization.
 8 - dialogue and partnership:
 One of the fundamental principles of creative child-centered education, foster dialogue and cooperation aimed at participation in the work is done.
  9 - freedom and peace:
 Free living for the understanding of the concept of freedom must be found. For the protection of peace must be the values of peace and friendship understanding. Creative Child centered education will always attempt to design these two value freedom and peace is a reminder to children.
  10 - keep the Madrzmyn:
Familiarity with the principles of sustainable development which means we hold the habitat Madrzmyn emphasizes the principle of always one of the golden child centered teaching is creative.

ده اصل طلایی آموزش خلاق کودک محور

 1-شکوفایی اندیشه:

آموزش خلاق كودك محور ، با به وجود آوردن فضاي سالم ، متن ها و افزارهاي سنجيده و برناه ريزي درست كوشش مي كند كه انديشه و جان كودكان را شكفته يازد . هنگامي كه شخصيت و منش كودك شكفته مي شود ، آفرينش گري يا خلاقيت او به بار مي نشيند .

 2-بازی و شادی:

دنياي كودكان دنياي بازي و شادي است . كودكان همواره گرايش به بازي و شادي دارند . آموزش خلاق كودك محور كوشش مي كند كه كودكان را از دنياي سخت و گاهي خشن بزرگسالانه با دستورهاي بي احساس دور كند و فضا و كنش هاي شاد را براي كودكان به ارمغان آورد .

 3-معنا گرایی و مثبت اندیشی:

  آموزش خلاق كودك محور همواره كوشش مي كند كه از نماي بيروني پديده ها بگذرد و به آنچه اصل است برسد . در اين گونه از آموزش ، با افزارها و برنامه هاي ويژه به كودكان ژرف انديشي و بينش درست آموخته مي شود تا هستي را با تمام بزرگي و معناغيش كشف كنند . پالايش از احساس اندوه ، نااميدي ، بيهودگي نقشي است كه آموزش خلاق كودك محور بر عهده دارد . فضا ، برنامه ها و متن ها و افزارهاي آموزش خلاق كودك محور به گونه اي طراحي شده اند كه حس مثبت انديشي و مثبت بودن را در كودكان تقويت مي كنند .

 4-آگاهی با هدف دگرگونی:

  آموزش خلاق كودك محور كوشش مي كند كه به كودكان آگاهي راستين درباره هستي و زندگي بدهد .

من كيستم ؟ جايگاه من كجاست ؟ با چه هدفي بايد به سوي آگاه شدن و آگاه كردن بروم ؟ هنگامي كه آگاه مي شوم چگونه مي توان زندگي خود و ديگران را دگرگون كنم ؟ اين ها همه از خويشكاري هاي آموزش خلاق كودك محور است .

 

 5-همکاری به جای رقابت:

آموزش خلاق كودك محور به آزموون هاي دروني باور دارد . آزمون هايي كه به زندگي انسان معنا مي بخشد ، او را كاشف درياها و سرزمين ناشناخته و آفرينش گر پديده هاي نو مي كند . آموزش خلاق كودك محور هرگز و هيچ گاه به آزمون هاي ظاهري كه كودكان را رقيب يكديگر مي كند باور ندارد و همواره در جست و جوي پيدا كردن راه هاي همكاري به جاي رقابت هاي زيان مند است .

  6-دانش برای گشایش:

 آموزش خلاق محور كوشش مي كند كه راهكارهاي درست را براي پرسانه ها و دشواري هاي زندگي ، پيش پاي كودك بگذارد . در اين گونه از آموزش ، دانستن هنگامي ارزش دارد كه به كار بيايد و بتواند گره هاي ناگشوده را بگشايد .

7- پرورش هوش هیجانی و رشد اجتماعی:

   به سبب اين كه آموزش خلاق كودك محور با افزارهايي مانند داستان و نمايش خلاق ، هيجان و احساس هاي كودكان را درگير مي كند ، سبب رشدهاي چندگانه كودك مانند هوش هيجاني و رشد اجتماعي آن ها مي شود كه براي جامعه پذيري شان ضرورت دارد .

 8-گفت و گو و مشارکت: 

 يكي از اصول بنيادين آموزش خلاق كودك محور ، پرورش گفت وگو با هدف مشاركت و همياري در انجام كارها است .

 

 

  9-آزادی و صلح:

 براي آزاد زيستن بايد دركي دست از مفهوم آزادي داشت . براي پاسداشت صلح بايد ارزش هاي صلح و دوستي را شناخت. آموزش خلاق كودك محور همواره كوشش مي كند با طرح اين دو موضوع ، ارزش آزادي و صلح را به كودكان يادآور شود .

  10-نگه داری از مادرزمین: 

آشنايي با اصول توسعه ي پايدار كه به نگه داري از زيستگاه ما يعني مادرزمين تأكيد دارد همواره يكي از اصل هاي طاليي آموزش خلاق كودك محور است .


برچسب‌ها: آموزش, خلاق, کودک, محور
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:25 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

مثلث استرنبرگ - مثلث عشق

از دیرباز بشر به پدیده عشق علاقه مند بوده است اما تـا امـروز تعریف دقیق و فراگیری از عشق که بتــوانـد هـمه را قانع سازد ارایه نگردیده است. برخی معـتقدنـد کـه بـطـور غریزی عشق را می شناسند بنابراین اصلا زحمت تعریف کـردن آن را بـه خـود نـمی دهــنـد. امـا درسـالـهـای اخیر دانشمندان تـحـقـیـقـات گـسترده ای درباره عشق صورت داده و به یافته های بسیار جالبی نیز دست یافتـه انـد. از جمله آنها مـیـتـوان به نظریه "مثلث عشق" اشاره کـرد. 

  این فرضیه عشق را به سه مولفه تقسیم بندی مـیـکنـد:      صمیمیت، شهوت(هوس) و تعهد.

هـمچنـیـن بـه واسـطه آزمـایشـات گـونـاگون تـفاوتهای ابراز عشق در دو جنس مرد و زن مشخص گردیده اند. برای مثال مشـخص شده کـه زنـان در عـشـق بـه دوسـتی و منافع مـشـتـرک بـیـشتـر بـها می دهند و بـیـشتر از مـردها از حـسادت رنـج بـرده و وابـستگی بیشتری به فرد مقابل خود پیدا می کنند.

در زیـر به سبـک های مـخـتـلف عشـق اشاره گردیده است:

1


برچسب‌ها: مثلث, استرنبرگ, مثلث عشق
ادامه مطلب
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:21 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]

تأثير جايگاه اجتماعی والدين بر روی جنسيت نوزادان:


به گفته محققين احتمال پسر دار شدن راسای جمهور در کشور ها به مراتب بيش از احتمال دختر دار شدن آنها می باشد! اين مطالعه که در نوع خود بسيار جالب توجه بود توسط دکتر بتزيگ و همکارش دکتر وبر به انجام رسيد. نتايج اين بررسی نيز در نوع خود بسيار جالب توجه بودند.

نسبت های طبيعی پسر به دختر در جهان برابر اند با 105-107 پسر در ازای هر 100 دختر که نشان دهنده یک اختلاف 5-7 درصدی به نفع تعداد بيشتر نوزادان پسر می باشد که اين اختلاف همچنان تا رده سنی زير 60 سال بدين گونه می باشد و پس از آن به علت طول عمر بيشتر زنان نسبت به مردان جمعيت زنان از مردان فزونی می يابد.

به گفته اين محققين خانم چلسی کلينتون تنها فرزند و دختر رييس جمهور سابق ايالات متحده آمريکا است که شصت و يکمين دختر متولد شده از راسای جمهور آمريکا از ابتدای تاريخ اين کشور بوده است. این در حالی است که راسای جمهور کشور آمریکا در مجموع دارای نود پسر بوده اند، که اين اختلاف 30 درصدی در نسبت تعداد دختران به پسران متولد شده از راسای جمهور کشور آمريکا بسيار چشمگير و قابل توجه می باشد.

همچنين نسبت های مشابهی نيز در ميان نوادگان خاندان سلطنتی کشور انگلستان به چشم می خورد. در خاندان سلطنتی انگلستان از ابتدا تا کنون 1789 پسر و تنها 1522 دختر متولد شده است. نسبت تعداد پسران به تعداد دختران متولد شده در خاندان سلطنتی انگلستان برابر است با 118 پسر به ازای هر 100 دختر که اين نسبت بسيار قابل تامل می باشد آن هم در کشور و نیز در خاندانی که سقط جنين های وابسته به جنسيت هيچگاه در ميان آنان رواج نداشته است.

نسبت های مشابهی نيز در ميان فرزندان اعضای بلند پایه کابینه کشور آلمان به چشم می خورد. به گفته اين دو محقق تعداد پسران متولد شده در اين گروه برابر با 1473 و تعداد دختران متولد شده از ابتدا تا کنون تنها 1294 دختر می باشد که این برابر است با 113 پسر در ازای هر 100 دختر.

در کشور آمريکا و در ميان دولتمردان اين کشور نيز تعداد پسران به تعداد دختران برابر است با 1180 پسر به 1046 دختر که نسبت جنسی 112 پسر در ازای هر 100 دختر را نشان می دهد.

 

تأثير خصوصيات اخلاقی و شخصيتی مادر در تايين جنسيت نوزاد

پروفسور والری گرانت استاد دانشگاه آکلند در کشور نيوزيلند به ارايه يک تئوری نوين در اين ضمينه اقدام نمود. وی به تايين تايپ شخصيتی افراد اقدام و سپس نوع شخصيت آنان را با نسبت تعداد نوزادان پسر به تعداد نوزادان دختر متولد شده توسط اين مادران مورد بررسی قرار داد. نتايج به دست آمده توسط دکتر گرانت بسيار جالب توجه بودند. وی با تايين تايپ شخصيتی نزديک به 200 مادر به اين نتيجه دست يافت که مادرانی که شخصيت غلبه گر داشته و درصد صفات اخلاقی مردانه آنان بيشتر می باشد احتمال پسر دار شدنشان به مراتب بيش از مادرانی است که خصوصيات اخلاقی تسليم پذير و زنانه بيشتری از خود بروز می دهند.


برچسب‌ها: تأثير, جايگاه اجتماعی, والدين, جنسيت نوزادان
[ دوشنبه بیست و دوم مهر 1392 ] [ 12:14 ] [ مرضیه ذوالفقاری ]
درباره وبلاگ

همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن

همه ساله حج نمودن سفر حجاز کردن

زمدینه تا به کعبه سر و پا برهنه رفتن

دو لب از برای لبیک به وظیفه باز کردن

به مساجد و معابد همه اعتکاف جستن

ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن

شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن

ز وجود بی نیازش طلب نیاز کردن

به خدا که هیچ کس را ثمر آنقدر نباشد

که به روی ناامیدی در بسته باز کردن


چشم بسته قضاوت نکنید و مردم را بدون دلیل که از زبان دیگران شنیده اید بد نشمارید

ندیده در شهادت و نسنجیده در قضاوت و نفهمیده در انتقاد وارد نشوید (باران)
برچسب‌ها وب
تست (7)
روش (3)
فکر (3)
ضعف (2)
ملی (2)
رشد (2)
کار (1)
e (1)
مضر (1)
خشم (1)
امکانات وب

.

كد موسيقي براي وبلاگ

Untitled Document window.alert(" به وبلاگ من خوش امدی " )
دریافت کد خوش آمدگویی

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

.

www.shereno.com